1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

زندگینامه خیام

شروع موضوع توسط alicpu در ‏30 ژوئیه 2012 در انجمن زندگينامه شعرا و بزرگان ادب

  1. alicpu

    alicpu کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,032
    تشکر شده:
    118
    جنسیت:
    مرد
    حکیم عمر خیام (خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد.مرگ خیام را میان سال‌های ۵۱۷-۵۲۰ هجری می‌دانند که در نیشابور اتفاق افتاد.مقبرهٔ وی هم اکنون در شهر نیشابور، در باغی که آرامگاه امامزاده محروق در آن واقع می‌باشد، قرار گرفته‌است.
    خیام زندگی‌اش را به عنوان ریاضیدان و فیلسوفی شهیر سپری کرد، در حالی‌که معاصرانش از رباعیاتی که امروز مایه شهرت و افتخار او هستند بی‌خبر بودند. معاصران خیام نظیر نظامی یا ابوالحسن بیهقی از شاعری خیام یادی نکرده‌اند.قدیمی‌ترین کتابی که در آن از خیام شاعر یادی شده‌است، کتاب خریدة القصر از عمادالدین کاتب اصفهانی است. این کتاب به زبان عربی و در سال ۵۷۲ یعنی نزدیک به ۵۰ سال پس از مرگ خیام نوشته شده‌است.شهرت خیام به عنوان شاعر مرهون "ادوارد فیتزجرالد" انگلیسی‌است که با ترجمهٔ شاعرانهٔ رباعیات وی به انگلیسی، خیام را به جهانیان شناساند.

    خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبر تألیف کرد. خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.در اوایل دوران زندگي خیام، ابن سینا و ابوریحان بیرونی به اواخر عمر خود رسیده بودند. نظامی او را «حجه‌الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب داده‌اند. از خیام به عنوان جانشین ابن سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و مابعدالطبیعه یاد می‌کنند.
     

    موضوعات مشابه

  2. hektor

    hektor کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    77
    تشکر شده:
    30
    جنسیت:
    مرد
    من علاقه زیادی دارم دوست دارم این تاپیکو کامل تر کنم با اجازه از علی
     
  3. hektor

    hektor کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژانویه 2013
    ارسال ها:
    77
    تشکر شده:
    30
    جنسیت:
    مرد
    صادق هدایت در کتاب ترانه‌های خیام دسته‌بندی کلی‌ای از مضامین رباعیات خیام ارائه می‌دهد و ذیل هر یک از عناوین، رباعی‌های مرتبط با موضوع را می‌آورد:
    راز آفرینش
    بخشی از این رباعیات در حول محور حیرت در امور جهان و ندانستن رموز آفرینش سروده شده‌اند. خیام در این رباعیات در کار هستی فرومانده و در برابر شگفتی‌های آن به حیرت فرو می‌رود. این نوع نگرش پیش از خیام نیز در ادبیات فارسی در آثار شاعرانی همچون فردوسی سابقه داشته‌است.محمدعلی اسلامی ندوشن، منتقد و پژوهشگر ایرانی در مورد مضامین شعری خیام می‌گوید: «ویژگی اصلی اندیشه‌های خیام پرسشگری است. او همواره بر روی نقاط اصلی زندگی بشر دست گذاشته و هستهٔ اصلی و بنیادین رباعیاتش طرح همین پرسش‌هاست.»او با آنکه زندگی خویش را وقف اندیشه و دانش‌ورزی کرده، سرانجام به این باور رسیده است که چیزی از راز زندگی نمی داند. آنانی هم که با نور دانش محفل اصحاب را منور ساخته‌اند، نتوانسته‌اند گامی ازین تنگنای تاریک بیرون نهند و محصول دانش و خرد آنان در گشودن راز هستی افسانه‌ای بیش نبوده است:
    آنان که محیط فضل و آداب شدند در جمع کمال شمع اصحاب شدند
    ره زین شب تاریک نبردند بِرون گفتند فسانه‌ای و درخواب شدند

    دوری که در او آمدن و رفتنِ ماست او را نه بدایت نه نهایت پیداست
    * می نزند دمی در این معنی راست کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست

    هرچند که رنگ و بوی زیباست مرا چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
    معلوم نشد که در طربخانهٔ خاک نقاش ازل بهر چه آراست مرا
    درد زندگی
    بخشی از این رباعیات پیرامون درد و رنج‌های دنیا و مافیها سروده شده‌اند.
    از آمدن و رفتن ما سودی کو وز تار وجود عمر ما پودی کو
    در چنبر چرخ جان چندین پاکان می‌سوزد و خاک می‌شود دودی کو

    افسوس که بی فایده فرسوده شدیم وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
    دردا و ندامتا که تا چشم زدیم نابوده به کام خویش نابوده شدیم
    از ازل نوشته
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.