1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

چه قدر از این الحمدلله ها گفتیم و فکر کردیم شاکریم …

شروع موضوع توسط n@z@nin در ‏20 آوریل 2015 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. n@z@nin

    n@z@nin بی خیال جهـان ، قهوه ات یخ کرد ...! کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏4 آوریل 2015
    ارسال ها:
    150
    تشکر شده:
    222
    جنسیت:
    زن
    یه روز یه ترکه میره سبزی فروشی تا کاهو بخره
    > عوض اینکه کاهوهای خوب را سوا کند ، همه ی کاهو های نامرغوب را سوا میکنه و
    > میخره
    > ازش می پرسند چرا اینکار را کردی میگه : صاحب سبزی فروشی پیرمرد فقیری هست
    > مردم همه ی کاهوهای خوب را میبرند و این کاهوها روی دست او میمانند و من
    > بخاطر اینکه کمکی به او بکنم اینها را میخرم
    > اینها را هم میشود خورد
    > این ترکه کسی نبود جز عارف بزرگ آقا سید علی قاضی تبریزی (ره)
    عارفی که ۳۰ سال مرتب ذکر می گفت: استغفر الله.
    مریدی به او گفت: چرا این همه استغفار می کنی، ما که از تو گناهی ندیدیم.
    جواب داد: سی سال استغفار من به خاطر یک الحمد لله نابجاست!
    روزی خبر آوردند بازار بصره آتش گرفته، پرسیدم: حجره من چه؟
    گفتند: مال شما نسوخته…
    گفتم: الحمدلله…
    معنیش این بود که مال من نسوزد مال مردم به درک!
    آن الحمدلله ازسر خودخواهی بود نه خداخواهی.



    چه قدر از این الحمدلله ها گفتیم و فکر کردیم شاکریم …
     

    موضوعات مشابه

    آرمان ک, shaghayegh04 و دل آرا از این پست تشکر کرده اند.
  2. shaghayegh04

    shaghayegh04 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏4 مارس 2015
    ارسال ها:
    1
    تشکر شده:
    0
    جنسیت:
    زن
    الحمدلله
     
  3. آرمان ک

    آرمان ک کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏5 ژانویه 2015
    ارسال ها:
    114
    تشکر شده:
    211
    جنسیت:
    مرد
    احسنت! عالی بود...
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.