1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

آیا مگه مجردبودن گناهه؟

شروع موضوع توسط farokh در ‏15 مارس 2015 در انجمن روانشناسی

  1. farokh

    farokh مدیر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏11 مارس 2015
    ارسال ها:
    136
    تشکر شده:
    162
    جنسیت:
    مرد

    aforum.moshaver.co_imported_2015_03_L125183745055_1.jpg

    آیا مجردبودن گناهه؟
    خیلی زندگی مجردی راحت بود... ارائه گواهی نامه تحصیل، اشتغال، یا مدارکی از این دست هم برای آن الزامی شد. مجردها از این به بعد تنها با ارائه این مدارک می توانند خانه اجاره کنند و این یعنی این که شرایط برای آنها بیش از پیش دشوار شده است. این دشواری ها از همان لحظه ای که آنها تصمیم می گیرند به تنهایی و جدا از خانواده شان زندگی کنند، آغاز می شود، در گیرودار پیداکردن خانه استیجاری شدت می گیرد و در روند سروکله زدن های ماهانه با صاحب خانه به اوج خود می رسد. مقاله اي که در ادامه می خوانید، راستش شمه ای از این دشواری ها را به بیان درآورده است. فقط کسانی می توانند در جریان کامل این دشواری ها قرار بگیرند که آن را چشیده باشند.

    هیچ مشکل خاصی با خانواده ام نداشتم. خیلی هم با من اوکی بودند. حتی می توانم بگویم مراعاتم می کردند. اما خب، مسئله این بود که فکرها و فضاهای ما خیلی با هم نمی خواند. مثلا برای خانواده ام تعریف نشده بود که من دو روز تمام توی اتاقم می نشینم و یک سریال 12 قسمتی را یک جا می بینم. همین جور چیزها تنش درست می کرد. تقصیری نداشتند. فقط توی دنیای دیگری سیر می کردند. این بود که تصمیم گرفتم مستقل زندگی می کنم. اینها صحبت هایی است که ياسر مي كند. او که حوالی میدان حسن آباد زندگی می کند، می گوید: وقتی خانواده ام فهمیدند که می خواهم مجردی زندگی کنم، کلی دعوا و مرافعه راه انداختند. همین حالا هم که دو سال از آن موقع می گذرد، هنوز منتظرند من به مشکلی بربخورم و برگردم خانه. این تنها مشکل ياسر نیست. تقریبا بیشتر کسانی که به زندگی مجردی رو می آورند، با همین مشکل مواجه اند و می گویند که خانواده هایشان از تصمیمی که آنها برای زندگی شان گرفته اند، ناراضی اند. به قول ياسر، خانواده ها انتظار دارند که بچه هایشان یا ازدواج کنند، یا تا ابد تنگ دل آنها بنشینند و زندگی مجردی مگر به بهانه های مواجهی مثل تحصیل یا کار، برایشان معنای خاصی نمی دهد. محمد، هم خانه ياسر در این باره حرف های قابل تاملی برای گفتن دارد: من خیلی در این باره با خانواده ام صحبت کردم. بی فایده بود. آنها اصلا قبول نمی کنند که من هم زندگی خودم را دارم و می توانم برای آن تصمیم بگیرم. طوری درباره زندگی من قضاوت می کنند که انگار از دیوار کسی بالا رفته ام یا مرتکب قتل شده ام.


    از خواستگار تا پدر
    شما تصمیم گرفته اید تنها زندگی کنید. کلی با خانواده تان چک و چانه زده اید تا بالاخره کوتاه بیایند و رضایت بدهند. اما این تازه اول ماجراست. خیلی زود متوجه می شوید که قضیه به همان سادگی ها هم که فکرش را می کردید و خوابش را می دیدید، نیست. قبل از هر چیز باید حسابتان را با جیبتان روشن کنید. خیلی چیزها همین جا مشخص می شود. مثلا فرزانه که اصالتا اهل جنوب كشور است و برای یک کار پژوهشی ناچار به سو.سکونتی دو ساله در تهران شده، در پانسیونی نزدیک میدان انقلاب زندگی می کند. راستش فرزانه چندان از زندگی در پانسیون راضی نیست و آن را به کسی توصیه نمی کند، اما خودش گریزی از آن ندارد؛ چرا که وقتی به جیبش نگاه می کند، می بینید بیش از این نمی تواند مایه بگذارد. ياسر و محمد هم بر همین اساس راه و رسم هم خانگی را در پیش گرفته اند. این طوری خرجشان کمتر می شود و با دخلشان بیشتر سازگار است.

    در این میان لابد کسانی هم هستند که تنهایی زندگی می کنند و ککشان هم نمی گزد. احتمالا یا خانواده شان از آنها حمایت اساسی می کنند، یا خودشان کسب و کار درست و درمانی دارند. خلاصه این که از پس کرایه های سنگین و مخارج بالای زندگی مجردی برمی آیند. اما همین ها، همین «از ما بهتران» هم احتمالا برای پیدا کردن خانه مجردی به زحمت افتاده اند. در این باره پسرها یک جور مشکل دارند و دخترها یک جور دیگر. محمدرضا که با دوستانش حامد و ابوذر، پایین میدان انقلاب زندگی می کند، در این باره می گوید: معمولا فکر می کنند که دنبال خوشگذرانی هستی. تا داخل بنگاه می روی و می گویی خانه مجردی، جور دیگری نگاهت می کنند. بعضی ها که سرشان را هم بالا نمی آورند که نگاهت کنند. یک کلمه می گویند نداریم تا خیلی به پروبالشان نپیچی. آنهایی هم که دارند، خیلی آدم را دست به سر می کنند. پیش خودشان فکر می کنند خوشی زده زیر دلت و خیلی از دنگ و فنگ روزگار سر در نمی آوری. او که به عنوان نقاش در یک نشر آموزشی کار می کند، ادامه می دهد: هی از رفت و آمدهای آدم می پرسند. باباجان؛ مجردها هم مثل هر آدم دیگری رفت و آمدهای خودشان را دارند. حالا یک عده بی جنبه اند، چه ربطی به بقیه دارد؟ مليحه که در سوییتی در خيابان جمالزاده زندگی می کند، حکایت دیگری از این ماجرا را به دست می دهد: برخوردهایی در پیداکردن خانه دیده ام که باورتان نمی شود. از آن کسی که رفته بودیم خانه اش را اجاره کنیم و بهمان پیشنهاد ازدواج داد تا آن یکی که خودش را جای پدر من می دید و شرط اجاره دادن خانه اش این بود که اول شب خانه باشم. این که من معمولا ساعت هفت و هشت خانه ام، مگر این که جایی مهمان باشم چیزی است، و این که یک نفر به خودش اجازه می دهد در این باره اظهارنظر کند، چیز دیگری است.مجردبودن

    این مشکلات اما همه تا قبل از ابلاغ بخشنامه اخیر اتحادیه مشاوران املاک درباره شرایط اجاره خانه های مجردی به چشم می آمد. حالا مشکل تازه ای نیز اضافه شده و آن این که مجردها برای اجاره خانه باید گواهی اشتغال یا تحصیل ارائه دهند و حتی فرم های جداگانه ای را پر کنند؛ فرم هایی که در آنها قید اطلاعاتی همچون محل کار، محل سکو.نت قبلی، محل سکو.نت پدر یا یکی از بستگان درجه یک و سوابق شغلی ضروری است.

    به نظر می رسد این یکی از راه های کمابیش معقول و منطقی برای مقابله با فعالیت کسانی باشد که در قالب اجاره خانه مجردی، مشغول سوداگری در شرکت های هرمی می شوند. با این همه، ممکن است برخی افرادی که واقعا زندگی مجردی را انتخاب کرده اند و دنبال اجاره خانه مجردی می گردند، به مشکلاتی در تهیه گواهی تحصیل یا اشتغال بربخورند. مليحه یکی از همین افراد است که گرچه فعلا قرار نیست خانه اش را عوض کند، اما به هر حال نگران فردایی است که در پیش خواهد بود: کار من طراحي است. به صورت پروژه ای این کار را انجام می دهم. خیلی وقت ها حتی قرارداد هم نمی بندیم. یک روزی اگر بخواهم از اینجا بلند شوم و جای دیگری را اجاره کنم، نمی دانم چه کار کنم؟ مليحه البته بعید می داند که این قانون قابل اجرا باشد، اما معتقد است: همین قانون نشان می دهد که جامعه ما چه نگاهی به زندگی مجردی دارد. قشنگ مثل این که ما مجرمیم. فکر کنید که اغراق می کنم، اما فکرش را بکنید از آدم های متاهل بخواهند برای اجاره خانه گواهی عدم اعتیاد ارائه بدهند. خب، چه حسی بهشان دست می دهد؟

    محمدرضا هم از آدم هایی برایمان می گوید که اخیرا صاحب خانه شان به عنوان خریدار راهی خانه شان می کند: ما که بچه نیستیم. صاحب خانه می ترسد که نکند ما گلدکوئیستی هستیم. برای همین دو، سه هفته یک بار یکی را ناغافل به عنوان خریدار می فرستد، اما طرف فقط می آید نگاهی به خانه بیندازد ببیند میتینگی جلسه ای چیزی نگذاشته باشیم. این طور که پیداست، فصل تازه ای در زندگی مجردها آغاز شده است. آنها بیش از همیشه خود را زیر ذره بین جامعه و تحت کنترل می بینند. گویی خانواده، جامعه و قانون دست به دست هم داده اند تا جوانان کمتر به زندگی مجردی رو بیاورند. شاید در کوتاه مدت هم نتایجی حاصل شود، اما تجربه های سالیان اخیر در کشورمان از چیز دیگری حکایت دارد.مگه مجردبودن گناهه؟


    توی ذوق مجردها نمی زنیم
    يكي از بنگاه دارها مي گويد: همین طوری که نمی توانیم خانه ای را به کسی اجاره بدهیم. باید بدانیم طرف از کجا آمده و چه کاره است. این چیزی است که باید مشخص شود. مجردها برای اجاره کردن خانه باید گواهی اشتغال یا تحصیل ارائه دهند. وي علت صدور این بخشنامه را فعالیت شرکت های هرمی مانند گلدکوئیست در خانه هایی ذکر می کند که به عنوان خانه مجردی اجاره داده شده بودند. به گفته او، با توجه به چنین خطری بود که دادستان تهران طی نامه ای به اتحادیه صنف مشاوران املاک بر ضرورت استعلام وضعیت شغلی یا تحصیلی مجردهایی که خانه اجاره می کنند، تاکید کرد.

    آن گونه که تصور می شود، اجاره خانه برای مجردها را دشوار نمی کند: خیلی ها همین که بهشان گفته می شود که باید وضعیت شغلی یا تحصیلی شان مشخص باشد، می روند یک کارت دانشجویی یا یک گواهی اشتغال به کار می آورند. ما هم در اجاره نامه قید می کنیم که بر اساس این کارت یا گواهی، این خانه اجاره داده شده است تا مراکز خاصی که این موضوع را کنترل می کند، استعلام بگیرند. سختی کار به آن شکلی نیست که شما تصور می کنید. یادتان باشد مالک هم در قبال خانه اش مسئول است و اگر آن را به گلدکوئیستی ها بدهد، به مشکل برمی خورد. بنابراین او هم مثل ما حواسش جمع خواهد بود تا خانه را به هر کسی اجاره ندهد.گناه مجرد بودن

    منبع پیداکردن خانه مجردی از دیوار های خیابان شروع می شود و تا اینترنت ادامه دارد، در بین این منبع های پیدا کردن خانه مجردی برخی آگهی ها کمی عجیب و جالب هستند. خودم را جای کسی می گذارم که دانشجوی شهرستان نیست، زندگی در خانه مجردی را هم تجربه نکرده، در شرایطی ویژه قرار گرفته و برای یک جشن تولد احتیاج به خانه ای مبله و مجردی دارد.

    کافی است کمی با دقت با اطرافتان نگاه کنید، سری به نیازمندی های یک روزنامه کثیرالانتشار بزنید و در آخر هم می توانید جست وجویی در دنیای مجازی انجام دهید تا خانه مجردی مناسبتان را پیدا کنید.
    اولین تماسم ناموفق است، مثل این که واقعا این آگهی ها مشتری های زیادی دارند، چون وقتی تماس دوم را می گیرم، فردی که پشت خط است می گوید لطفا 20 دقیقه دیگر تماس بگیرید. بالاخره موفق به تماس می شوم بعد از سلام و احوال پرسی آقای صاحب خانه می رود سر اصل مطلب و می گوید که آپارتمان را برای چه کاری می خواهی؟ بعد از کمی من من کردن می گویم که می خواهم جشن تولدی بگیرم و با دوستانمان در یکی از سوئیت های شما شادی کنیم و خوش باشیم، آقای... کمی مکث می کند و می گوید: اگه جشن می خواهی بگیری تو خونه ویلایی که راحت تری! توی سوئیت فوقش می تونی 10 تا از دوست هات رو بیاری، ولی الان ما یه مورد خونه ویلایی 600 متری تو زعفرانیه داریم که راست کار شماست، آخر یه کوچه بن بست، همسایه ها هم اروپایی هستن و هیچ کاری با کار شما ندارن. قیمت هم مناسبه 600 هزار تومان برای 24 ساعت.

    وقتی از بنگاه دار سراغ مالک خانه را می گیرم، می گوید که مالک تمام خانه هایی که به صورت کوتاه مدت اجاره می شود، یکی از دوستان صمیمی اش است و هر جا دیگه ای هم زنگ بزنیم آخرش به همین آقا می رسیم. نگاهی دیگر به صفحه آگهی ها می اندازم و با آگهی مشابه اما کمی رسمی تری برخورد می کنم. آپارتمان مبله شمال شهر، به خارجی یا مقیم خارج از کشور، کوتاه مدت – حتی یک روز با آگهی دهنده که یک نام فرنگی است و آخر آگهی برای تماس نوشته شده، تماس می گیرم. با لهجه غلیظ تهرانی از جزئیات خانه برایم می گوید: آپارتمان 100 متریه تو یکی از بهترین فرعی های جردن. می گویم که خانه را برای یکی از دوستانم می خواهم که مقیم خارج از کشور است و هفته دیگر به ایران می آید. کم کم با او دوست شده ام. او می گوید که صاحب خانه پسری جوان و از دوستانش است. بايد ما در جريان كارهايت باشیم و اطلاع داشته باشیم که چی کار می کنین. در مورد اجاره خونه هم قیمت 220 دلاره!

    روزنامه نیازمندی ها را جمع می کنم و سری به دنیای مجازی می زنم. مشغول جست وجو درباره خانه مبله اجاره ای کوتاه مدت هستم که با یک سایت بسیار شیک برخورد می کنم که در آن شما می توانید با توجه به بودجه مورد نظرتان در یکی از محله های تهران از جردن تا اشرفی اصفهانی و حتی شمال کشور، آپارتمان مبله مورد نظر خود را پیدا کنید. فقط نکته ای که بنیان گذاران این سایت بر آن اصرار دارند، این است که به دلیل استقبال گسترده اولویت با کسانی است که اقدام به رزرو نمایند. در این سایت هم قیمت ها پایین تر است و هم شما می توانید عکس هایی از خانه مجردی مبله چند روزه را مشاهده کنید.
     

    موضوعات مشابه

    Last edited: ‏15 مارس 2015
    mania&mina و deniz از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.