1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

احادیث و سخنان امام زمان(علیه السلام)

شروع موضوع توسط !!!OMID!!! در ‏19 ژانویه 2015 در انجمن امام مهدی (عج) و انتظار

  1. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد

    إِنّی لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ کَما أَنَّ النُّجُومَ أَمانٌ لاَِهْلِ السَّماءِ
    همانا، من، امان و مایه ى ایمنى براى اهل زمینم؛ همان گونه که ستاره ها، سبب ایمنى اهل آسمان اند.
    کمال الدین، ج2، ص485، ح10 ؛ الغیبة، شیخ طوسى، ص292، ح247 ؛ احتجاج، ج2، ص284 ؛ إعلام الورى، ج2، ص272 ؛ کشف الغمة، ج3، ص340 ؛ الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 .
    شرح حدیث: این کلام، قسمتى از جواب هایى است که امام زمان(علیه السلام)، در پاسخ به نامه ى اسحاق بن یعقوب فرموده است. اسحاق در این نامه، از علت غیبت سؤال مى کند. حضرت بعد از جواب و بیان علّت غیبت، به این نکته اشاره دارد که وجود امام در غیبت، بى فایده و اثر نیست؛ از فواید امام این است که وجود او سبب ایمنى براى اهل زمین است؛ همان گونه که ستارگان آسمان مایه ى ایمنى براى اهل آسمان اند. در روایات صحیح دیگرى نیز به همین مضمون اشاره شده است. در آن روایات آمده است: اگر حجت در زمین نباشد، زمین و اهل آن، دگرگون و مضطرب خواهند شد.
    در تشبیه امان بودن امام زمان(علیه السلام) براى اهل زمین، به امان بودن ستارگان براى اهل آسمان، وجوه تشابهى نهفته است که به دو مورد از آن ها اشاره مى کنیم:
    1. همان گونه که از جهت تکوینى، وجود ستارگان و کیفیّت وضع آن ها موجب امان و آرامش کرات و سیارات و کهکشان هاست، وجود امام زمان(علیه السلام) نسبت به موجودات زمین نیز چنین است.
    2. همان گونه که به سبب ستارگان، شیاطین از آسمان ها رانده شدند و امان و آرامش براى اهالى آسمان ها، از جمله ملائکه فراهم شد، وجود امام زمان(علیه السلام) نیز تکویناً و تشریعاً سبب طرد شیاطین از اهل زمین، خصوصاً انسان ها خواهد بود.
    منبع: شرح چهل حدیث از حضرت مهدى(علیه السلام)، على اصغر رضوانى، انتشارات مرکز مدیریت حوزه علمیه قم (1382).

    __________________
    می سـوزم اگـربه قـلب دریـــا نزنم

    مجنون تر ازاینم که به صحرا نزنم

    از بغض گلوگیـــــر شما می پــرسم

    حرف دل خـــود را بـــــزنم یا نزنم؟
     

    موضوعات مشابه

    ♥○•TANIN•○♥, Amin*, baranbahar و 2 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    چرا که نه باعث افتخاره
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    أَحْیى بِهِمْ دینَهُ، وَأَتَمَّ بِهِمْ نُورَهُ، وَجَعَلَ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ إِخْوانِهِمْ وَبَنی عَمِّهِمْ وَالاَْدْنَیْنَ فَالاَْدْنَیْنَ مِنْ ذَوی أَرْحامِهِمْ فُرْقاناً بَیِّناً یُعْرَفُ بِهِ الْحُجَّةُ مِنَ الْمَحْجُوجِ، وَالاِْمامُ مِنَ الْمَأْمُومِ، بِأَنْ عَصَمَهُمْ مِنَ الذُّنُوبِ، وَبَرَّأَهُمْ مِنَ الْعُیُوبِ، وَطَهَّرَهُمْ مِنَ الدَّنَسِ، وَنَزَّهَهُمْ مِنَ اللَّبْسِ، وَجَعَلَهُمْ خُزّانَ عِلْمِهِ، وَمُسْتَوْدَعَ حِکْمَتِهِ، وَمَوْضِعَ سِرِّهِ، وَأَیَّدَهُمْ بِالدَّلائِلِ، وَلَوْلا ذلِکَ لَکانَ النّاسُ عَلى سَواء، وَلاَِدَّعى أَمْرَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ کُلُّ أَحَد، وَلَما عُرِفَ الْحَقُّ مِنَ الْباطِلِ، وَلا الْعالِمُ مِنَ الْجاهِلِ
    اوصیا کسانى هستند که خداوند متعال، دینش را با آنان زنده مى کند، و نورش را با آنان کاملاً مى گسترد و سیطره مى دهد. خداوند میان آنان و برادران و عموزادگان و دیگر خویشاوندانشان تفاوت آشکارى گذاشته است که به سبب آن، حجّت از غیر حجّت، و امام از مأموم، شناخته مى شود. آن تفاوت آشکار این است که آنان را از گناهان محفوظ و مصون داشته، از عیوب مبرّا کرده، از پلیدى پاک گردانیده، از اشتباه منزهشان داشته، آنان را خزانه داران علم و حکمت و پرده داران سرّ خود قرار داده و آنان را با دلیل ها تأیید کرده است. اگر این گونه نبود، همه ى مردم با هم یکسان بودند و هر * مى توانست ادعاى امامت کند که در این حال، حقّ از باطل و عالم از جاهل، تشخیص داده نمى شد.
    الغیبة، طوسى، ص288، ح246؛ احتجاج، ج2، ص280؛ بحارالأنوار، ج53، ص194و195، ح21.
    شرح حدیث: این کلمات، از جمله مطالبى است که امام زمان(علیه السلام) در جواب نامه ى احمد بن اسحاق مرقوم داشته است. آن حضرت(علیه السلام) بعد از اشاره به نکاتى چند، به حقیقت و شأن و مقام امامت و امام پرداخته و خصوصیاتى را براى امام بیان فرموده است، تا سبب تمایز امام حق از مدعى دروغین امامت باشد:
    1. امام کسى است که به سبب او دین خدا زنده خواهد ماند؛ زیرا او است که در هنگام اختلافات و وقوع فتنه ها و شبهه ها، حقّ را از باطل تشخیص مى دهد و مردم را به دین واقعى هدایت مى کند.
    2. نور خدا که با رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) شروع شد، با امام تمام و کامل مى شود.
    3. خداوند متعال، در ذریه ى پیامبر، براى تمیز امام از بقیه ى افراد، اوصافى اختصاصى براى امام قرار داده است، تا مردم، در امر امامت، دچار شبهه نشوند، خصوصاً هنگامى که بعضى از ذریه ى پیامبر، ادعاى دروغین امامت مى کنند. برخى از این ویژگى ها، عصمت از گناهان، دورى از عیوب، طهارت از پلیدى، نزاهت و پرهیز از اشتباه و ... است. اگر این ویژگى ها نبود، هر * مى توانست ادعاى امامت کند و بدین سان، حق و باطل جدا شدنى نبودند و در نتیجه، دین الهى بر جهانیان حاکم نمى شد.
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  3. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    أَوَ ما رَأَیْتُمْ کَیْفَ جَعَلَ اللّهُ لَکُمْ مَعاقِلَ تَأْوُونَ إِلَیْها، وَأَعْلاماً تَهْتَدُونَ بِها مِنْ لَدُنْ آدَمَ(علیه السلام
    آیا ندیدید که چگونه خداوند براى شما، ملجأهایى قرار داد که به آنان پناه برید، و عَلَم هایى قرار داد تا با آنان هدایت شوید، از زمان حضرت آدم(علیه السلام) تا کنون.
    الغیبة، شیخ طوسى، ص286، ح245 ؛ احتجاج، ج2، ص278 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص179، ح9 .
    شرح حدیث: این عبارت، قسمتى از توقیعى است که از ناحیه ى حضرت، به خاطر اختلاف میان ابن أبى غانم قزوینى و جماعتى از شیعیان صادر شده است. ابن ابى غانم معتقد بود که براى امام حسن عسکرى(علیه السلام) جانشینى نیست و امامت به ایشان ختم شده است. گروهى از شیعیان، به حضرت مهدى(علیه السلام)نامه مى نویسند و داستان را باز مى گویند. از ناحیه ى حضرت نامه اى صادر مى شود که حدیث فوق بخشى از آن است.
    امام زمان(علیه السلام) بعد از سفارش هاى زیاد در دورى از تردید و شک در امر امامت و وصایت و جانشینى، مى فرمایند: مسئله ى وصایت، در طول تاریخ بشریت، ثابت است و تا انسان وجود دارد، زمین، خالى از حجّت نیست. حضرت مى فرماید:
    تاریخ را بنگرید! آیا زمانى را خالى از حجّت دیده اید که اینک اختلاف کرده اید؟
    حضرت، در این قسمت از حدیث، براى امامت، دو فایده برشمرده است: یکى، ملجأ و پناه مردم در گرفتارى ها، و دیگرى هدایت کردن مردم به دین الهى؛ زیرا امام معصوم(علیه السلام) نه تنها هدایتگر مردم به شریعت و دین الهى است، بلکه در مسائل مادّى و دنیوى نیز حلاّل مشکلات مختلف آنان خواهد بود.
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  4. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    عِلْمُنا عَلى ثَلاثَةِ أَوْجُه: ماض وَغابِر وَحادِث، أَمَّا الْماضی فَتَفْسیرٌ، وَأَمَّا الْغابِرُ فَمَوْقُوفٌ، وَأَمَّا الْحادِثُ فَقَذْفٌ فیِ الْقُلُوبِ، وَنَقْرٌ فی الاَْسْماعِ، وَهُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنا، وَلا نَبیَّ بَعْدَ نَبِیِّنا
    علم ما اهل بیت(علیهم السلام) بر سه نوع است: علم به گذشته و آینده و حادث. علم گذشته، تفسیر است؛ علم آینده، موقوف است و علم حادث، انداختن در قلوب، و زمزمه در گوش هاست. این بخش، بهترین علم ماست و بعد از پیامبر ما، رسول دیگرى نخواهد بود.
    دلائل الإمامة، ص524، ح495 ؛ مدینة المعاجز، ج8، ص105، ح2720 .
    شرح حدیث: این عبارت، بخشى از جواب امام زمان(علیه السلام) به سؤال على بن محمّد سمرى درباره ى علم امام است.
    مرحوم مجلسى(رحمه الله) در مرآة العقول، در تفسیر این سه نوع علم مى فرماید:
    علم ماضى یعنى علمى که پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم)براى اهل بیت(علیهم السلام)تفسیر کرده اند؛ نیز شامل علومى است از وقایع گذشته درباره ى انبیا و امّت هاى پیشین، و حوادثى که براى آنان اتّفاق افتاده و خبر از شروع امور و عوالم است.
    مراد از «غابر»، علومى است که به امور آینده تعلّق مى گیرد؛ زیرا، غابر به معناى «باقى» است. مراد از غابر خبرهاى حتمى است که مربوط به آینده ى جهان است. و بدین سبب امام آن را به «موقوف» تفسیر کرده اند که علومى که تعلق به آینده ى جهان دارد، مختصّ به اهل بیت(علیهم السلام)است. موقوف، یعنى «مخصوص».
    مراد از علم حادث، علمى است، که به تجدد احوال موجودات، تجدّد پیدا مى کند، ویا تفصیل مجملات است ... مراد از «قذف در قلوب»،الهام الهى بدون واسطه ى ملک است.
    مراد از «نقر در اسماع» الهام الهى است به واسطه ى ملک.
    دلیل افضلیّت نوع سوم این است که الهام ـ با واسطه یا بدون واسطه ـ به اهل بیت(علیهم السلام)اختصاص دارد.
    از آن جا که ادعاى الهام الهى، ممکن است انسان را به توهّم نبوّت بیندازد، حضرت در پایان به این نکته اشاره دارد که پس از پیامبر ما، پیامبرى نخواهد آمد[1].
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  5. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    مام زمان(علیه السلام) می فرمایند: أَنَّ الاَْرْضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّة إِمّا ظاهِراً وَإِمّا مَغْمُوراً
    زمین، هیچ گاه، از حجّت خالى نخواهد بود؛ چه آن حجّت ظاهر باشد و چه پنهان.
    کمال الدین، ج2، ص511، ح42 ؛ الخرائج و الجرائح، ج3، ص1110، ح26 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص191، ح19 .
    شرح حدیث: این کلام، قسمتى از توقیعى است که امام زمان(علیه السلام) به عثمان بن سعید عمرى و فرزندش محمّد مرقوم داشته اند. حضرت(علیه السلام)بعد از سفارش هاى زیاد، به مطلبى اشاره مى کند و مى فرماید: باید همیشه، در روى زمین، حجّت الهى باشد، ونمى توان حتّى لحظه اى را تصوّر کرد که امام معصوم نباشد.
    احتیاج انسان و دیگر موجودات به امام، ادامه ى احتیاج آنان به پیامبر است. نیاز به فرد معصوم ـ چه پیامبر و چه امام ـ را از دیدگاه هاى مختلفى مى توان بررسى کرد. یکى از این وجوه، نیاز به قانون الهى و تفسیر آن از سوى معصوم است. در کتاب هاى کلام، با دلیل هاى عقلى ثابت شده است که بشر براى اصلاح زندگى دنیوى خود و رسیدن به سعادت ابدى و اخروى، نیازمند پیامبر است. نیاز بشر به دین و تفسیر صحیح از آن، ابدى است. پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)دین اسلام را به عنوان آخرین دین الهى، آورد و همه ى احکام و مسائل آن را بازگو کرد. پس از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)به همان دلیل هاى عقلى، باید کسانى مانند پیامبر در علم و عصمت و ... وجود داشته باشند. اینان کسانى نیستند جز امامان بزرگوار(علیهم السلام).
    حضرت(علیه السلام) به این نکته ى مهم هم اشاره دارند که به دلیل سستى مردم در پذیرش حق، این طور نیست که همه ى امامان به حکومت برسند و یا در میان مردم حاضر باشند، همان طور که همه ى انبیا و اوصیاى الهى گذشته نیز، به حکومت دست نیافتند و برخى نیز تا مدّتى در غیبت به سر بردند.
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  6. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    ما أَرْغَمَ أَنْفَ الشَّیْطانِ أَفْضَلُ مِنَ الصَّلاةِ، فَصَلِّها وَأَرْغِمْ أَنْفَ الشَّیْطانِ
    هیچ چیز به مانند نماز، بینى شیطان را به خاک نمى ساید، پس نماز بگذار و بینى ابلیس را به خاک بمال.
    کمال الدین، ج2، ص520، ح49 ؛ فقیه، ج1، ص498، ح1427 ؛ تهذیب الأحکام، ج2، ص175، ح155 ؛ الإستبصار، ج1، ص291، ح10 ؛ الغیبة، طوسى، ص296، ح250 ؛ احتجاج، ج2، ص298 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص182، ح11 ؛ وسائل الشیعة، ج4، ص236، ح5023 .
    شرح حدیث: این کلام از پاسخ هایى است که از ناحیه ى مقدّس امام زمان(علیه السلام)، در جواب مسائل ابى الحسین جعفر بن محمّد اسدى، صادر شده است. از این حدیث استفاده مى شود که به خاک مالیدن بینى شیطان (غلبه بر شیطان) اسباب متعدّدى دارد که بهترین آنها نماز است؛ زیرا نماز، مشتمل بر انقطاع از خلق و توجه تامّ به خداوند متعال و ذکر و یاد اوست. خداوند متعال مى فرماید:
    (أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْری)[1]؛ نماز را براى یاد من برپا دار.
    نمازى که چنین باشد، انسان را از فحشا و منکرات باز مى دارد، و در نتیجه، انسان بر هواى نفس و شیطان غالب مى گردد.
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  7. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    ا
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند: مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَداةَ إِلى أَنْ تَنْقَضیِ الْنُجُومْ
    ملعون و نفرین شده است کسى که نماز صبح را عمداً تأخیر بیندازد، تا موقعى که ستارگان ناپدید شوند.».
    الغیبة، طوسى، ص271، ح236 ؛ احتجاج، ج2، ص298 ؛ بحارالأنوار، ج52، ص16، ح12 ؛ وسائل الشیعة، ج4، ص201، ح4919 .
    شرح حدیث: این حدیث قسمتى از توقیعى است که در جواب سؤال محمّد بن یعقوب از ناحیه ى مقدسه رسیده است. امام زمان(علیه السلام)در این توقیع تأکید فراوانى بر نماز اوّل وقت کرده و کسانى را که تا روشن شدن هوا و ناپدید شدن ستاره ها نماز صبح را به تأخیر مى اندازند، نفرین شده دانسته است.
    از این حدیث و احادیث دیگر استفاده مى شود که نماز سه وقت دارد:
    1. وقت فضیلت: که همان اول وقت نماز است و از آن در روایات به «رضوان اللّه» تعبیر شده و بهترین وقت براى نماز همین وقت است؛ زیرا:
    الف) در این وقت است که دستورِ به جاى آوردن نماز از جانب خداوند متعال صادر شده و اهمیّت دادن به دستورهاى الهى و زودتر انجام دادن آن مطلوب است.
    ب) نماز در حقیقت ارتباط موجود محدود و سراپا محتاج با موجود نامحدود، و بهره بردارى از اوست، که این در حقیقت به نفع انسان است، و سرعت و فوریت در آن مطلوب است.
    ج) امام زمان(علیه السلام) در اوّل وقت نماز مى خواند، و کسانى که در این موقع نماز بخوانند، به برکت نماز آن حضرت(علیه السلام)، خداوند نمازشان را قبول خواهد کرد؛ البته اختلاف افق ها تأثیرى در این موضوع ندارد؛ به عبارت دیگر، منظور انجام نمازها در زمان واحد نیست، بلکه مقصود اتحاد در یک عنوان واحد، یعنى «اداى نماز در اول وقت» است، منتها هر کسى بر حسب افق خودش.
    2. آخر وقت: که در روایات با تعبیر «غفران اللّه» آمده است. تأخیر نماز از اوّل وقت به آخر وقت، مذموم است؛ لذا امام زمان(علیه السلام) چنین شخصى را ملعون و دور از رحمت خدا دانسته است. در روایتى دیگر از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم:
    به جاى آوردن نماز در اول وقت موجب خشنودى خداست و به جاى آوردن آن در آخر وقت گناه، ولى مورد عفو و مغفرت خداوند است.[1]
    3. خارج از وقت: به جا آوردن نماز در خارج از وقت آن است، که اصطلاحاً از آن به «قضا» تعبیر مى شود. اگر کسى نماز خود را در داخل وقت آن به جاى نیاورد، باید قضاى آن را به جاى آورد؛ و این به امر و دستور جدید است. حال اگر عمداً نماز را تا پایان وقت به تأخیر انداخته معصیت کرده است و باید از آن توبه کند و الاّ مورد عقوبت خداوند متعال قرار مى گیرد؛ ولى اگر از روى سهو و نسیان بوده و در آن قصورى نداشته باشد، مورد عقوبت الهى نخواهد بود.
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  8. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    سَجْدَةُ الشُّکْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها ... فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ، کَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَةُ دُعاءٌ وَتَسْبیحٌ
    سجده ى شکر، از لازم ترین و واجب ترین مستحبات الهى است ... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعاى بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.
    احتجاج، ج2، ص308 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص161، ح3 ؛ و وسائل الشیعة، ج6، ص490، ح8514 .
    شرح حدیث: حدیث شریف، قسمتى از پاسخ امام مهدى(علیه السلام) به سؤال هاى محمّد بن عبداللّه حمیرى است. حضرت، در این کلام، به اهمیّت یکى از مستحبات، یعنى سجده ى شکر اشاره مى کند و بعد از آن به دعا و تسبیح بعد از فرایض پرداخته، فضیلت آن را مانند فضیلت فریضه بر نوافل مى داند و نیز اصل سجده و قرار دادن پیشانى بر خاک را در اجر و ثواب به منزله ى دعا و تسبیح مى داند.
    از بررسى آیات و احادیث به دست مى آید که همه ى واجبات و یا همه ى مستحبات، در یک سطح و اندازه نیستند؛ مثلاً اهمیّت نماز، در میان واجبات، از همه بیش تر است؛ زیرا، قبولى اعمال، به قبول شدن نماز بستگى دارد. در میان مستحبات ـ برابر این حدیث ـ اهمیّت سجده ى شکر، از همه ى مستحبات بیش تر است. شاید علّت، این باشد که سجده ى شکر، کلید افزایش و تداوم نعمت است؛ یعنى هر گاه انسان با دیدن و یا رسیدن به نعمتى، شکر گزارد، آن نعمت تداوم مى یابد و نعمت هاى دیگر نیز نازل مى گردند. این نکته در قرآن به صراحت آمده است:
    (لَئِنْ شَکَرْتُمْ لاََزیدَنَّکُمْ)[1]؛ اگر شکر نعمت به جاى آورید، بر نعمت شما مى افزایم.
    حضرت(علیه السلام) در این حدیث به چند نکته اشاره مى فرماید:
    1. سجده ى شکر، زمان و مکان خاصّى ندارد، ولى با توجّه به این حدیث، بهترین زمان براى این کار بعد از نمازهاى واجب و نوافل است.
    2. سجده کمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است که انسان خود را نمى بیند و تمام عظمت و بزرگى را از آن خداوند مى داند؛ لذا این حالت، بهترین حالت براى بنده است، خصوصاً هنگامى که توأم با ذکر و شکرگزارى لفظى و قلبى باشد.
    3. ثواب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب، از ثواب دعا و تسبیح پس از نمازهاى نافله خیلى بیش تر است، همان گونه که فضیلت فرایض از نوافل بیش تر است.
    4. حضرت(علیه السلام) با بیان این که سجده، دعا و تسبیح است، مى فهماند که خود سجده هم یک نوع تسبیح و دعاست و همان گونه که ذکرِ پس از نماز، مطلوب است، سجده کردن هم کارى مستحب است؛ زیرا غایت و هدف از دعا و تسبیح، خضوع و خشوع و تذلّل براى خداوند متعال است، و شکّى نیست که این غایت، در سجده، به نحو اتمّ و اکمل است.
     
    ♥○•TANIN•○♥, baranbahar و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  9. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    مِنْ فَضْلِه، أَنَّ الرَّجُلَ یَنْسى التَّسْبیحَ وَیُدیرُ السُّبْحَةَ فَیُکْتَبُ لَهُ التَّسْبیحُ
    از فضایل تربت حضرت سیّدالشهداء(علیه السلام)آن است که چنان چه تسبیح تربت حضرت در دست گرفته شود، ثواب تسبیح و ذکر را دارد، گر چه دعایى هم خوانده نشود.
    احتجاج، ج 2، ص 312؛ بحار الأنوار، ج 53، ص 165، ح4.
    شرح حدیث: این حدیث از جمله پاسخ هایى است که امام زمان(علیه السلام) در جواب سؤال هاى محّمد بن عبداللّه حمیرى بیان فرموده اند. او در سؤالى از حضرت(علیه السلام) مى پرسد: آیا جایز است که از خاک قبر امام حسین(علیه السلام)تسبیح بسازیم؟ آیا در آن فضیلتى هست؟
    حضرت(علیه السلام) ابتدا در جواب سؤال مى فرماید:
    تسبیح خود را از تربت مزار امام حسین(علیه السلام)بسازید و با آن خداوند را تسبیح نمایید؛ زیرا براى تسبیح، چیزى بهتر از تربت امام حسین(علیه السلام)نیست. از جمله فضایل این تربت این است که اگر کسى ذکر را فراموش کند و تسبیح تربت را فقط در دست خود بگرداند، براى او ثواب ذکر تسبیح نوشته مى شود.
    درباره ى فضیلت تسبیح با تربت حسینى، شایسته است به دو نکته اشاره کنیم:
    1. تربت امام حسین(علیه السلام) از جمله تربت هایى است که خداوند متعال آن را مبارک گردانیده است؛ زیرا از قطعه زمینى است که جسد پاک و مطهّر حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) را در برگرفته است. از جمله اغراض و مقاصد عالى در استحباب تسبیح با تربت حسینى، آن است که وقتى شخص تسبیح کننده ى با تربت، آن را در دست مى گیرد، به یاد فداکارى امام حسین(علیه السلام) در پیشگاه خداوند مى افتد و این که چگونه یک انسان مى تواند در راه عقیده و مبدأ، این گونه فداکارى و با ظالمان مقابله کند. انسان در این حال به یاد آن ارواح پاک و مقدّس و مطهّرى مى افتد که در راه معشوق حقیقى فدا شدند و به ملکوت اعلى پرکشیدند. در این هنگام و با این تفکّر، حالت خضوع و خشوع در او ظاهر شده، دنیا و آن چه در آن است در نظر او حقیر جلوه مى کند، و حالت عرفانى و معنوى خاصّى در نفس او پدید مى آید و این به خاطر توسل و ارتباط با امام حسین(علیه السلام)از طریق تربت اوست؛ از این رو در روایات مى خوانیم که سجده بر تربت حسینى حجاب هاى هفت گانه را پاره مى کند.
    2. یکى دیگر از آثار و برکات تسبیح با تربت امام حسین(علیه السلام) ـ که اهل بیت(علیهم السلام)در پى آن بودند ـ شناساندن مظلومیّت امام حسین(علیه السلام) به مردم است؛ زیرا شخص نمازگزار هر روز بعد از نماز و بهره مندى از آن، هنگامى که چشمش به تربت حسینى مى افتد، به یاد امام حسین(علیه السلام)و فداکارى هاى او و اصحاب و اهل بیتش مى افتد؛ و معلوم است که یادآورى چنین الگوهایى ـ از حیث روان شناسى ـ اثر تربیتى و معنوى عجیبى در نفس انسان مى گذارد، انسان ها را حسینى بار مى آورد و روح و خون حماسه ى حسینى را در وجود انسان به جنبش مى آورد.
     
    ♥○•TANIN•○♥, baranbahar و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  10. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    مَنْ کانَ فی حاجَةِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ کانَ اللّهُ فی حاجَتِهِ
    هر کسى که به دنبال حاجت خداوند عزّوجلّ باشد، خداوند نیز دنبال کننده و برآورنده ى حاجت او خواهد بود.
    کمال الدین، ج2، ص493، ح18 ؛ الخرائج و الجرائح، ج1، ص443، ح24 ؛ بحارالأنوار، ج51، ص331، ح56 .
    شرح حدیث: این حدیث را شیخ صدوق(رحمه الله) از پدرش، از سعد بن عبدالله، از ابى القاسم بن ابى حلیس (حابس)، از امام زمان(علیه السلام) نقل مى کند. حضرت در پیامى به حلیسى به خلوص او، و به صورت کلّى، به این نکته ى اخلاقى اشاره مى فرماید که: هر * درصدد برآوردن حاجت خداوند باشد، خداوند نیز دنبال کننده ى حاجات او خواهد بوده و خواسته هایش را برآورده خواهد ساخت.
    هر چند مراد از حاجت خداوند در بخشى دیگر از این روایت، زیارت امام حسین(علیه السلام) با نیت خالص، مشخص شده است؛ ولى حضرت، یک اصل کلّى را بیان کرده و زیارت امام حسین(علیه السلام)را مصداقى از آن قرار داده اند؛ یعنى اگر انسان کارى را انجام دهد که اجرایش مطلوب و خواسته ى خداوند باشد، و از این رو بتوان آن را «حاجت و خواسته ى خداوند» خواند، مى تواند خداوند نیز کارهاى او را اصلاح مى کند.
    شایسته ى یادآورى است که خداوند، محتاج به هیچ * نیست، بلکه این مردم اند که سرتاپا محتاج به قاضى الحاجات اند. خداوند متعال مى فرماید:
    (یا أَیُّهَا النّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ)[1]؛ اى مردم! شما محتاجان به سوى خداوندید و خداوند، همان غنّى ستایش شده است.
    تعبیر حاجت خداوند در این حدیث به این جهت است که حاجت خداوند در حاجت خلق است؛ و به تعبیر دیگر، کسى که حاجات مردم را برآورد، گویا حاجت خداوند را برآورده است.
    احتمال دیگر در مورد این حدیث این است که مقصود از «حاجت خدا»، دستورهاى خداوند، اعمّ از اوامر و نواهى باشد که خواست خداوند است، و اگر کسى در برابر آن مطیع باشد، خداوند نیز حاجت او را بر مى آورد.
     
    باران888 از این پست تشکر کرده است.
  11. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد

    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند: إِذا اسْتَغْفَرْتَ اللّهَ فَاللّهُ یَغْفِرُ لَکَ
    اگر از خداوند، طلب مغفرت کنى، خداوند نیز تو را خواهد آمرزید.
    کافى، ج1، ص521، ح13 ؛ کمال الدین، ج2، ص490، ح13 ؛ ارشاد، ج2، ص361 ؛ إعلام الورى، ج2، ص264 ؛ کشف الغمة، ج3، ص251 ؛ بحارالأنوار، ج51، ص329، ح52 و مدینة العاجز، ج8، ص85 .
    شرح حدیث: مرحوم کلینى(رحمت الله علیه) این حدیث شریف را در ضمن حدیثى از امام زمان(علیه السلام) نقل کرده است. حاصل حدیث آن است که شخصى به نام یمانى به سامرا وارد مى شود. از طرف امام زمان(علیه السلام)کیسه اى که در آن دو دینار و دو لباس بود، به دست او مى رسد. او به سبب کمى هدایا آن ها را رد مى کند؛ ولى بعد از مدّتى از این عمل خود پشیمان مى گردد و نامه اى مى نویسد و پوزش مى خواهد و در دل خود، ضمن توبه، نیت مى کند که اگر دوباره این هدیه براى او فرستاده شود، آن را بپذیرد. بعد از مدّتى، هدیه به دست او مى رسد، و در توقیعى، حضرت(علیه السلام) به یمانى اشاره کرده، مى فرماید:
    تو، با ردّ هدیه ى ما، اشتباه کردى و اگر طلب مغفرت از خداوند کنى، خداوند تو را خواهد بخشید.
    از این توقیع شریف دو نکته استفاده مى شود:
    1. امام زمان(علیه السلام) عالم به سرّ و خفیّات است و از اعمال و حتّى نیّات ما آگاه است؛ لذا در روایتى، امام صادق(علیه السلام)، در ذیل آیه ى شریفِ: (قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ)[1]. مى فرماید:
    «مراد از مؤمنین امامان اند»[2].
    2. طلب مغفرت از خداوند عزّوجلّ، سبب غفران گناهان است. با در نظر گرفتن این که طلب، امرى قلبى است و احتیاج به لفظ ندارد، از حدیث شریف چنین استفاده مى شود که مجرّد طلب مغفرت (پشیمانى و عزم بر عدم بازگشت به گناه) در تحقّق مغفرت الهى و قبولى توبه کافى است. البتّه توبه ى کامل شرایطى دارد، که امیرالمؤمنین(علیه السلام)، در حدیثى، به آن اشاره کرده است[3].

    پی نوشتها:
    [1]. سوره ى توبه، آیه ى 105؛ بگو عمل کنید! پس به زودى، خداوند و رسولش و مؤمنان، عمل شما را مى بینند.
    [2]. تفسیر برهان، ج2، ص838، ح2 .
    [3]. ر.ک: نهج البلاغة، حکمت417 ؛ بحارالأنوار، ج6، ص36 ـ 37، ح59 .
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  12. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    مام زمان(علیه السلام) می فرمایند: إِذا اسْتَغْفَرْتَ اللّهَ فَاللّهُ یَغْفِرُ لَکَ
    اگر از خداوند، طلب مغفرت کنى، خداوند نیز تو را خواهد آمرزید.
    کافى، ج1، ص521، ح13 ؛ کمال الدین، ج2، ص490، ح13 ؛ ارشاد، ج2، ص361 ؛ إعلام الورى، ج2، ص264 ؛ کشف الغمة، ج3، ص251 ؛ بحارالأنوار، ج51، ص329، ح52 و مدینة العاجز، ج8، ص85 .
    شرح حدیث: مرحوم کلینى(رحمت الله علیه) این حدیث شریف را در ضمن حدیثى از امام زمان(علیه السلام) نقل کرده است. حاصل حدیث آن است که شخصى به نام یمانى به سامرا وارد مى شود. از طرف امام زمان(علیه السلام)کیسه اى که در آن دو دینار و دو لباس بود، به دست او مى رسد. او به سبب کمى هدایا آن ها را رد مى کند؛ ولى بعد از مدّتى از این عمل خود پشیمان مى گردد و نامه اى مى نویسد و پوزش مى خواهد و در دل خود، ضمن توبه، نیت مى کند که اگر دوباره این هدیه براى او فرستاده شود، آن را بپذیرد. بعد از مدّتى، هدیه به دست او مى رسد، و در توقیعى، حضرت(علیه السلام) به یمانى اشاره کرده، مى فرماید:
    تو، با ردّ هدیه ى ما، اشتباه کردى و اگر طلب مغفرت از خداوند کنى، خداوند تو را خواهد بخشید.
    از این توقیع شریف دو نکته استفاده مى شود:
    1. امام زمان(علیه السلام) عالم به سرّ و خفیّات است و از اعمال و حتّى نیّات ما آگاه است؛ لذا در روایتى، امام صادق(علیه السلام)، در ذیل آیه ى شریفِ: (قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ)[1]. مى فرماید:
    «مراد از مؤمنین امامان اند»[2].
    2. طلب مغفرت از خداوند عزّوجلّ، سبب غفران گناهان است. با در نظر گرفتن این که طلب، امرى قلبى است و احتیاج به لفظ ندارد، از حدیث شریف چنین استفاده مى شود که مجرّد طلب مغفرت (پشیمانى و عزم بر عدم بازگشت به گناه) در تحقّق مغفرت الهى و قبولى توبه کافى است. البتّه توبه ى کامل شرایطى دارد، که امیرالمؤمنین(علیه السلام)، در حدیثى، به آن اشاره کرده است[3].

    پی نوشتها:
    [1]. سوره ى توبه، آیه ى 105؛ بگو عمل کنید! پس به زودى، خداوند و رسولش و مؤمنان، عمل شما را مى بینند.
    [2]. تفسیر برهان، ج2، ص838، ح2 .
    [3]. ر.ک: نهج البلاغة، حکمت417 ؛ بحارالأنوار، ج6، ص36 ـ 37، ح59 .
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  13. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    لَوْ لا إِسْتِغْفارُ بَعْضِکُمْ لِبَعْض لَهَلَکَ مَنْ عَلَیْها
    اگر طلب مغفرت و آمرزش برخى از شما براى یکدیگر نبود، تمام اهل زمین هلاک مى گشتند.
    دلائل الامامة، ص297 .
    شرح حدیث: امام زمان(علیه السلام) در حدیثى طولانى خطاب به فرزند مهزیار، شیعیان را به استغفار و دعا در حقّ یکدیگر ترغیب مى کند؛ زیرا از آثار و برکات آن رفع عذاب از روى زمین و اهل آن است.
    از آیات قرآن استفاده مى شود که دو چیز عامل ایمنى زمین از عذاب الهى در این دنیاست:
    1. وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم): خداوند متعال مى فرماید:
    (ما کانَ اللّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فیهِمْ)[1]؛ تا تو در میان مردم هستى، هرگز خداوند آنان را عذاب نخواهد کرد.
    2. استغفار: خداوند متعال مى فرماید:
    (ما کانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ یَسْتَغْفِرُونَ)[2]؛ خداوند آنان را در حالى که استغفار مى کنند، هرگز عذاب نخواهد کرد.
    از این حدیث دو نکته استفاده مى شود:
    1. گناه باعث هلاکت و عذاب مردم در همین دنیا مى شود.
    2. استغفار سبب مغفرت است، خصوصاً اگر در حقّ همدیگر استغفار کنند.
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  14. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند: أَمّا وَجْهُ الاِْنْتِفاعِ بی فی غَیْبَتی فَکَالاِْنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ إِذا غَیَّبَتْها عَنِ الاَْبْصارِ السَّحابُ
    امّا چگونگى استفاده از من در غیبتم، همانند استفاده از خورشید است هنگامى که ابرها آن را از دیدگان پنهان نگاه دارد.
    کمال الدین، ج2، ص485، ح10 ؛ الغیبة، شیخ طوسى، ص292، ح247 ؛ احتجاج، ج2، ص284 ؛ إعلام الورى، ج2، ص272 ؛ کشف الغمة، ج3، ص340 ؛ الخرائج و الجرائح، ج3، ص1115 و بحارالأنوار، ج53، ص181، ح10 .
    شرح حدیث: این کلام امام زمان(علیه السلام)، در حدیثى، در پایان پاسخ پرسش هاى اسحاق ابن یعقوب آمده است، و شیخ صدوق و شیخ طوسى(رحمهما الله)نیز آن را نقل کرده اند. در این حدیث شریف، وجود حضرت در عصر غیبت کبرا، به خورشید در پس ابر تشبیه شده است.
    در این تشبیه، نکات جالبى نهفته است که به بعضى از آن ها اشاره مى کنیم:
    1. حضرت وجود خود را به خورشید تشبیه کرده است. همان گونه که خورشید، منشأ حیات موجودات و مایه ى گرمى و حرارت و نور و حرکت و ... است و با نبود آن، حیات و زندگانى از موجودات رخت برمى بندد، حیات معنوى جامعه، از وجود امام زمان(علیه السلام)، و بقاى آن نیز به بقاى وجود آن حضرت وابسته است. در روایات اسلامى وارد شده است که امامان معصوم(علیهم السلام)اهداف غایىِ ایجاد مخلوقات اند.
    2. همان گونه که خورشید یکى از مخلوقات و در عین حال واسطه ى بهره گیرى موجودات از نور و حرارت است، امام نیز واسطه ى اعلا براى فیض برى موجودات است و فیض الهى، مانند نعمت و هدایت و ...، به واسطه ى او به عموم خلایق مى رسد.
    3. همان گونه که مردم، هر آن، انتظار خارج شدن خورشید از پَسِ ابرها را دارند، تا تمام و کامل، از وجود و ظهورش استفاده ببرند، در ایّام غیبتِ آن حضرت نیز، مردم، منتظر ظهور و خروج اویند و از ظهورش مأیوس نمى گردند.
    4. منکر وجود آن حضرت، همانند منکر وجود خورشید است، هنگامى که در پشت ابرها از دیده ها پنهان گردد.
    5. همان گونه که ابر، کاملاً خورشید را نمى پوشاند و نور خورشید به زمین و زمینیان مى رسد، غیبت هم مانع کامل و تمامى براى بهره دهى حضرت نیست. مردم در زمان غیبت، حضرت را نمى بینند، امّا از وجود مبارک او بهره مى برند. توسّل یکى از راه هاى بهره بردن از آن امام است.
    6. همان گونه که در مناطقى که هوا غالباً ابرى است، گاهى خورشید ابرها را مى شکافد و خود را از لابه لاى آن ها بیرون مى آورد و به عده اى از مردم نشان مى دهد، هر از چند گاهى نیز، عدّه اى شرف یاب محضر مبارک امام زمان(علیه السلام)مى شوند و از وجودش استفاده مى برند، و از این راه، وجود آن حضرت(علیه السلام)براى عموم مردم به اثبات مى رسد.
    7. همان گونه که از خورشید، همگان، از دین دار و بى دین، نفع مى برند، آثار و برکات امام عصر(علیه السلام)، همه ى عالم را در برمى گیرد، هر چند مردم او را نشناسند و قدرش را ندانند.
    8. همان گونه که شعاع خورشید، به مقدار روزنه ها و اندازه ى پنجره ها، داخل اتاق ها مى شود و مردم از آن بهره مى برند، مقدار بهره ى مردم از وجود و آثار و برکات آن حضرت نیز، به اندازه ى قابلیّت آنان است. انسان هر اندازه موانع را از خود دور کند و قلب خود را بیش تر بگشاید، از وجود و آثار و برکات بیش ترى بهره مى گیرد.
    9. همان گونه که ابرها خورشید را نابود نمى کنند، و تنها مانع رؤیت اویند، غیبت امام زمان(علیه السلام) نیز فقط مانع رؤیت اوست.

    aforum.hammihan.com_images_statusicon_user_online.png aforum.hammihan.com_images_buttons_report.png
    aforum.hammihan.com_images_buttons_edit.png
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  15. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    وَلَوْ أَنَّ أشْیاعَنا ـ وَفَّقَهُمُ اللّهُ لِطاعَتِهِ ـ عَلَى اجْتِماع مِنَ الْقُلُوبِ فِی الْوَفاءِ بِالْعَهْدِ عَلَیْهِمْ لَما تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْیُمْنَ بِلِقائِنا، وَلَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعادَةُ بِمُشاهَدَتِنا عَلى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَصِدْقِها مِنْهُمْ بِنا، فَما یَحْبِسُنا عَنْهُمْ إِلاّ ما یَتَّصِلُ بِنا مِمّا نَکْرَهُهُ وَلا نُؤْثِرُهُ مِنْهُمْ
    اگر شیعیان ما ـ که خداوند توفیق طاعتشان دهد ـ در راه ایفاى پیمانى که بر دوش دارند، همدل مى شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تأخیر نمى افتاد، و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان مى گشت، دیدارى بر مبناى شناختى راستین و صداقتى از آنان نسبت به ما؛ علّت مخفى شدن ما از آنان چیزى نیست جز آن چه از کردار آنان به ما مى رسد و ما توقع انجام این کارها را از آنان نداریم.
    احتجاج، ج2، ص315 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص177، ح8 .
    شرح حدیث: این جملات، قسمتى از نامه اى است که از ناحیه ى مقدّس امام زمان(علیه السلام) براى شیخ مفید(رحمه الله) فرستاده شده است. حضرت(علیه السلام)در این نامه، بعد از سفارش هاى لازم به شیخ مفید(رحمه الله)ودستورهایى به شیعیان، به امر مهمّى که سبب غیبت ایشان شده است، اشاره مى کنند. حضرت، نبود صفا و یک دلى در بین شیعیان را سبب غیبت خود مى شمرند.
    تاریخ نشان داده است که تا مردم نخواهند و تلاش نکنند، حق بر جاى خویش قرار نمى گیرد و حکومت به دست اهلش نمى رسد. تجربه ى حضرت على و امام حسن و امام حسین(علیهم السلام)، دلیل بسیار آشکارى بر این مطلب است. اگر مردم بر خلافت حضرت على(علیه السلام)پافشارى مى کردند، الآن، تاریخ مسیر دیگرى را مى پیمود، ولى دنیاخواهى و ترس و ... مردم آن زمان سبب شد از آن زمان تا آینده اى که معلوم نیست چه هنگام به پایان مى رسد، جهانیان و خصوصاً شیعیان، جز ظلم و آزار چیزى نبینند. متأسفانه کوتاهى ما، بلکه عملکرد بدمان سبب شده است که آن محرومیت تا کنون ادامه یابد.
    طبق این حدیث، وظیفه ى ما براى تسریع و تعجیل در ظهور حضرت، این است که آن حضرت را بر خویش و خویشان مقدم داریم و با اجراى دستورهاى اسلامى و گسترش و ترویج عملى اسلام، آن امام(علیه السلام) را به جهانیان بشناسانیم و دل ها را به سوى آن حضرت معطوف کنیم، تا به خواست خداوند، هرچه زودتر، زمینه ى پذیرش مردمى و جهانى آن امام(علیه السلام) فراهم شود.
    از این حدیث شریف نکاتى استفاده مى شود:
    1. خداوند متعال از شیعیان عهد و پیمان گرفته که از امامان پیروى کنند و این پیروى سبب تشرّف به لقاى امام زمان خواهد بود.
    2. اعمال ناشایست شیعیان سبب دورى آن ها از امامشان شده است؛ و لذا اعمال شایسته مى تواند در تسریع ارتباط با امام زمان(علیه السلام) مؤثر باشد.
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  16. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام زمان(علیه السلام) می فرمایند:
    أَقْدارُ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ لا تُغالَبُ وَإِرادَتُهُ لا تُرَدُّ وَتَوْفیقُهُ لا یُسْبَقُ
    تقدیرهاى خداوند عزّوجلّ مغلوب نمى شود، و اراده اش برگشت ندارد، و بر توفیق او هیچ چیز پیشى نمى گیرد.
    کمال الدین، ج2، ص511، ح42 ؛ الخرائج و الجرائح، ج3، ص1111 ؛ بحارالأنوار، ج53، ص191، ح19 .
    شرح حدیث: این عبارت، بخشى از کلمات امام زمان(علیه السلام) است که در توقیعى به دو سفیر خود، عثمان بن سعید و فرزندش محمّد بن عثمان فرستاده است. امام(علیه السلام) در این توقیع به مسئله ى غیبت خود اشاره کرده، مى فرماید: این موضوع از تقدیرهاى الهى است و اراده ى حتمى اش به آن تعلق گرفته است.
    امام(علیه السلام) در این توقیع به چند نکته اشاره دارند:
    1. هیچ * نمى تواند بر تقدیر الهى پیروز شود؛ زیرا او «مقدِّر کلّ قَدَر» و قدرت او فوق همه ى قدرت هاست.
    2. اگر اراده ى حتمى خداوند متعال، به چیزى تعلّق گیرد، کسى نمى تواند بر اراده ى او غلبه کند و مانع اجرایش گردد؛ زیرا اراده اى فوق اراده ى او نیست. در دعایى از امام سجّاد(علیه السلام)مى خوانیم:
    پروردگارا! حمد، مخصوص توست که مقتدرى هستى که هرگز مغلوب نمى شود.[1]
    3. کارسازى فقط براى خداست. تا خدا نخواهد، هیچ تدبیر و تلاشى سود نمى دهد. براى انجام دادن هر کارى، باید چشم امید به خدا داشت و از او مدد گرفت و با واسطه قرار دادن محبوبان درگاهش، موفّقیّت را طلب نمود.
    ش
    پی نوشت:
    [1]. صحیفة سجادیة، دعاى49، رقم14 ؛ مهج الدعوات، ص222 ؛ بحارالأنوار، ج92، ص428، ح43 .
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  17. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام مهدی علیه السّلام فرمودند:
    فَقَدْ وَقَعَتْ الغَيْبَةُ الثانِيَةُ فَلا ظُهُورَ إلاّ بَعْدَ إذْنِ اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ وَ ذلِكَ بَعْدَ طُولِ الْأمَدِ وَ قَسْوَةِ الْقُلُوبِ، وَ امْتِلاءِ الْأرْضِ جَوْراً؛
    غيبت دوم به وقوع پيوست، پس ظهورى نخواهد بود مگر بعد از اذن خدا و آن بعد از مدت طولانى و قساوت دلها و پُر شدن زمين از ظلم و ستم خواهد بود .
    [كمال الدين و تمام النعمه، ص 516 ح 44.]
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  18. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام مهدی علیه السّلام فرمودند: وَأمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فيها إلى رُواةِ حَديثِنا فَإنَّهُمْ حُجَّتى عَلَيْكُمْ وَ أنَا حُجَّهُ اللّه ِ عَلَيْهِمْ؛
    امّا در رخدادهايى كه پيش مى آيد به راويان احاديث ما مراجعه كنيد، كه آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنانم.
    [معجم احاديث المهدى عليه السلام، ج 4، ص 294.]
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  19. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام مهدی علیه السّلام فرمودند:
    وَلْيَعْلَمُوا أنَّ الْحَقَّ مَعَنا وَ فينا، لايَقُولُ ذلِكَ سِوانا إلاّ كَذّابٌ مُفْتَرٍ وَ لا يَدَّعيهِ غَيْرُنا إلاّ ضالٌّ غَوى؛

    بايد بدانيد كه حقش در ميان ما و با ماست، كسى غير از ما چنين چيزى نمى گويد مگر دروغ گوى افتراء زننده و كسى جز ما چنين ادعايى نمى كند مگر گمراه، گمراه شده.
    [كمال الدين و تمام النعمه، ص 510، ح 42.]
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
  20. !!!OMID!!!

    !!!OMID!!! کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏5 دسامبر 2014
    ارسال ها:
    2,227
    تشکر شده:
    1,377
    جنسیت:
    مرد
    امام مهدى (علیه السلام ) در مورد پدر بزرگوارشان فرمودند:
    کانَ نُوراً ساطِعاً وَ قَمَراً زَاهِراً، إخْتارَاللّه ُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ ما عِنْدَهُ، فَمَضى عَلى مِنْهاجِ آبائِهِ علیه السلام حَذْوَ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ؛

    او نورى فروزان و ماهى درخشان بود که خداوند بزرگ آنچه را نزد خود بود، براى او برگزید، پس او راه و روش پدران بزرگوار خود را گام به گام دنبال کرد تا رحلت فرمود.
    [بحارالانوار، ج 53 ص 191.]
     
    ♥○•TANIN•○♥ و باران888 از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.