1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

کاش می شد سرنوشت خودمن بزازیم

شروع موضوع توسط manuchehr در ‏9 مه 2015 در انجمن شعر و ادبیات

  1. manuchehr

    manuchehr تحمل تنهایی بهتر از گدایی محبت است کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 فوریه 2015
    ارسال ها:
    2,598
    تشکر شده:
    2,327
    جنسیت:
    مرد
    کاش می شد سرنوشت از سر نوشت


    کاش می شد روی خط سرنوشت

    روزهای با تو بودن را نوشت..

    سرنوشت , ننوشت

    گر نوشت , بد نوشت

    اما باور کن نمی توان سرنوشت خویش را از سر نوشت !

    [​IMG]

    باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سرد

    میلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.

    و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد.

    وباز قصه پر غصه تکرار ....

    روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده

    و شاخ و برگ تماشایی داشتم .

    عاشق شدم . . . !!!!

    عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!

    و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور

    تبر او کردم و چه راحت شکستم ، بی صدا خورد شدم ،

    چه دیر فهمیدم بی رحم است دل سنگ هیزم شکن

    و سخت تر تبر او که سوزاند تنم را ، حالا دیگر زنده نبودم

    درخت نبودم ، در چشمان سرد او فقط هیزم بودم و بس

    سرنوشتم چه بود ؟

    حالا که نه درخت بودم و نه سایه ای داشتم و نه ریشه ای

    نه برگی و نه مهمان ناخوانده ای که بر روی دستانم بنشیند

    و برای دل کوچکش آواز بخواند و بر خود بلرزد و با آهی سرد

    دوباره پر باز کند و به اوج برود

    و چه ناجوانمردانه تکه های خرد شده ام در شومینه

    رو به چشمانش آتش گرفت و او فقط لذت برد

    من در آتش میسوختم و او . . .

    و حالا زغالی بیش نیستم و خطی شدم بر

    خطوط یخ زده ورق تا شاید ماندگار باشم و همه بدانند

    روزی درختی بودم تنومند که عشق مرا به زغالی

    تبدیل کرد سیاه و دل سوخته . . .
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.