1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

ناگهان گشت بیامد سفری مهمان کرد

شروع موضوع توسط روناک در ‏26 سپتامبر 2014 در انجمن جملات و اشعار کوتاه

  1. روناک

    روناک حرص نخور کفن جیب نداره کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏12 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    178
    تشکر شده:
    345
    جنسیت:
    زن
    «دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند»
    دمشان گرم مرا آب حیاتم دادند

    اهل حالند رفیقان دو گرم سیخیدند
    دو گرم را زده پس چای و نباتم دادند

    گهگداری دو سه تا عکس خفن میدیدم
    با دو سه فیلم «در این شیوه ثباتم دادند»

    «زیر خط آب حیات از لب او نوشیدم»
    روی خط رفته و از لب برکاتم دادند

    مجلسی بود به یک گوشه نشستم آرام
    به میان خوانده مرا و حرکاتم دادند

    جمع ما جمع چو شد حرمت آداب شکست
    خر و بوزینه و خرچنگ صفاتم دادند

    «هر چه را داشتم از دولت شبخیزی بود»
    توی مهمانی این شب شکلاتم دادند

    زاهدی داد به من مایوی گلدارش را
    «مستحق بودم اینها به زکاتم دادند»

    ناگهان گشت بیامد سفری مهمان کرد
    «سوی آرامگه عشق براتم دادند»​
    مرتضی جهانی مقدم
     

    موضوعات مشابه

    mozhy 115 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.