1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

خدایی این فک و فامیله داریم؟

شروع موضوع توسط باران888 در ‏29 نوامبر 2014 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. باران888

    باران888 کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژوئن 2014
    ارسال ها:
    1,060
    تشکر شده:
    3,775
    جنسیت:
    زن
    awww.irannaz.com_images_small_2013_12_1_The_jaws_have_Famylh_God.jpg

    اصن خدا فامیلو آفریده واسه قطع رابطه و جک ساختن …
    .
    .
    .
    موبایلمو دزد برده هرچی گشتم کارتونشو پیدا نکردم ، پسر عموم اومده میگه *#۰۶# رو بزن تو گوشیت سریالشو بهت میده بعد با این برو کلانتری …
    من awww.irannaz.com_wp_includes_images_smilies_icon_neutral.gif


    فک و فامیل awww.irannaz.com_wp_includes_images_smilies_icon_neutral.gif
    عموم و زن عموم awww.irannaz.com_wp_includes_images_smilies_icon_neutral.gif
    .
    .
    .
    یه بار ننم با عموم و زن عموم دعواش شده بود اومده بود خونه به بابام میگفت برادرت خودش خوبه ولی ترک تحصیل حرفای زنش قرار میگیره …
    .
    .
    .
    بچه خواهرم سه سالشه ، شیطونی میکرده مامانش بهش گفته اینقد شیطونی نکن بسه !!! گفته اصن من میخوام تنها زندگی کنم …
    .
    .
    .
    چند وقت پیش میخواستم خط موی پشت گردنم رو درست کنم ، در ضمن حسش نبود برم آرایشگاه !
    بابام کلاس گذاشت که زمون جنگ اون یه مدت آرایشگر ارتش بوده و راضیم کرد پشت سرم رو درست کنه !
    خدا نصیب کافر نکنه ، نشست ماشین و تیغ گرفت دستش ؛ اول کار که پس کله ام رو زخم کرد بعدشم هی میگفت کج شد بزار درستش کنم … کارش که تموم شد خط رو آورده بود وسطای کله ام ، مجبور شدم برم سرم رو تیغ بندازم !
    .
    .
    .
    با خواهرم رفتیم عطاری به فروشنده میگه ۱۰۰۰تومن زردچوبه بده ۱۰۰۰تومن فلفل سیاه بده ؛ فروشنده کشیده داده بعد خواهرم میگه چقدر میشه ؟
    .
    .
    .
    رفیقم یه بار گوشیش افتاده بود تو چاه توالت اومده بود بیرون میگفت گوشیم وقتی داشت میوفتاد تو چاه من با چشمان خویشتن دیدم که جانم میرود …
    .
    .
    .
    کل زندگیمو فروختم گوشی گلکسی خریدم !
    بابام میگه : این گاری اسبی چی داره رفتی خریدی ؟؟؟
    .
    .
    .
    شدیدا سرما خوردم به مامانم میگم مامان سرشیر نمی تونم بخورم ؟ واسم خوب نیست نه ؟ میگه نه خوب نیست ولی بخور تا خراب نشده …
    .
    .
    .
    پسرخالم اومده خونمون شب خوابش برده ، ساعت ۳ نصف شب بیدارم کرده با تعجب میگه :‌ پاشو پاشو تو خونه ی ما چیکار میکنی ؟؟؟
    .
    .
    .
    داداش کوچیک دوستمو بردیم آمپول بزنیم …
    پرستار گفت : بخواب آمپولتو بزنم …
    بچه گفت : خوابم نمیاد …
    .
    .
    .
    خالم بهم زنگ زده میگه اینترنت پر سرعت داری لطفا واسم فیلم بر باد رفته رو دانلود کن …
    گفتم باشه چجوری به دستت برسونم ؟؟؟ گفت : خوب واسم ایمیل کن دیگه !!!
    .
    .
    .
    مامان بزرگ : ای من به قربون قدت بشم …
    من : آهان ! کم رنگ بریزم دیگه ؟
    مامان بزرگ : آره دیگه ! لیوانی هم باشه …
    .
    .
    .
    داشتم کارت پایان خدمت بابامو میدیدم بهش میگم بابا واقعا قدت ۱۶۰ سانته ؟ میگه بچه مگه تو ۱۶۰ سانت دوره شاه رو میفهمی ؟
    .
    .
    .
    دیشب اومدم خونه میخواستم خودمو لوس کنم و به اصطلاح چـُسى بیام گفتم : مامان هوا خیلى سرده ، گلوم درد میکنه فک کنم سرما خوردم …
    مامانم : هیچ مرگیت نیست ، کمتر قلیون بکش خوب میشى ! .
    .
    .
    .
    کارت عروسی واسمون اومده بود روی کارت نوشته جناب آقای فلانی با اتفاق همسر محترمه و دختر خانم ؛ خوب مینوشتین همتون بیاین ولی بی زحمت اون پسر الدنگتونو نیارین …
    .
    .
    .
    پسر عمم اس ام اس زده بیا پینگ پونگ! (10:50)
    بهش میگم ساعت چند؟؟ (10:52)
    میگه: 10:50 خودت رو برسون !!
    من awww.irannaz.com_wp_includes_images_smilies_icon_neutral.gif
    موتور جت awww.irannaz.com_wp_includes_images_smilies_icon_neutral.gif
    ساعت گرینویچ awww.irannaz.com_wp_includes_images_smilies_icon_neutral.gif
    پسر عمم awww.irannaz.com_wp_includes_images_smilies_icon_biggrin.gif
    .
    .
    .
    ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﻡ ﻧﺴﺒﺘﺎ ﻣﺤﺘﺮﻣﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ، ﺭﻓﺘﻦ ﮐﺎﻓﯽ ﺷﺎﭖ ﺁﺏ ﻣﯿﻮﻩ ﻭ ﮐﯿﮏ ﻭ ﺑﺴﺘﻨﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ، ﺭﻓﺘﻦ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﭼﻠﻮ ﮐﺒﺎﺏ ﻭ ﻣﺎﺳﺖ ﻭ ﺗﺮﺷﯽ ﻭ ﺯﯾﺘﻮﻥ ﻭ ﺩﻭﻍ ﺧﻮﺭﺩﻥ ، ﺑﻌﺪ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﺧﻮﻧﻪ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺩﺧﺘﺮﻩ ﺟﻮﺍﺏ ﺗﻠﻔﻨﺶ ﺭﻭ ﻧﺪﺍﺩﻩ … ﭘﺴﺮ ﻋﻤﻮﻡ ﻫﻢ ﺁﺧﺮ ﺷﺐ ﺧﯿﻠﯽ ﺟﺪﯼ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﮔﻔﺘﻪ : ﭘﺲ ﮔﺸﻨﺖ ﺑﻮﺩ ؟!؟!؟!-35-
    .
    .
    .
    چهارشنبه کلاسام تموم شد وسایلامو از خوابگاه جمع کردم اومدم خونه …
    امروز داداشم برگشته بهم میگه : حالا تا کی خونه ی ما آویزونی ؟-41-
    .
    .
    .
    دیشب ساختمون کناریمون آتیش گرفته بود با بابام سریع لباس پوشیدیم بریم کمک ؛ مامانم یهو داد زد وااااایستید ! دارید میرید آشغالارم بزارید جلو در !!! بدجور تو فکر فرو رفتیم با بابام …-76-
    .
    .
    .
    امروز داشتم وسایلامو تمیز میکردم ، کارت کلاس زبان ۸ سال پیشم رو پیدا کردم ! بعد به بابام گفتم نگاه کن بعد هشت سال هنوز اینو نگه داشتم !
    بابام یه نگا بم کرد گفت پس من چی بگم بعد ۲۲ سال هنوز تورو نگه داشتم !!!؟؟؟
    هیچی دیگه خودم از کادر خارج شدم …-151-
    .
    .
    .
    خواهرزاده ی ۵ ساله م رو بردم سوپرمارکت بهش میگم عزیزم چی دوس داری برات بخرم ؟
    میگه شکلات …
    گفتم ای جونم ! چه شکلاتی بخرم برات ؟
    یهو چشماشو تنگ کرد گفت : شکلات تلخ ! مثه طعمِ زندگی …

    خدایی 5 ساله بودیم اینجوری بودیم؟-206-
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏30 نوامبر 2014
    کاویان و sy از این پست تشکر کرده اند.
  2. gmi

    gmi کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏8 آگوست 2014
    ارسال ها:
    112
    تشکر شده:
    110
    جنسیت:
    مرد
    -5--5--5--5-
     
    باران888 از این پست تشکر کرده است.
  3. باران888

    باران888 کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژوئن 2014
    ارسال ها:
    1,060
    تشکر شده:
    3,775
    جنسیت:
    زن
    مرسی
     
  4. manijeh30

    manijeh30 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏20 سپتامبر 2015
    ارسال ها:
    185
    تشکر شده:
    137
    جنسیت:
    زن
    خدایی خیلی باحال بود
     
  5. roxanna alp

    roxanna alp کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 ژانویه 2016
    ارسال ها:
    387
    تشکر شده:
    16
    جنسیت:
    مرد
    عالی بود.



    عالی بود.
     
    Last edited by a moderator: ‏25 آگوست 2016
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.