1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

شعر و طنز دانشگاه وازدواج( حتما بخونید)

شروع موضوع توسط پروانه در ‏5 سپتامبر 2014 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. پروانه

    پروانه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏25 آگوست 2014
    ارسال ها:
    236
    تشکر شده:
    1,856
    جنسیت:
    زن
    اهل دانشگاهم
    رشته ام علافی‌ست
    جیب‌هایم خالی ست
    پدری دارم
    حسرتش یک شب خواب!
    دوستانی همه از دم ناباب
    و خدایی که مرا کرده جواب.
    اهل دانشگاهم
    قبله‌ام استاد است
    جانمازم نمره!
    خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
    من نمی‌دانم که چرا می‌گویند
    مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
    وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
    ((چشم ها را باید شست
    جور دیگر باید دید))
    باید از آدم دانا ترسید!
    باید از قیمت دانش نالید!
    وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
    من به گور پدر علم و هنر خندیدم!
    کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
    کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
    کار ما شاید این است
    که مدرک در دست
    فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
    پر بکنیم

    اهل دانشگاهم
    روزگارم خوش نیست
    ژتونی دارم
    خرده عقلی
    سر سوزن شوقی
    اهل دانشگاهم پیشه ام گپ زدن است
    گاه گاهی می نویسم تکلیف
    می سپارم به شما
    تا به یک نمره ناقابل بیست
    که در آن زندانیست
    دلتان زنده شود
    چه خیالی چه خیالی می دانم
    گپ زدن بیهوده است
    خوب می دانم دانشم بیهوده است
    اوستاد از من پرسید
    چقدر نمره زمن می خواهی
    من از او پرسیدم
    دل خوش سیری چند
    اهل دانشگاهم
    قبله ام آموزش
    جانمازم جزوه
    مشق از پنجره ها می گیرم
    همه ذرات وجودم متبلور شده است
    درسهایم را وقتی می خوانم
    که خروس می کشد خمیازه
    مرغ و ماهی خواب است
    خوب یادم هست
    مدرسه باغ آزادی بود
    درس بی کرنش می خواندیم
    نمره بی خواهش می آوردیم
    تا معلم پارازیت می انداخت
    همه غش می کردیم
    کلاس چقدر زیبا بود
    و معلم چقدر حوصله داشت
    درس خواندن آنروز
    مثل یک بازی بود
    کم کمک دور شدم از آنجا
    بار خود را بستم
    عاقبت رفتم در دانشگاه
    به محیط خشن آموزش
    و به دانشکده علم سرایت کردم
    رفتم از پله کامپیوتر بالا
    چیزها دیدم در دانشگاه
    من گدایی دیدم در آخر ترم
    در به در می گشت
    یک نمره قبولی می خواست
    من کسی را دیدم
    از دیدن یک نمره ده
    دم دانشگاه پشتک می زد
    من نمی خندم اگر دوست من می افتد
    من نمی خندم اگر نرخ ژتون را دوبرابر بکنند
    و نمی خندم اگر موی سرم می ریزد
    من در این دانشگاه
    در سراشیب کسالت هستم
    خوب می دانم استاد
    کی کوئیز می گیرد
    برگه حذف کجاست
    سایت و رایانه آن مال من است
    تریا، نقلیه و دانشکده از آن من است
    ما بدانیم اگر سلف نباشد
    همگی می میریم
    و اگر حذف نباشد
    همگی مشروطیم
    نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نبود
    کار ما نیست شناسایی مسئول غذا
    کار ما نیست شناسایی بی نظمی ها
    کار ما شاید اینست که در مرکز پانچ
    پی اصلاح خطاها برویم
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏6 سپتامبر 2014
    raziiiiiiiiii, Amin*, Arkash و 4 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. ShAbGaRdE TaNhA

    ShAbGaRdE TaNhA MoHaMmAd کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آگوست 2014
    ارسال ها:
    281
    تشکر شده:
    3,382
    جنسیت:
    مرد
    جالب بود مرسی
     
  3. پروانه

    پروانه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏25 آگوست 2014
    ارسال ها:
    236
    تشکر شده:
    1,856
    جنسیت:
    زن
  4. ماتادور

    ماتادور یادش بخیر.. زود گذشت.. کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 مه 2014
    ارسال ها:
    1,350
    تشکر شده:
    2,002
    جنسیت:
    مرد
    وری وری نایس.. تنکس..
     
  5. پروانه

    پروانه کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏25 آگوست 2014
    ارسال ها:
    236
    تشکر شده:
    1,856
    جنسیت:
    زن
  6. raziiiiiiiiii

    raziiiiiiiiii کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏6 ژانویه 2014
    ارسال ها:
    861
    تشکر شده:
    536
    جنسیت:
    زن
    مرسي جالب بود
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.