1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

پسرا نیاین.... "دخترا جدی نگیرین" فقط بخندین...

شروع موضوع توسط clear در ‏4 ژوئن 2014 در انجمن اشعار طنز

  1. clear

    clear هوای حوصله ام ابریست.. کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏2 ژوئن 2014
    ارسال ها:
    77
    تشکر شده:
    612
    جنسیت:
    زن
    شعر طنزی گفته ام خیلی قشنگ amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_1.gif نقد کن اما بدون فحـش و جنـگ amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_5.gif
    دختری با مادرش در رختخــــــواب درد و دل میکرد با چشمی پر آب amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_2.gif

    گفت مادر! حالم اصلا خوب نیست زندگی از بهر من مطلوب نیست
    گو چه خاکی را بریزم بر سرم amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_7.gif روی دستت باد کــردم مادرم‼ amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_29.gif


    سن من از 26 افزون شده، قلب من آتش گرفته خون شده
    هیچکس مجنون این لیلا نشد ، شوهری از بهر من پیدا نشد


    غم میان * شد انباشته ، بوی ترشی خانه را برداشته
    مادرش چون حرف دختر را شنفت ، خنده بر لب آمدش آهسته گفت: awww.pic4ever.com_images_Laie_7.gif

    دختـرم بخت تو هم وا میشود ، غنچه ی عشقت شکوفا می شود
    غصه ها را از وجودت دور کن، این همه شوهـر یکی را تور کن amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_25.gif


    گفت دختر:‌ مادر محبوب من‼ ای رفیق مهـربان و خوب من
    گفتـه ام با دوستـانم بارهـا ، من بدم می آید از این کار ها amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_13.gif


    در خیابان یا میان کــوچه ها ، سر به زیرم با وقارم هر کجا
    کی نگاهی میکنم بر یک پسر، مغز یابو خورده ام یا مغز خر؟؟


    غیر از آن روزی که گشتم همسفر ، با سعید و یاسر و داود خطـر
    با سه تاشون رفته بودیم سینما ، بگـذریم از باقی این ماجـرا amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_44.gif


    یک سری هم صحبت یاسر شدم ، او خرم کرد آخرش عاشق شدم awww.pic4ever.com_images_inlove2.gif
    یک دو ماهی یار من بود و پرید، قلب من از عشق او خیری ندید


    مصطفای حاج قلی اصغر شله، یه زمانی عاشق من شد بله
    بعد هوتن یار من فرهــاد بود، البته وسواسی و حساس بود‼


    بعداز این وسواسی پر ادعا ، شد رفیقم خان داداش المیرا
    یعد اون من عاشق مانی شدم ، بعد مانی عاشق هانی شدم


    بعد هانی عاشق نادر شـــدم ، بعد نادر عاشق ناصــر شدم
    مادرش آمــــد میان حــرف او ، گفت: ساکت شو دیگه بی چشم و رو! amihanblog.com_public_public_rte_images_new_smiles_82.gif


    گرچه من هم در زمان دختری ، روز و شب بودم به فکر شوهری
    لیک جز آنکه تو را باشــد پدر، دل نمی دادم به هر * این قدر


    خاک عالم برسرت خیلی بدی، واقعا که پوز مادر را زدی (-̮̮̃-̃)

    ....................
    آی عاغا پسری ک گفتم نیا اما اومدی و اینو خوندی ،این فقط ی شوخیه .....نیشتو ببند...
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏4 ژوئن 2014
    اهریمن, mona54, reza ghashghaee و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.