1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

تفاوت طلاق و فسخ نکاح

شروع موضوع توسط sima30 در ‏5 دسامبر 2014 در انجمن گرايش حقوق

  1. sima30

    sima30 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    5
    تشکر شده:
    0
    جنسیت:
    زن

    معنای حقوقی طلاق عبارت است از انحلال عقد ازدواج دائم با رعایت تشریفات خاص طلاق. عقد ازدواج به سه روش انحلال پیدا کرده و رابطه زوجیت خاتمه می یابد که این سه از این قرارند: 1- طلاق 2- فسخ نکاح 3- بذل مدت 1- طلاق: طبق قانون شوهر در همه حال و زن تنها در موارد خاصی که قانون مقرر کرده می تواند به دادگاه خانواده مراجعه کرده و درخواست طلاق داشته باشند. 2- فسخ نکاح: تعدادی عیوب هستند که اگر در هریک از زن یا مرد وجود داشته باشند، باعث می شوند عقد ازدواج انحلال یافته و رابطه زوجیت خاتمه یابد. از جمله این عیوب می توان از ناتوانی جنسی در مرد و بیماری جذام در زن که موجب زمین گیری او می شود نام برد و باعث می شود یکی از طرفین عقد ازدواج را فسخ کند. البته زن و مرد در صورتی می توانند از این حق خود استفاده کنند که قبل از وقوع عقد ازدواج از وجود این عیوب آگاهی نداشته اند و در غیر این صورت هیچ یک از آن دو نمی تواند از این عیوب علیه دیگری استفاده نماید و عقد ازدواج را فسخ نماید. از جمله این عیوب می توان از جنون نام برد که در صورت زودگذر نبودن جنون هرچند که دائمی یا دوره ای باشد از عواملی است که موجب فسخ نکاح می گردد. البته تفاوتی که میان زن و مرد در مورد عیب جنون وجود دارد این است که اگر زن بعد از وقوع ازدواج هم از جنون مرد آگاهی پیدا کند، می تواند حق فسخ خویش را اجرا کند اما مرد این حق را ندارد. اجرای حق فسخ فوری است؛ به این معنی که به محض اینکه یکی از زوجین از عیب طرف مقابل اطلاع پیدا کرد باید حق فسخ خود را به کار گیرد و اجرا کند وگرنه این حق او از بین رفته و دیگر نمی تواند عقد نکاح را فسخ کند. البته عرف و عادت مشخص کننده معیار فوریت اجرای حق فسخ است. 3- بذل مدت: اختصاص به عقد موقت دارد و مرد می تواند هر زمان که بخواهد زمان باقیمانده از مدت عقد موقت را به زن ببخشد و یا به اصطلاح این مدت را بذل کند. بعضی مواقع عقد ازدواج بدون انجام هیچ اقدامی از سوی طرفین خود به خود منحل می گردد مثل زمان فوت یکی از طرفین و یا مواردی که پس از ازدواج بدون اینکه هیچیک از طرفین عقد ازدواج را فسخ کنند خود به خود عقد منحل می شود و زوجین به یکدیگر حرام می گردند همانند مواردی که زن یا مرد از اسلام خارج شوند. اما فسخ ازدواج و طلاق چه تفاوتی باهم دارند: از نظر عده هردوی فسخ و طلاق شبیه هم هستند و هردو عده دارند. اما در موارد بسیاری باهم تفاوت دارند که عبارتند از: 1- جهت اجرای صیغه طلاق تشریفات و بیان خاصی ضروری است در صورتی که فسخ این تشریفات را ندارد. 2- طلاق نیاز به شهادت دو مرد عادل دارد اما فسخ اینگونه نیست. 3- چنانچه طلاق قبل از رابطه زناشویی صورت گیرد زن مستحق نیمی از مهریه است، در حالیکه در فسخ اصلا به زن مهریه تعلق نمیگیرد. چهار رکن ضروری جهت وقوع هر صیغه طلاق وجود دارد که عبارتند از: الف) فردی که طلاق می دهد یعنی شوهر. ب) فردی که طلاق داده می شود یعنی زن ج) صیغه طلاق که بیان طلاق است با عبارات خاصی د) دو مرد عادل که شهادت دهند و صیغه طلاق باید جوری بیان شود که هردو مرد شاهد همزمان باهم آن را بشنوند و هر ططاق نیاز به صیغه جداگانه خودش دارد به این معنی که نمی توان با قرائت یک صیغه طلاق چند طلاق را اجرا کرد. چنانچه طلاق به درخواست زوجه انجام شده باشد و حکم طلاق صادر شده باشد اما زوج در دفترخانه جهت اجرای حکم حضور نیابد، دفترخانه جریان را به اطلاع دادگاه می رساند و نماینده ای از طرف دادگاه در دفترخانه حاضر شده و به نمایندگی از طرف مرد صیغه طلاق را جاری می کند. اما مردی که می خواهد همسر خود را طلاق دهد لازم است دارای چهار ویژگی باشد: اول آنکه بالغ باشد و نیازی به رشد نیست زیرا طلاق از امور غیرمالی است و نیاز به رشد ندارد. دوم اینکه طلاق دهنده باید عاقل باشد و در مورد مرد دیوانه، سرپرست قانونی مرد با تصویب دادستان این کار را انجام می دهد تا مصالح وی رعایت شود. سومین مورد این است که طلاق دهنده باید قصد انجام طلاق را داشته باشد یعنی آگاه از وقوع طلاق باشد. و چهارمین ویژگی این است که طلاق دهنده باید مختار باشد و در آزادی کامل صیغه طلاق را جاری کند بنابراین فردی که مجبور به طلاق است و یا اکراه در انجام آن دارد و یا تهدید بهانجام آن شده صیغه طلاقی که جاری می کند صحیح نیست. طلاق به دو صورت شکل می گیرد: طلاق رجعی و طلاق بائن در طلاق رجعی شوهر در ایام عده حق رجوع دارد که مختار است از آن استفاده بکند یا نه. رجوع تشریفات خاصی ندارد و با هر بیان و اقدامی که حکایت از رجوع کند انجام می پذیرد. مرد نمی تواند این حق را از خود ساقط کند و یا طی قراردادی آن را از بین ببرد و زن در صورت رجوع مرد مکلف به تمکین می باشد. در طلاق بائن مرد حق رجوع در ایام عده را ندارد و انواع طلاق بائن به این ترتیب است: 1- طلاقی که قبل از برقراری رابطه زناشویی انجام شود. 2- طلاق دادن زنی که یائسه است. 3- طلاق خلع و مبارات؛ که در طلاق خلع زن به دلیل اینکه از شوهر بیزار است مالی را به او می بخشد و در مقابل مرد او را طلاق می دهد و طلاق مبارات هم طلاقی است که این کراهت دوطرفه است یعنی هم از جانب زن و هم از طرف مرد. 4- طلاق سوم پس از اینکه دوبار رجوع انجام شده است.وکیل طلاق مفرماید طلاق هایی که به درخواست زن انجام می شود به جز یک مورد همه بائن است و آن یک مورد وقتی است که شوهر غایب مفقودالاثر است. طبق ماده 130 قانون مدنی زن در صورت وجود عسروحرج در ادامه زندگی مشترک می تواند به دادگاه مراجعه کرده و تقاضای طلاق کند و دادگاه در صورت اثبات عسرو حرج زوج را مجبور به طلاق می کند و اگر میسر نبود خود دادگاه زن را طلاق می دهد.
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏24 سپتامبر 2016
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.