1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستانک های جالب و خوندنی

شروع موضوع توسط باران888 در ‏6 دسامبر 2014 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. باران888

    باران888 کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژوئن 2014
    ارسال ها:
    1,060
    تشکر شده:
    3,775
    جنسیت:
    زن
    داستان “مسافرکش”

    مسافرکش بدون مسافر داشته می رفته، کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی می بینه کنار می زنه سوارش می کنه. مسافر روی صندلی جلو می نشینه. یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی می پرسه: آقا منو می شناسی؟ راننده می گه: نه…
    راننده واسه یه مسافر خانم که دست تکون می داده نگه می داره و خانمه عقب می نشینه. مسافر مرد دوباره از راننده می پرسه: منو می شناسی؟ راننده می گه: نه. شما؟ مسافر مرد می گه: من عزرائیلم. راننده می گه: برو بابا! اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانمه از عقب به راننده می گه : ببخشید آقا شما دارین با کی حرف می زنین؟ راننده تا اینو می شنوه ترمز می زنه و از ترس فرار می کنه…
    بعد زنه و مرده با هم ماشین رو می دزدند!


    بانک زمان

    تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟ هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.
    ارزش یک سال را دانش‏آموزی که مردود شده میداند.
    ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به‏دنیا آورده میداند،
    ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته‏ نامه میداند،
    ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
    ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
    و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.
    هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید، باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.
    دیروز به تاریخ پیوست.
    فردا معما است.
    و امروز هدیه است.

    پیرمرد و دخترش

    دهقان پیر، با ناله می‌گفت: ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست

    با وجود این همه بدبختی، نمی‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده

    و چشم تنها دخترم را«چپ» آفریده است؟! دخترم همه چیز را دو تا می‌بیند.

    ارباب پرخاش کرد و گفت: بدبخت! چهل سال است نان مرا زهر مار می‌کنی!

    مگر کور هستی، نمی‌بینی که چشم دختر من هم «چپ» است؟!

    دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم … اما … چیزی که هست،

    دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌ها را «دوتا» می‌بیند

    … ولی دختر من، این همه بدبختی را … !





    داستان کوتاه“دیگر نیست …”
    خیلی چاق بود.پای تخته که می رفت ، کلاس پر می شد از نجوا.تخته را که پاک می کرد ،بچه ها ریسه می رفتند و او با صورت گوشتالو و مهربانش فقط لبخند می زد.آن روز معلم با تأنی وارد کلاس شد. کلاس غلغله بود.یکی گفت:«خانم اجازه!؟گلابی بازم دیر کرده.»

    و شلیک خنده کلاس را پر کرد.معلم برگشت.چشمانش پر از اشک بود.آرام و بی صدا آگهی ترحیم را بر * سرد دیوار چسباند.لحظاتی بعد صدای گریه دسته جمعی بچه ها در فضا پیچید و جای خالی او را هیچ * پر نکرد…

    داستان کوتاه “خدا هست”

    دانشجویی سر کلاس فلسفه نشسته بود. موضوع درس درباره خدا بود. استاد پرسید(آیا در این کلاس کسی هست که صدای خدا را شنیده باشد؟) کسی پاسخ نداد.
    استاد دوباره پرسیدآیا در این کلاس کسی هست که خدا را لمس کرده باشد؟) دوباره کسی پاسخ نداد.
    استاد برای سومین بار پرسید): آیا در این کلاس کسی هست که خدا را دیده باشد؟) برای سومین بار هم کسی پاسخ نداد. استاد با قاطعیت گفتبا این وصف خدا وجود ندارد).
    دانشجو به هیچ روی با استدلال استاد موافق نبود و اجازه خواست تا صحبت کند. استاد پذیرفت. دانشجو از جایش برخواست و از همکلاسی هایش پرسید: (آیا در این کلاس کسی هست که صدای مغز استاد را شنیده باشد؟) همه سکوت کردند.
    (آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را لمس کرده باشد؟) همچنان کسی چیزی نگفت.
    (آیا در این کلاس کسی هست که مغز استاد را دیده باشد؟)
    وقتی برای سومین بار کسی پاسخی نداد، دانشجو چنین نتیجه گیری کرد که استادشان مغز ندارد..
     

    موضوعات مشابه

    Zoha و Amin* از این پست تشکر کرده اند.
  2. Amin*

    Amin* کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئیه 2014
    ارسال ها:
    728
    تشکر شده:
    973
    جنسیت:
    مرد
    جالب بودن
     
    باران888 از این پست تشکر کرده است.
  3. باران888

    باران888 کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏24 ژوئن 2014
    ارسال ها:
    1,060
    تشکر شده:
    3,775
    جنسیت:
    زن
    مرسی
     
    Amin* از این پست تشکر کرده است.
  4. Amin*

    Amin* کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژوئیه 2014
    ارسال ها:
    728
    تشکر شده:
    973
    جنسیت:
    مرد
    خواهش اجی
     
    باران888 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.