1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

مردش هستی؟؟؟؟

شروع موضوع توسط ثمین بانو در ‏30 نوامبر 2014 در انجمن شعر و ادبیات

  1. ثمین بانو

    ثمین بانو کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 نوامبر 2014
    ارسال ها:
    65
    تشکر شده:
    125
    جنسیت:
    زن
    کنارت هستم برای روزی که دستان نازنینت را در دستان مضطربم میگذاری و ازم قول میخواهی که تا ابد کنارت بمانم


    مردت هستم برای لحظه ای که از بزرگترها اجازه میگیری تا ملکه ی مملکت قلبم بشوی


    مردی که پا به پایت در مغازه های شهر می آید تا وسواسهایت را برای خرید یک روسری ساده عاشقا نه بپرستد کیست؟منم!


    برای روزهایی که پدر و مادرمان پیر میشوند و میترسی که دختر خوبی برایشان نبوده باشی، من کنارت هستم تا خدمتشان کنیم و نترسی...


    برای ثانیه ای که پدران و مادرانمان به بهشت میروند من کنارتم تا درد یتیمی را کمتر حس کنی
    مردی که اشکهایت را میبوسد و موهای پریشانت را شانه میزند، منم

    برا ی ثانیه ای که فرشته ای از بهشت در رحم تو به امانت می آید ، منم که کنارتم و تو در آغوش من هست که می آرامی


    در تمام آن ۲۸۹ روز بارداری ، وقتی از قیافه می افتی و شکمت خط خطی میشود و نمیتوانی حتی درست راه بروی ، منم که کنارتم و شبها تن خسته ات را در آغوش میگیرم


    مردی که دستانت را در آن لحظات پر درد و امید تولد میگیرد و عرق از پیشانی پر دردت پاک میکند منم


    مردی که موهای تو و دخترت را قبل از خواب شانه میکند و هر دوی شما را در آغوش مردانه اش میخواباند منم


    مردی که شبهای بیخوابی برایت قهوه و کیک شکلاتی می اورد تا قصه زندگیت را گوش میکند ، منم
    مردی که با دستان خسته اش ،پاهای خسته تر تو از این زندگی سخت را ، هر شب نوازش میکند تا بیارامند کیست؟ منمتو برف زمستون ، وقتی از خواب پا میشی و میری پشت پنجره ،اونیکه روی بخار شیشه اتاق اسمت را نوشته منم
    مردی که فال قهوه برات میگیرد و تو فنجونش انگشت میزنی تا برایت از فرشتگان و سرنوشت زیبایت حرف بزند منم

    مردی که اصرار داری صورتش را خودت اصلاح کنی منم
    مردی که بلد نبود ،اما دوست داشت ناخنهایت را لاک بزند منم.
    کسیکه بارها و بارها نازت را میکشد و قهرهایت را خریدار است هنوز ، منم
    مردی که هر پنجشنبه سالهاست به خاطر نذر روز خواستگاریش ، در خیریه ها کار میکند به عشقت و به شکرانه بودنت ، منم
    سالهاست که شب عید میروی سراغ یتیمها تا شادشان کنی ، مردی که تمام این سالها کنارت کادو ها را خریده و روبان زده و همراهت بوده منم.
    وقتی از سر کار میخواهی به خانه بروی ، مردی که پیاده می آید کنارت که تا خانه با هم قدم بزنید ، کسی نیست جز من.


    مردی که خسته از کار روزانه به ضریح چشمانت پناه می آورد و تو حاجت روایش میکنی منم
    آهای دختر شبهای پاییز ٬!
    شبها که مضطرب از خواب میپری و تو تاریکی در بسترت میگردی که ببینی هستم یا نه ، نبین...لمس کن تن مردی را که سردی روزگار را به خاطر تو به گرمای آغوشش مبدل کرده


    اونیکه به خاطرت ، ته اقیانوس وسط تاریکی و خطر میرود تا صدفی به نامت بگشاید و شاید مرواریدی لایقت بیاید ، منم
    اونیکه بعد از سالها همسری ، بدن از تناسب افتاده ات را می بوید و می بوسد منم




    روزی که اولین موی سپیدت را در آینه میبینی و اشک در چشمانت حلقه میزند ، منم که موهایت را در دستان مردانه ام جمع میکنم و در آغوشم سفت میفشارمت و در گوشت زمزمه میکنم که

    « امروز دو برابر عاشقتم ای شراب کهنه »روزی که نگران چین و چروکهای تازه از راه رسیده صورت زیبایت میشوی ، منم که بهترین زیبارویان عالم را با ثانیه ای باتوبودن معاوضه نخواهم کرد




    برای روزهایی که فرزندانمان میروند دنبال سرنوشتشان و تو در اتاقهایشان میگریی ، منم مردی که دستانت را میگیرد و تو را شبانه به کنار دریا میبرد تا هر چقدر میخواهی با بیکرانگی آب از دلتنگیهایت بگویی


    برای روزهایی که جسمت تغییر میکند و فکر میکنی دیگر زن نیستی و میترسی ؛ منم که بارها و بارها حس زن بودنت را به تک تک سلولهایت یاد آوری میکنم...همان مرد وحشی روزهای اولمان میشوم تا یادت نرود که تویی شاه بیت غزل زندگی من.

    ******************************
    مردی که برایت فال حافظ میگیرد و تو حافظیه برایت نماز اقامه میکند منم
    مردی که دیوارهای مسجد الحرام را به احترامت میبوسد منم
    مردی که در قنونتش سلامتی تو و شادی روح تو را میخواهد منم
    مردی که بعد از نماز صبحش ، بالا سرت می آید و با بوسه ای بر پیشانی ات بیدارت میکند منم...من همان کسی هستم که سالهاست قامت تو را در هنگام اقامه نماز در چادر سپید ، با بهشت معاوضه نکرده است
    تو همه معنویتی هستی که در زندگیم توشه بر گرفته ام
    عشق تو دروازه ورود من به بیکران الهی بود...بک یا الله من هم تویی


    بگذار نا محرمان بپندارند من کافرم...کفر و ایمان من تویی
    مردی که منیتهایش تویی ، منمكاش پیش از این تو را داشتم.

    مهربانم میدانم که چقدر دوستم داری و چسان عاشقم هستی!
    شاید عشق اگر میدانست چون تویی در هستی وجود دارد
    از شرم سر در گریبان میبرد
    چه زیبا سکوتت را شکسته ای و فریادم زده ای!
    میدانم که عشق را با تمامی ذرات وجودت فریاد می زنی!
    اگر پیش از این میشناختمت هیچوقت نمی نالیدم که تنهایم!
    تو اگر در این سالهای تنهایی با من بودی ...
    چشم هایم را می شستی
    و سکوتم را با دستان عاشقت به باد می دادی .
    اگر میدانستی که چقدر مشتاق عشق حقیقی ام
    نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
    تا من در سکوت نگاه تو
    رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خدا ببرم .
    اگر میدانستی ...
    که چه سالهای مدیدی به انتظار تحفه ای از خدا برای دلم بودم ...
    یقین دارم که پیش از این می آمدی !!!
    برایم گفتی که آزار مرا نمی خواهی
    و لحظه ای تاب رنجش مرا نداری!
    ای عزیز از سفر رسیده
    این دل مشتاق که پیش از آمدنت تنها بود ...
    چه معصومانه مینگرد
    و میبیند که جز نگاه پر مهرت پنجره ای
    و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد .
    کاش بتوانم بیش از این دوستت داشته باشم!
    كاش پیش از این تو را داشتم
    عزیزم از داشتنت به خود می بالم و تا ابد عشقت در وجودم جاری است
     
  2. deniz

    deniz کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏21 دسامبر 2013
    ارسال ها:
    193
    تشکر شده:
    1,986
    جنسیت:
    زن
    من كه جنين مردى نديدم و فكر نميكنم باشه
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.