1. انجمن های فارس پاتوق
    مطابق با قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.
    رد اعلامیه

اثری جاودانه ازسیمین بهبهانی

شروع موضوع توسط rahaie در ‏6 مارس 2015 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. rahaie

    rahaie کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏28 نوامبر 2014
    ارسال ها:
    295
    تشکر شده:
    848
    جنسیت:
    مرد
    .

    وای که ردپای دزد آبادی ما،
    چقدر شبیه چکمه های کدخداست!

    روزیکه ردپای بجا مانده،
    شبيه چکمه های کدخدا بود!!

    یکی میگفت:
    دزد چکمه های کدخدا را دزدیده...

    دیگری میگفت:
    چکمه های دزد
    شبیه چکمه کدخدا بوده،

    و هرکسی بطریقی واقعیت را توجیه میکرد...

    دیوانه ای فریاد برآورد که:

    مردم !...
    دزد، خود کدخداست!!!...

    اهل آبادی پوزخندی زدند و گفتند:

    کدخدا ! ..
    به دل نگیر،
    او مجنون است،
    دیوانه است...

    ولی فقط کدخدا فهمید
    که تنها عاقل آبادی اوست..

    از فردای آن روز،
    دیگر کسی آن مجنون را ندید!!...

    و وقتی احوالش را جویا میشدند،

    کدخدا میگفت:
    دزد او را کشته است!!!...

    کدخدا واقعیت را میگفت؛ ولی درک مردم از واقعیت، فرسنگها فاصله داشت...

    شاید هم از سرنوشت مجنون میترسیدند!!!...

    چون در آن آبادی،
    دانستن، بهايش سنگین بود!!!..

    ولی نادانی، انعام داشت!!!...

    این بود که اهل آبادی،
    هر روز عرعرکنان درخانه کدخدا جمع میشدند و ستایش کدخدا میکردند!!!...

    ** سیمین بهبهانی **
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.