1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان زن باشرف ::. (یکی از بهترین داستان های اینترنتی)

شروع موضوع توسط Y*A*S* در ‏24 مارس 2015 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. Y*A*S*

    Y*A*S* (✘ ∂gøø∂ ƃíᴚL gøηє вα ✔) برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏19 اکتبر 2014
    ارسال ها:
    486
    تشکر شده:
    1,874
    جنسیت:
    زن
    ((زن باشرف))

    عصر جمعه است و دلم گرفته . می زنم تو خیابون و از سرازیری توی بلوار پیاده میرم سمت پله های پارک که یهو یه ماشین بوق می زنه ، به روی خودم نمیارم و به سرعت قدمهام اضافه می کنم. کمی جلوتر ترمز می زنه. حالیمه چی کار داره می کنه. به روی خودم نمیارم و از کنارش بی تفاوت رد می شم.

    سرعتش را هم قدم من می کنه و شیشه ی سمت کمک را میده پایین و می گه : خانوم محترم کجا تشریف می برید؟ جواب نمی دم. نیشش را تا بناگوش باز می کنه و باز می گه : خانوم عزیز ، بنده همه جوره در خدمت شما هستم. با صدای سگی که اماده پاچه گرفتنه میگم که مزاحم نشه ، اما خوب حالیش نیست. لابد فکر می کنه دارم "ناز" می کنم.

    نیش ترمزی می زنه و همانطور در حال رانندگی کیف پولش را از جیب شلوارش می کشه بیرون.: خانوم محترم ، بیا بابا ،هر چی تو بگی،قربونت برم، ضد حال نزن دیگه .لای کیف پولش را باز کرده و اسکناس وچک پول تعارف می کنه و همزمان چشمک می زنه که سخت نگیرم.

    یک آن هوس می کنم که بپرم و در ماشینش را باز کنم و بکشمش پایین و با قوت هر چه تمام تر ، پس کله اش را بگیرم و صورتش را توی شیشه ی ماشینش خورد کنم اما چون با خشونت مخالفم منصرف می شوم.( البته دلیل اصلیش اینه که زورم بهش نمی رسه) . دستهام را می ذارم روی شیشه و تا * خم می شم توی ماشین. .گل از گلش شکفته ، دور و برم را نگاه می کنم و فاصله ام را تا پارک می سنجم.
    توی خیابون هیچ * نیست. لبخند پهنی می زنم و می پرسم: حالا چی چی داری؟ کیفشو بالا میاره و نگاه هرزه اش از روی لبهایم تا * ها پایین می آید، کیف پول را توی هوا می قاپم و با تمام قدرتم پرت می کنم آن طرف بلوار و مثل فشنگ به سمت پارک می دوم. پشت سرم صدای کشیده شدن ترمز دستی و باز شدن در ماشین می آید و مردک از ته جگرش فریاد می زند:

    اووووووووووووووووووووووووووووووی، * !
    و من همینطور که می دوم با خودم فکر می کنم که چفدر جالب است که در ایران تا وقتی فکر می کنند * ای ، خانوم محترم صدایت می کنند و وقتی مشخص می شود این کاره نیستی تبدیل به یک * می شوی ..... awww.flashkhor.com_forum_images_smilies_newsmilies_306.gif
     

    موضوعات مشابه

    manijeh30, yas25, ماتادور و 6 کاربر دیگر از این پست تشکر کرده اند.
  2. zahra1997

    zahra1997 برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏21 آگوست 2012
    ارسال ها:
    326
    تشکر شده:
    464
    جنسیت:
    زن
    ايول.
    خيــــــــــــــــــــــــلي خوب بود!
     
    Y*A*S* از این پست تشکر کرده است.
  3. Takpar

    Takpar کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏7 ژانویه 2016
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    1
    درود بر زن آریایی نجیب
     
    Y*A*S* از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.