1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

طنز ادبی...

شروع موضوع توسط ثمین بانو در ‏30 نوامبر 2014 در انجمن اشعار طنز

  1. ثمین بانو

    ثمین بانو کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 نوامبر 2014
    ارسال ها:
    65
    تشکر شده:
    125
    جنسیت:
    زن
    تو شیرینی منم فرهاد اُستاد
    مثه قندیو من قنّاد اُستاد

    به نزدت آمدم دانش بجویم
    نگیر اِنقد به من ایراد اُستاد

    به منچه اختلافِ آن دو خازن؟
    اِلهی که بِشَن دلشاد اُستاد!

    برایِ نمره به هرجا دویدم
    شدم عینِ خودِ سَنباد اُستاد!

    فدایت نمره که ارثِ پدر نیست!!
    کمک کن واحدم اُفتاد اُستاد!

    اگر درسِ تو را از بَر نکردم
    نَده منفی بکن اِرشاد اُستاد!

    همینجا می کنم تهدید جدّی!
    یه کاری کن نشم معتاد استاد!!

    قلم در دست تو مانند شمشیر
    همین فرق تو با جلاد اُستاد

    غم درسِ تورا از بس که خوردم
    گرفتم زردی و غمباد اُستاد!

    چرا اشکم اثر بر تو ندارد؟
    کشیدی دورِ دل فولاد اُستاد؟

    به من خورده نگیر آنجا که دیدی
    دو چرخِ خودروات کمباد اُستاد!

    تو آهویی برایِ خانواده
    به ما که میرسی صیاد اُستاد!

    اگر دیدی کسی هوشَشَ به تو نیس
    همه خوابن نزن فریاد اُستاد!

    مرا یک آنتراک مهمان نکردی
    دلم سرگرمی اَم میخواد اُستاد!

    دو چِشمم چپ شُده کج مینویسم!
    تقلّب را بکن آزاد اُستاد!

    رفیقم راضیو من هم که راضی!
    مزاحمت نکن ایجاد اُستاد!

    شکنجه میکنی با هر سوالَت
    نداری تو خودت اولاد اُستاد؟؟

    شبِ اولِ قبر را درک کردم
    شبایِ امتحان،امداد اُستاد!!

    اگر شاگردِ خوبی هم نبودم
    تو خوبی کن به من مُرداد اُستاد!

    ببین اِی مهربان با من چه کردی
    شده وردِ زبان اُستاد اُستاد!

    به من گفتی برو بیرون که حذفی!!
    عجب حرفِ بدی مای گاد اُستاد!!!؟

    یاحا کاشانی
     

    موضوعات مشابه

    Majid R2 و زمهریر از این پست تشکر کرده اند.
  2. ثمین بانو

    ثمین بانو کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 نوامبر 2014
    ارسال ها:
    65
    تشکر شده:
    125
    جنسیت:
    زن
    واستگار ِ تازه از راه آمده
    زیر ِ نور ِ آبی ِ ماه آمده
    در پس یک قحطی کم سابقه
    یوسف ِ گمگشته از چاه آمده!
    کرده قیمت خانه ی ما را سپس
    یکسره از راه ِ بنگاه آمده!
    تا شنیده که سی و شش ساله ام
    بعد از آن با جبر و اکراه آمده
    کرده تحقیق و شنیده شاعرم
    ساعتی خندیده، آنگاه آمده!
    در نکاح قبلی اش خیری نبود
    استخاره کرده، دلخواه آمده!
    بی پدر، بی مادر و بی خواهر است
    با زن ِ همسایه همراه آمده!
    هیکل چاقش که از در رد نشد،
    نم نمک تا پشت درگاه آمده
    یک کلاه فلفلی دارد به سر
    با سبیل و ریش ِ کوتاه آمده
    دیده من افسرده دارم می شوم،
    اینچنین وقت ِ بزنگاه آمده!
    من چه خوشبختم که بعد از هشت سال
    خواستگار تازه از راه آمده!
     
    Majid R2 و زمهریر از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.