1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

جوکهای بی تربیتی 18+

شروع موضوع توسط کاویان در ‏24 ژانویه 2015 در انجمن مطالب طنز آمیز

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. کاویان

    کاویان کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏24 نوامبر 2014
    ارسال ها:
    79
    تشکر شده:
    203
    جنسیت:
    مرد
    يارو صبح زود تو صف شير به يك خانم خوشگل میگه: خانم با من ازدواج مي كنيد تا مجبور نباشيد هر روز صبح تو صف شیر باشيد.
    خانومه گفت: چند تا زن داريد؟
    مرده گفت: چهارتا
    خانومه گفت: صبح تو صف شير باشم بهتر از اينه كه شب تو صف ...... باشم!

    &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

    زنه ميره دکتر ميگه: آقای دکتر .... من مو درنمياره!
    دکتر ميگه: خانم شما هفته ای چند بار نزدیکی ميکنی؟
    ميگه: روزی 5 بار!
    دکتر ميگه: خانم تاحالا ديدی تو اتوبان چمن دربياد؟

    &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

    تابلو يک کبابی :
    .
    "در اين مغازه جلوی شما سيخ می ‌شود"

    &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

    پدر مقدس در کليسا نشسته بود که ديد زاهدی با عبايی ژنده و ريشی بلند در حاليکه زنگوله ای به پايش بسته بود وارد کليسا شد،
    پدر به احترام او از جای برخواست و گفت ای مرد خدا کمکي هست که انجام دهم؟
    زاهد گفت: برای اعتراف به گناهانم آمده ام .
    پدر مقدس با تعجب پرسيد شما را چه به گناه، اکنون که آمده ای ابتدا بگو دليل بستن اين زنگوله به پايت چيست؟
    زاهد گفت: برای آنکه جانوران کوچک متوجه آمدن من شوند و بگريزند تا خدای ناکرده زيرپايم له نشوند.
    پدر مقدس که از اين زهد او متعجب بود گفت: به چه ميخواهي اعتراف کني؟
    زاهد گفت روزی با زن همسايه تنها شدم ابليس فريبم داد و با او هم آغوش شدم.
    پدر مقدس گفت: اين گناه در مقابل اين همه زهد چيزی نيست.
    زاهد گفت: يک روز ديگر با زن یکی از دوستان خود تنها بودم با او نيز خوابيدم .
    باز پدر گفت اينرا هم خدا ميبخشد.
    زاهد ادامه داد روزی با زنی از اقوام خويش تنها بودم........
    و زاهد همينطور ادامه داد تا کم کم همه زنهای فاميل و آشنا را نام برد که با آنها خوابيده که يکمرتبه پدر مقدس عصباني گشته وگفت: مرتيکه ديوث اين زنگوله را از پایت باز کرده و به ......ت ببند تا زنها از آمدنت مطلع شوند، نه جانوران !!!

    &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

    پیر مرده میره دکتر و میگه : آقای دکتر من در سن 90 سالگی
    رفتم یه زن 20 ساله گرفتم
    الانم داریم بچه دار میشیم ..
    دکتره میگه : بیشیییییییین . اذیتمون نکن .
    پیره مرده میگه : بیا اینم جواب آزمایش .
    دکتره میگه: بشین تا برات یه خاطره تعریف کنم
    ما یه بار برای شکار رفته بودیم جنگل بارون هم میومد،
    یدفه یه شیر پرید جلومون منم هول شدم بجای تفنگ
    چترو گرفتم سمتشو شلیک کردم، شیره هم افتاد و مرد .
    پیره مرده میگه: بیخــــــــــــــــیییییییاااااااال
    با چتر که نمیشه شیر بکشی، حتما یکی دیگه زده ...
    دکتره میگه: خب دیگه چه خبر؟
     

    موضوعات مشابه

    KaLipsO, همینم ک هستم, Amin* و 1 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.