1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

مکالمه من و حافظ!

شروع موضوع توسط روناک در ‏26 آگوست 2014 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. روناک

    روناک حرص نخور کفن جیب نداره کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    178
    تشکر شده:
    345
    جنسیت:
    زن
    نيمه شب پريشب گشتم دچار کابوس
    ديدم به خواب حافظ توي صف اتوبوس

    گفتم: سلام حافظ گفتا : عليک جانم
    گفتم: کجا روي؟ گفت والله خود ندانم

    گفتم : بگير فالي گفتا نمانده حالي
    گفتم: چگونه اي؟ گفت: در بند بي خيالي

    گفتم که تازه تازه شعر و غزل چه داري؟
    گفتا که مي سرايم شعر سپيدباري

    گفتم: ز دولت عشق، گفتا: کودتا شد
    گفتم: رقيب، گفتا: کله پا شد

    گفتم: کجاست ليلي؟ مشغول دلربايي؟
    گفتا: شده ستاره در فيلم سينمايي

    گفتم: بگو، ز خالش، آن خال آتش افروز؟
    گفتا: عمل نموده، ديروز يا پريروز

    گفتم: بگو ز مويش، گفتا که مش نموده
    گفتم: بگو، ز يارش، گفتا ولش نموده

    گفتم: چرا؟ چگونه؟ عاقل شده است مجنون؟
    گفتا: شديد گشته معتاد گرد و افيون

    گفتم: کجاست جمشيد؟ جام جهان نمايش؟
    گفتا: خريده قسطي تلويزيون به جايش

    گفتم: بگو، ز ساقي حالا شده چه کاره؟
    گفتا: شدست منشي در دفتر اداره

    گفتم: بگو؛ ز زاهد آن رهنماي منزل
    گفتا: که دست خود را بردار از سر دل

    گفتم: ز ساربان گو با کاروان غم ها
    گفتا: آژانس دارد با تور دور دنيا

    گفتم: بگو، ز محمل يا از کجاوه يادي
    گفتا: پژو، دوو، بنز يا گلف نوک مدادي

    گفتم که قاصدت کو آن باد صبح شرقي
    گفتا که جاي خود را داده به فاکس برقي

    گفتم: بيا ز هدهد جوييم راه چاره
    گفتا: به جاي هدهد ديش است و ماهواره

    گفتم: سلام ما را باد صبا کجا برد؟
    گفتا: به پست داده، آورد يا نياورد؟

    گفتم: بگو ز مُشکٍ آهوي دشتِ زنگي
    گفتم: سراغ داري ميخانه اي حسابي؟
    گفتا: آنچه بود از دَم گشته چلو کبابي

    گفتم: بيا دو تايي لب تر کنيم پنهان
    گفتا: نمي هراسي از چوب پاسبانان؟

    گفتم شراب نابي تو دست و پا نداري؟
    گفتا که جاش دارم وافور با نگاري

    گفتم: بلند بوده موي تو آن زمان ها
    گفتا : به حبس بودم اَز ته زدند آن ها

    گفتم: شما و زندان؟ حافظ ما رو گرفتي؟
    گفتا:ندیده بودم هالو به این خرفتی.
    شاعر:لاادری​
     

    موضوعات مشابه

    کیان خان, mahima, پروانه و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. امير خفن

    امير خفن الوووو برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏9 سپتامبر 2013
    ارسال ها:
    4,964
    تشکر شده:
    1,650
    جنسیت:
    مرد
    باحال بود
     
  3. مهدیه

    مهدیه زمان که بگذره دیدت نسبت به خیلیا عوض میشه... کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آوریل 2014
    ارسال ها:
    389
    تشکر شده:
    1,260
    جنسیت:
    زن
  4. mahima

    mahima زندگی کن.... برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏3 سپتامبر 2012
    ارسال ها:
    706
    تشکر شده:
    623
    جنسیت:
    زن
    -21--21--21-
    جالب بود
     
  5. هدیه

    هدیه کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏14 فوریه 2013
    ارسال ها:
    1,474
    تشکر شده:
    524
    جنسیت:
    زن
    مرسی............
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.