1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

پسری از پدرش پرسید ....

شروع موضوع توسط ثمین بانو در ‏4 دسامبر 2014 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. ثمین بانو

    ثمین بانو کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏27 نوامبر 2014
    ارسال ها:
    65
    تشکر شده:
    125
    جنسیت:
    زن
    پسری از پدرش پرسید ... ؟
    پدر یه کم از سیاست براش میگه ولی متوجه نمیشه،میگه برای تو یه مثال در مورد خانواده خودمون میزنم تا متوجه بشی؛
    من حکومت هستم،چون همه چیز رو من تعیین می کنم.
    مامانت جامعه ست،چون کارهای خونه را اون اداره میکنه.
    کلفتمون ملت فقیر و پا برهنه ست،چون از صبح تا شب کار میکنه و هیچی نداره.
    تو روشنفکری،چون داری درس میخونی و پسر فهمیده ای هستی.
    داداش کوچیکت هم که دو سالشه نسل آینده ست.
    پسرک نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره و می بینه زیرش رو کثیف کرده،میره تو اتاق خواب پدر و مادرش که خبرشون کنه، می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار میکنه از خواب بیدار نمیشه.
    میره تو اتاق کلفتشون که اون رو بیدار کنه میبینه باباش با کلفتشون خوابیده!!!
    فردا صبح باباش ازش می پرسه به مثالی که برای سیاست زدم فکر کردی،فهمیدی سیاست چیه؟؟
    پسر میگه،بله پدر،سیاست یعنی اینکه حکومت ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو میده در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هرکاری می کنه نمیتونه جامعه را بیدار کنه در حالیکه نسل آینده داره تو کثافت دست و پا میزنه
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏4 دسامبر 2014
    باران888 و deniz از این پست تشکر کرده اند.
  2. deniz

    deniz کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏21 دسامبر 2013
    ارسال ها:
    193
    تشکر شده:
    1,986
    جنسیت:
    زن
    mc aliiiii bod
     
    ثمین بانو از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.