1. فارس پاتوق پیشنهاد می کند موضوع زیر را دنبال کنید

    ...دهه شصتیا پرچما بالاست...
    رد اعلامیه

به‌خاطر اينکه فقير هستيم - خوان رولفو

شروع موضوع توسط alicpu در ‏30 ژوئیه 2012 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. alicpu

    alicpu کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,032
    تشکر شده:
    118
    جنسیت:
    مرد
    اينجا همه‌چيز بد بود، بدتر شد. هفته گذشته، عمه جاسينتا فوت کرد و روز يکشنبه، بعد از اينکه او را به خاک سپرديم و اندوه مي‌رفت که محو شود، باران ديوانه‌واري باريدن گرفت. اين موضوع پدرم را آشفته ‌کرد چون که محصول جو زير نور آفتاب درحال خشک‌شدن بود. بارش بي‌مقدمه شروع شد، در امواج بزرگ آب، حتي به ما فرصت نداد که مشتي از آن را برداريم، تنها کاري که از دست همه ما که آن لحظه در خانه بوديم، برمي‌آمد اين بود که زير آلونک ازدحام کنيم و قطره‌هاي سرد باران را نگاه کنيم که از آسمان مي‌باريد و جوي زردرنگي را که تازه برداشت کرده بوديم، مي‌سوزاند.
    همين ديروز، تولد دوازده سالگي تاچا، خواهرم، فهميديم گاوي که پدر براي روز مقدس به او داده بود، درون رودخانه افتاده است.
    رودخانه از سه شب پيش، در نيمه‌هاي شب شروع به بالا آمدن کرده بود. اگرچه در خوابي عميق بودم، صداي رعدآساي آن بيدارم کرد. از جا پريدم و با ملافه‌هايي توي دستانم ايستادم، که انگار فکر کرده باشم سقف دارد فرو مي‌ريزد. بعد دوباره خوابم برد، چون که متوجه شدم فقط صداي رودخانه بود، صدايي که لالايي مي‌خواند تا خوابم ببرد.
    بيدار که شدم، آسمان صبح پر بود از ابرهاي عظيم و همه‌چيز طوري به‌نظر مي‌رسيد که انگار بي‌وقفه باران باريده است. صداي رودخانه از هميشه بلندتر و نزديک‌تر شده بود. مي‌توانستي بو کني، همانطور که آتش را بو مي‌کشي، بوي گنديده آب سرگردان.
    همان لحظه بيرون رفتم، رود از کناره‌هاي خود بيرون ريخته بود و آرام به خيابان نزديک مي‌شد. به سرعت راهش را به خانه زني باز مي‌کرد که لاتامورا صدايش مي‌زدند. مي‌توانستي صداي شلپ و شلوپ آب را بشنوي وقتي که به آغل مي‌‌کوبيد و در نهرهايي عريض از دروازه خارج مي‌شد. لاتامورا در جايي که تا آن موقع، ديگر بخشي از رودخانه شده بود، عقب و جلو مي‌رفت، مرغ‌هايش را به خيابان پرت مي‌‌کرد تا جايي را براي مخفي شدن پيدا کنند که جريان آب به آنها نرسد.
    در سمت ديگر، کنار انحنا، رود بايد درخت تمر هندي را از بين برده باشد، چه کسي مي‌داند کي، درخت در گلخانه عمه جاسينتا بود، حالا هيچ درختي آنجا نيست. اين تنها درخت تمر هندي در شهر بود و به همين دليل است که مردم فکر مي‌کنند در اين سال‌ها، اين بار رود از هميشه بالاتر آمده است.
    من و خواهرم بعدازظهر برگشتيم تا شرشره آب را ببينيم که به‌طور يکنواخت ضخيم‌تر و تيره‌تر مي‌شد، تا آن موقع آب از سطح جايي که براي پل در نظر گرفته شده بود، فراتر رفته بود. ساعت‌ها و ساعت‌ها آنجا ايستاديم بدون خسته شدن از همه چيزهايي که اتفاق مي‌افتاد. بعد از دره‌اي تنگ و عميق بالا رفتيم تا صداي مردمي را بشنويم که نزديک رود گير افتاده بودند، سرو صدا زياد بود و ما فقط مي‌توانستيم دهان‌هايي را ببينيم که باز و بسته مي‌شدند که چيزي بگويند، اما يک کلمه هم شنيده نمي‌شد. باز هم بالاتر رفتيم، جايي که مردم به رود نگاه مي‌کردند و خسارت را ارزيابي مي‌کردند. همانجا بود که فهميديم رود، لاسرپينتينا، گاو خواهرم تاچا را با خود برده است. پدرم اين گاو را به‌عنوان کادوي تولد به خواهرم داده بود، يک گوش گاو، سفيد بود و آن يکي قرمز رنگ، او چشم‌هاي بسيار زيبايي داشت.
    واقعا نمي‌دانم چرا لاسرپينتينا تصميم گرفت از رود بگذرد در حالي که به‌خوبي مي‌دانست اين همان رودي نيست که هر روز از آن عبور مي‌کند. لاسرپينتينا تا اين حد احمق نبود. به خودش اجازه داده که کشته شود، انگار که در حال خوابگردي باشد. بيشتر وقت‌ها من مسوول باز کردن در آغل بودم تا او را بيدار کنم و بيرون ببرم. اگر در را باز نمي‌کردم، احتمالا تمام روز را با چشم‌هاي بسته مي‌گذراند، خاموش و همراه با آه، همانطوري که گاو‌ها وقتي خوابند آه مي‌کشند.
    بايد اتفاقي افتاده باشد که او را خواب نگه داشته. شايد وقتي بيدار شد که سنگيني آب را احساس کرده بود که به پهلوهايش ضربه مي‌زد. شايد همين او را ترسانده بود و سعي کرده بود برگردد، اما وقت برگشتن گير کرده بود و قادر نبود در آن آب کثيف، سياه و پرقدرت حرکت کند. شايد براي کمک غريده باشد. فقط خدا مي‌داند که چطور غريده است.
    از مردي که ديده بود گاو پايين رود کشيده مي‌شود، پرسيدم که گوساله‌اي را که همراه لاسرپينتينا بود، نديده است. اما مرد گفت که شک دارد او را ديده باشد. همه چيزي که گفت اين بود که يک گاو خال‌خالي نزديک جايي که او بود روي پاهايش در هوا بود، کمي بعد پشت و رو شد و ديگر شاخ‌ها، پاها و هيچ اثري از گاو پيدا نشد. تعداد زيادي تنه درخت با ريشه‌هايشان روي رودخانه شناور بودند و او مشغول جمع کردن هيزم بود، به همين دليل متوجه نشده بود که آنچه روي آب برده مي‌شد تنه درختان بود يا حيوان‌ها.
    بنابراين ما نمي‌دانيم که گوساله زنده است يا مادرش را تا پايين رود دنبال کرده بود. اگر با مادرش رفته که خدا بايد به هر دوي آنها کمک کند.
    مشکلي که در خانه وجود دارد اين است که حالا چه اتفاقي براي خواهرم، تاچا مي‌افتد که دست خالي مانده است.
    خريد لاسرپينتينا وقتي گوساله بود، در وهله اول، کاري بزرگ براي پدرم بود، در اين صورت خواهرم مقداري سرمايه داشت و از خانه فرار نمي‌کرد و مثل دو خواهر بزرگ‌ترم نمي‌شد.
    دليلي که پدرم براي رفتار آن دو مي‌آورد اين بود که چون خانواده ما خيلي فقير بود و شرايط هم رو به بهبودي نمي‌رفت، آنها اين راه اشتباه را انتخاب کردند. از وقتي بچه بودند به پدرم بي‌احترامي مي‌کردند و همين که بزرگ شدند راه خلاف را پيش گرفتند؛ بالاخره پدرم آنها را بيرون انداخت. تا آنجا که مي‌توانست رفتارشان را تحمل کرده بود اما وقتي ديد که ديگر تحملش را ندارد، در خانه را به آنها نشان داد. خانه را به مقصد ايتلا يا جايي ديگر ترک کردند.
    به همين دليل بود که پدرم مي‌ترسيد آخر و عاقبت تاچا هم مثل دو خواهرش شود، مي‌ترسيد که در نبود گاو، فقر را احساس کند و درک کند که ديگر هيچ‌چيزي ندارد تا در مدت بزرگ شدن، تکيه‌گاهش باشد که بتواند با مردي شايسته ازدواج کند، کسي که تا هميشه عاشقش بماند. حالا چنين چيزي مشکل به‌نظر مي‌رسد. قبلا که گاو را داشت اوضاع فرق مي‌کرد. مطمئن بوديم که شخص دليري پيدا مي‌شود که با او ازدواج کند، کاش فقط آن گاو بسيار زيبا را داشت.
    تنها اميد ما اين است که گوساله هنوز زنده باشد. شايد مثل مادرش به رد شدن از رود فکر نکرده باشد. اگر اين کار را کرده باشد، خواهرم، تاچا تنها يک قدم فاصله دارد تا مثل دو خواهر بزرگ‌ترم شود. و مادر اين را نمي‌خواهد.
    مادرم نمي‌داند که چرا خدا با چنين دخترهايي، او را تنبيه کرده است، چون از زمان مادربزرگ، آدم بدي در خانواده نبوده است. همه با ترس از خدا بزرگ مي‌شدند، بسيار فرمانبردار بودند و هيچ‌* را اذيت نمي‌کردند. همه همين راه را مي‌رفتند. چه کسي مي‌داند آن دو دختر کجا رفتارهايي چنين بد را ياد گرفتند؟ مادر نمي‌تواند جوابي براي اين سوال پيدا کند. به مغزش فشار مي‌آورد اما معلوم نيست کجاي زندگي اشتباه کرده يا چه گناهي مرتکب شده که دو دختر بد را پشت هم به دنيا آورده است. نمي‌تواند جوابي پيدا کند و هربار که به آنها فکر مي‌کند، اشک مي‌ريزد و مي‌گويد: «خدا به آنها کمک کند.»
    پدرم مي‌گويد نمي‌توان کاري براي آنها کرد. کسي که الان در معرض خطر قرار دارد، دختري است که هنوز اينجا زندگي مي‌کند، تاچا، کسي که دارد بزرگ مي‌شود و بزرگ مي‌شود و ... .
    پدر مي‌گويد: «بله، آنها به تاچا هرجا که برود، خيره خواهند شد. پايان بدي خواهد داشت، همين حالا هم مي‌توانم ببينم که همه‌چيز به پايان بدي خواهد انجاميد.» به همين خاطر است که پدرم وحشت‌زده است. تاچا وقتي به اين فکر مي‌کند که گاوش برنخواهد گشت و رودخانه، او را کشته است، زير گريه مي‌زند. او در لباس صورتي رنگش همين جا، سمت راست من نشسته، از بالاي دره به رود نگاه مي‌کند و نمي‌تواند جلوي گريه‌اش را بگيرد. قطره‌هاي کثيف اشک از صورتش پايين مي‌افتند، انگار که رودخانه درون او جريان داشت.
    دستانم را دورش حلقه مي‌کنم و تلاش مي‌کنم که آرامش کنم، متوجه نمي‌شود. حتي بيشتر گريه مي‌کند. صدايي شبيه صداي جاروب کردن کنار رود از لب‌هايش پديدار مي‌شود و او را بيشتر مي‌لرزاند، تمام وجودش مي‌لرزد.
    بوي فاسد زير خال‌هاي صورت خيس تاچا اوج مي‌گيرد. انگار که ناگهان شروع به بزرگ شدن کرده باشند تا او را به تباهي نزديک کنند.
    برگرفته از:کتاب دشت سوزان ـ خوان رولفو
     

    موضوعات مشابه

  1. کانال تلگرام

    اطلاعیه ها و اخبارهای فارس پاتوق ، مسابقات و جوایز
  2. گروه تلگرام

    کتاب مذهبی ، کتاب های درسی ، کتاب های علمی ، کتاب رمان
  3. برنامه تلگرام

    اپراتور ، نرم افزار های ارتباطی
  4. سرگرمی و تفریح تلگرام

    دانستنیهای جالب ، مرکز تخصصی ترول ، انواع فال ها و طالع بینی ها ، مطالب طنز آمیز ، اس ام اس و جوک
  5. آموزش تلگرام

    اخبار فارس پاتوق ، انتقادات و طرح های جدید فارس پاتوق ، نظر سنجی ، آموزش های لازم فارس پاتوق ، اطلاعیه های فارس پاتوق
  6. کانال موزیک تلگرام

    مداحی ایام فاطمیه ، مداحی ماه محرم ، موزیک های ایرانی ، موزیک های شاد ، آهنگ های خارجی ، آهنگ های پیشواز ایرانسل ، آهنگ های پیشواز همراه اول ، آهنگ های رومانتیک ، مداحی ، آهنگ های سنتی
  7. اخبار تلگرام

    اخبار حوادث ، اخبار جهان ، اخبار ورزشی ، اخبار پزشکی ، اخبار سیاسی - اقتصادی ، اخبار فرهنگی - هنری ، اخبار علمی
  8. مد و زیبایی تلگرام

    مدل لباس دخترانه ، مدل لباس زنانه ، مدل لباس پسرانه ، مدل لباس مردانه ، مدل لباس ، مدل لباس جدید ، مدل عینک ، مدل مو ، مدل ناخن ، عکس مدل
  9. کانال عکس تلگرام

    عکس های خنده دار ، عکس های بازیکنان ، عکس های ترسناک ، عکس های طبیعت ، عکس های حیوانات ، عکس های حوادث ، تصاویر عاشقانه ، تصاویر کارتونی ، عکس های اتومبیل ، تصاویر هنرمندان ، تصاویر کودکان ، عکس های متفرقه
  10. کانال فیلم تلگرام

    اپراتور همراه اول ، اپراتور ایرانسل ، اپراتور رایتل
  11. تبلیغات تلگرام و اینستاگرام

    آگهی های استخدام دولتی ، آگهی های استخدام غیر دولتی ، سوالات و پاسخ های آزمون های استخدامی
  12. کانالهای ادبی تلگرام

    تاریخ ، شعر و ادبیات ، نامه نگاری و انواع نامه ها
  13. گروه چت تلگرام

    ابزار های وبلاگ ، سئو و بهینه سازی وب سایت ، سیستم های مدیریت محتوا ، قالب های وبلاگ ، ابزار های وب سایت ، قالب های وب سایت ، معرفی وبلاگ و وب سایت های مفید ، کسب و کار در اینترنت ، کسب درآمد بدون اینترنت
  14. بهترین کانال های تلگرام

    هوا و فضا ، دانش و فن آوری در پزشکی ، دانش و فناوری در کامپیوتر ، دانش و فناوری در موبایل ، دانش و فناوری در وب سایت ها ، جنگ افزار ، تکنولوژی های روز
  15. نرم افزار اینستاگرام

    سیستم عامل ها ، لپ تاپ و تبلت ، نرم افزار ها ، سخت افزار ها ، بازی های کامپیوتری
  16. کانال پزشکی و سلامت تلگرام

    روانشناسی ، تغذیه ، بهداشت ، بیماری ها و روش درمان
  17. بهترین پیج اینستاگرام

    اخبار ورزشی ، معرفی ورزش ها و تیم ها ، شخصیت های ورزشی
  18. عکس اینستاگرام

    برنامه ریزی درسی ، مقطع آموزش ابتدایی ، مقطع آموزش راهنمایی ، مقطع آموزش متوسطه ، مقطع پیش دانشگاهی ، مقطع آموزش فنی حرفه ای ، مقطع آموزش کاردانش
  19. فیلم اینستاگرام

    مقالات کار آفرینی و طرح کسب و کار ، مقالات عمومی ، درخواست مقالات ، مقالات علمی
  20. آموزش اینستاگرام

    رشته های فنی و مهندسی ، رشته های علوم تجربی ، رشته های علوم پایه و انسانی ، رشته های هنر ، معرفی رشته های دانشگاهی ، معرفی دانشگاه های ایران ، رشته های پزشکی ، رشته های زبان انگلیسی
  21. کانال مذهبی تلگرام

    اهل بیت و علما ، احکام ، مولتی مدیای مذهبی
  22. کانال خانواده تلگرام

    خانواده ، هنر در خانه
  23. کانال آشپزی تلگرام

    انواع شیرینی ، انواع دسر ، انواع غذا ها و طرز تهیه آن ها ، خورش ها ، سوپ و سالاد ، ساندویچ و پیتزا ، سس و ترشی
  24. کانال گردش و گردشگری تلگرام

    معرفی مکان های زیارتی ، معرفی مکان های تفریحی ، معرفی مکان های شگفت انگیز ، معرفی شهرها و کشورها
  25. سایر موضوعات تلگرام

    اخبار و مطالب گوناگون خبری ، معما ها و چیستان ها ، اخبار گوناگون اینترنتی ، صندلی داغ ، گفتگو با کاربران ، بازارچه خرید و فروش ، زباله دان
  26. کانال تست روانشناسی تلگرام

    تست هوش
  27. کانال روانشناسی ازدواج تلگرام

    نکات قبل از ازدواج ، نکات بعد از ازدواج
  28. کانال مشاوره جنسی تلگرام

    راهنمایی علمی جنسی
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.