1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

نامه عاشقانه دکتر علی شریعتی برای همسرش...

شروع موضوع توسط pary royaee در ‏9 ژوئن 2014 در انجمن دل نوشته های کاربران

  1. pary royaee

    pary royaee عاشقی رو با خدا دوس دارم و لا غیر کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏3 نوامبر 2013
    ارسال ها:
    2,311
    تشکر شده:
    8,655
    جنسیت:
    زن
    باتو، آهوان این صحرا دوستان همبازی من‌اند
    باتو، کوه ها حامیان وفادار خاندان من‌اند
    باتو، زمین گاهواره ای است که مرا در آغوش خود می‌خواباند
    ابر، حریری است که برگاهواره ی من کشیده‌اند
    و طناب گاهواره ام را مادرم، که در پس این کوه ها همسایه‌ی ماست در دست خویش دارد

    باتو، دریا با من مهربانی می‌کند
    باتو، سپیده‌ی هرصبح بر گونه ام بوسه می‌زند
    باتو، نسیم هر لحظه گیسوانم را شانه می‌زند
    باتو، من با بهار می‌رویم
    باتو، من در عطر یاس ها پخش می‌شوم
    باتو، من درشیره‌ی هر نبات می‌جوشم
    باتو، من در هر شکوفه می‌شکفم
    باتو، من در طلوع لبخند می‌زنم، در هر تندر فریاد شوق میکشم، درحلقوم مرغان عاشق می‌خوانم در غلغل چشمه ها می‌خندم، در نای جویباران زمزمه می‌کنم
    باتو، من در روح طبیعت پنهانم
    باتو، من بودن را، زندگی را، شوق را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را می‌نوشم
    باتو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، درسکوت این آسمان، درتنهایی این بی‌کسی، غرقه‌ی فریاد و خروش و جمعیتم، درختان برادران من‌اند و پرندگان خواهران من‌اند وگلها کودکان من‌اند و‌اندام هر صخره مردی از خویشان من است و نسیم قاصدان بشارت گوی من‌اند وب وی باران، بوی پونه، بوی خاک، شاخه ها ی شسته، باران خورده، پاک، همه خوش‌ترین یادهای من، شیرین ترین یادگارهای من‌اند.
    بی تو، من رنگهای این سرزمین را بیگانه می‌بینم
    بی تو، رنگهای این سرزمین مرا می‌آزارند
    بی تو، آهوان این صحرا گرگان هار من‌اند
    بی تو، کوه ها دیوان سیاه و زشت خفته‌اند
    بی تو، زمین قبرستان پلید و غبار آلودی است که مرا در خود به کینه می‌فشرد
    ابر، کفن سپیدی است که بر گور خاکی من گسترده‌اند
    وطناب گهواره ام را از دست مادرم ربوده‌اند و بر گردنم افکنده‌اند
    بی تو، دریا گرگی است که آهوی معصوم مرا می‌بلعد
    بی تو، پرندگان این سرزمین، سایه های وحشت‌اند و ابابیل بلایند
    بی تو، سپیده‌ی هر صبح لبخند نفرت بار دهان جنازه ای است
    بی تو، نسیم هر لحظه رنج های خفته را در سرم بیدار می‌کند
    بی تو، من با بهار می‌میرم
    بی تو، من در عطر یاس ها می‌گریم
    بی تو، من در شیره‌ی هر نبات رنج هنوز بودن را و جراحت روزهایی را که همچنان زنده خواهم ماند لمس می‌کنم.
    بی تو، من با هر برگ پائیزی می‌افتم. بی تو، من در چنگ طبیعت تنها می‌خشکم
    بی تو، من زندگی را، شوق را، بودن را، عشق را، زیبایی را، مهربانی پاک خداوندی را از یاد می‌برم
    بی تو، من در خلوت این صحرا، درغربت این سرزمین، در سکوت این آسمان، درتنهایی این بی کسی، نگهبان سکوتم، حاجب درگه نومیدی، راهب معبد خاموشی، سالک راه فراموشی ها، باغ پژمرده‌ی پامال زمستانم.
    درختان هر کدام خاطره‌ی رنجی، شبح هر صخره، ابلیسی، دیوی، غولی، گنگ و پرکینه فروخفته، کمین کرده مرا بر سر راه، باران زمزمه ی گریه در دل من،
    بوی پونه، پیک و پیغامی‌نه برای دل من، بوی خاک، تکرار دعوتی برای خفتن من،
    شاخه های غبار گرفته، باد خزانی خورده، پوک، همه تلخ ترین یادهای من، تلخ ترین
    یادگارهای من‌اند.
     

    موضوعات مشابه

    radvin, reza ghashghaee, امیر عباس و 4 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. arvia

    arvia برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏20 مه 2013
    ارسال ها:
    9,149
    تشکر شده:
    6,031
    جنسیت:
    مرد
    باتو، من در روح طبیعت پنهانم..
    بی تو، من با بهار می‌میرم.................بسیار زیبا
     
  3. pary royaee

    pary royaee عاشقی رو با خدا دوس دارم و لا غیر کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏3 نوامبر 2013
    ارسال ها:
    2,311
    تشکر شده:
    8,655
    جنسیت:
    زن
    خیلی ممنون -80-
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.