1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

سوتی های فوق العاده خنده دار

شروع موضوع توسط ارامش در ‏29 مه 2014 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. ارامش

    ارامش کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 مه 2014
    ارسال ها:
    234
    تشکر شده:
    1,767
    جنسیت:
    زن
    یه خانومی تو فامیلمون هست خدای سوتیه.یه روز تو ماشین بودیم
    یه دفعه گفت:
    بچه ها نگاه اون ماشین سبزه ….
    کدوم ؟کدوم؟…

    همون سبز پروفسوریه دیگه
    اینقدر خندیدیم که نفسمون بند اومده بود awww.asroneh.com_wp_includes_images_smilies_icon_smile.gif





    سرکلاس استاد پرده ویدئو پروزکتور روتا آخر پایین نکشیده بود پایین اسلاید که افتاده بود روتخته سیاه معلوم نبود یه دختره گفت استاد شرمنده اما اگه ممکنه کامل بکشید پایین از اینجا خوب معلوم نیست……



    اومدم به دوستم بگم خود گویی و خود خندی، گفتم خود گ.و.ز.ی و خود خندی! عجیب ضایع شدم!



    توی ماشین من و خواهرم و سه تا دختر عمه ام داشتیم میرفتیم با سرعت زیاد تیکه مینداختیم به پسرا … یکی از دختر عمه هام ساکت بود بهش گفتیم چیه تریپ مثبتی؟؟؟؟
    گفت نه خیر شیشه رو کشید پایین حواسش نبود پشت چراغ قرمزیم به یه موتوری که بغل دستمون بود گفت : جوووووووووووووووووون بخورمت awww.asroneh.com_wp_includes_images_smilies_icon_smile.gif )
    بعد میگه هما چقدر سرعتش زیاده داره با ما میاد میگم خره پشت چراغ قرمزیم ، پسره هم خرکیف شده بود ولش نمیکرد awww.asroneh.com_wp_includes_images_smilies_icon_smile.gif )
    از اون موقع بود که توبه کردیم و دخمل سربه راهی شدیم



    بابام درختای باغچه را سم پاشی کرده بود یکم دستاش بو سم گرفته بود مامان هی راه می رفت تو خونه و با نارارحتی می گفت وای که چقدر بابا بوسم می دن…منم گفتم بابا کمتر به مامان بوس بدین خیلی داره حرص می خوره ههههههههههه



    دارم پسته میخورم پشت چراغ قرمز یارو پیرمرده کلشو از ماشین بغلی آورده بیرون میگه مرتیکه خجالت نمیکشی ماه رمضونی دهنت مثل ک.و.ن مرغ میجنبه ؟ گفتم به تو چه ک.و.ن خودمه حال کردم بجنبونم . با خودم گفتم ایول چه جواب دندون شکنی بهش دادم که دیدم دوستم نیشش بازه میگه خاک بر سرت نمیشه آبرو ریزی نکنی همه جا ؟



    امشب داشتم میومدم خونه یه دختره از کنارم رد شد برگشتم اونم برگشت, فیس تو فیس شدیم و داشتیم از هم دور میشدیم, دختره همین طور که داشت میرفت راهش کج شده بود بعد که برگشت با سر رفت تو درخت. همه بهش خندیدن. بیچاره سرشو انداخت پایین رفت.
    خیلی دلم واسش سوخت چون همه بهش خندیدن.



    چند سال پیش با مامانم و چند نفر دیگه رفته بودیم تشییع جنازه خسرو شکیبایی….بعد مراسم که تو تالار وحدت بود داشتیم میومدیم بیروون که پرویز پرستویی از بغلمون رد شد مامانم یهو برگشت گفت eeeeeeeeeee خسرو شکیبایی….بیچاره همینجووری برگشت نگاموون کرد…کم مونده بود بگه اصلا میدونین چرا اومدین اینجا…



    همکارمون سه ماهه حامله اس. دیروز سرکار یه کفش پاشنه بلند پوشیده بود که وقتی راه میرفت تق تق صدا میکرد. یکی از همکاران مذکر بهش گفت بابا این کفشتو عوض کن هی صدا میده میره رو مخمون. منم خواستم بگم اشکال نداره یواش یواش باید کفش پاشنه تخت بپوشین دیگه چون سختتون میشه. خیلی شیک گفتم : خانم….دیگه یواش یواش باید برین رو تخت!! سکوت چند ثانیه ای و بعد انفجار خنده ی همکاران گرامی awww.asroneh.com_wp_includes_images_smilies_icon_smile.gif ))))) خودمم غش کردم awww.asroneh.com_wp_includes_images_smilies_icon_smile.gif ))))



    نشستیم با فک و فامیل اسم فامیل بازی میکنیم
    داییم میوه از ‘ی’ نوشته یه کیلو خیار..!!
    هیچ جوریم زیر بار نمیره که قبول نیست.



    تو تاکسی بودم خانوم کناریم گفت:آقا هرجا ممنون باشید پیاده میشم…



    دیروز تو تاکسی بودم ۳نفر دیگه هم پسر راننده هم یه پسر بود زنگ زدم به دوست قدیمیم کلی حرف زدیم گفت راستی شمارمو از کجا اوردی؟ گفتم خودت دادی گفت نه بابا منم از خنگیش حرصم گرفت گفتم آهان یادم اومد دیروز جام گرم بود تخم کردم شمارتو همه تو ماشین ساکت شدن بعد چند ثانیه زدن زیر خنده آبروم رفت.



    به دوستم گفتم:نقاش سراغ نداری؟ میخوام در خونه رو رنگ بزنم….گفت: مگه من مردم داداش ، خودم برات میزنم….منم سریع گفتم: نامردی اگه همین الان نزنی…

    [​IMG]

    چند روز پیش کلاس فیزیک بودیم وسطای کلاس معلم گفت سرعت چند بوده منم فکرکردم میگه ساعت چنده ،وقتی کلاس ساکت بود من گفتم ۲۰ دقیقه به هفت awww.asroneh.com_wp_includes_images_smilies_icon_neutral.gif
    کل کلاس برگشتن منو نگاه کردن، بیچاره معلم هنگ کرده بود :



    ترم اول دانشگاه یه روز کارتمو جا گذاشتم مامور جلوی در گفت خانوم کارتتون؟ گفتم:من کارتمو جا گذاشتمو الانم یه کلاس مهم دارم اگه بشه اجازه بدین برم داخل!گفت :اینجوری که نمیشه یه کارت کتابخونه ای چیزی که نشون بده شما مال اینجایی! منم بعد از کلی فکر گفتم : من هیچکدومه اینا رو ندارم آخه من نوام!!



    رفتم دارو خونه به زنه میگم کاندوم دارین؟؟ میگه چه سایزیه ؟ گفتم :دقیق نمیدونم،میخوای بدم سایزش کنی؟؟همچین دهنش باز نشده بود که فحش رو بده ، باسرعت نور پریدم بیرون و الفرار….چند روز بعد از این ماجرا تو آپارتمانمون یه خانواده ی جدید اومدن و ساکن شدن…وسط اسباب کشی شون دیدم ای داد بیداد،از بد شانسیم همون زنه اومده همسایه مون شده..



    یه بار با بچه ها رفته بودیم مسافرت بعد نصف شب خوابم نمیبرد اومدم یه چنتا اس ام اس به دوستام بدم نصفه شبی بد خوابشون کنم یهو اس ام اس اب خوردی افتابه رو کجا گذاشتیو واسه بابام فرستادم تا اومدم گوشیو خاموش کنم که نره دیدم رفت بعد ۶٫۵ صبح دیدم یریز داره گوشیم زنگ میخوره منم تو خواب بیداری یهو دیدم شماره بابامه سریع گوشیو برداشتم دیدم بابام داره میگه دلم نیومد بزارم تشنه بخوابی بیدارت کردم بگم افتابه رو کجا گذاشتم :دی



    با برادرزادم رفتیم خرید میخواستم کفش بخرم بعد کلی گشتن خسته شدم کیفمو(که سنگین بود) دادم بهش برام نگه داره بعده یکم بهش گفتم میگم کفشات برام راحته؟(میخواستم بگم کیفم اذیتت نمیکنه!!!!) وایساده داره نگام میکنه تازه گرفتم چی شد،وسط کوچه برلن نزدیک بود دراز بکشم از خنده!!!



    ترم اول واسه ثبت نام دانشگاه دیر رفتم اسمم تو لیست هیچ استادی نبود.
    آموزش هم گفته بود برگه انتخاب واحدتو به استاد نشون بده تا اسمتو تو لیست بنویسه..
    استاد ریاضی گفت اسمه کیو نخوندم؟….. دستمو بردم بالا!!
    گفت برو از آموزش نامه بیار..
    گفتم آموزش گفته چیزمونو نشون بدیم کافیه!!!
    که یهو یکی از پسرا گفت:
    شما اگه چیزتونو نشون بدین لیسانس تونو همین الان بهتون میدن!-21-)


    دیشب صدای تقو توق میومد از بالای پشت بوم من گفتم دزده داره ماهوارمونو میدزه. مامانم گفت صدای پا نمیاد.
    من:لابد دزده فلجه!!!!
    -اره دوستاش زیر بغلشو گرفتن آوردن دزدی



    ترم قبل دیر رسیدم به دانشگاه ..
    از پایین پله های دانشکده به هر کدوم از همکلاسیام میرسیدم بلند بلند میگفتم زهرا جونم کجاست ؟زهرا آرمند-استاد کارگاه
    وقتی رسیدم طبقه ی سوم استاد رو دیدم که عصبانی به دیوار تکیه زده
    گفت آقای شریعتمداری با من کار دارین ..
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏29 مه 2014
    مریس, laleh mn, Pari94 و 5 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. sahar joooon

    sahar joooon برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,398
    تشکر شده:
    719
    جنسیت:
    زن
    مرسی جالب بوووووووووود
     
  3. ارامش

    ارامش کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 مه 2014
    ارسال ها:
    234
    تشکر شده:
    1,767
    جنسیت:
    زن
    خواهش میکنم
     
  4. مریس

    مریس کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏29 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    13
    تشکر شده:
    2
    جنسیت:
    مرد
    ممنون با حال بود
     
  5. ارامش

    ارامش کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 مه 2014
    ارسال ها:
    234
    تشکر شده:
    1,767
    جنسیت:
    زن
    مرسی نظر لطف تونه
     
  6. milad.rafael

    milad.rafael کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏9 مه 2014
    ارسال ها:
    631
    تشکر شده:
    12,628
    جنسیت:
    مرد
    علي يخ كني.خيلي بيخود بود.ولي با جواد خيابانيت كلي حال كردم.
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.