1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

آقا ابوالفضل عباس...

شروع موضوع توسط ShAbGaRdE TaNhA در ‏29 مه 2015 در انجمن دانستنیهای جالب

  1. ShAbGaRdE TaNhA

    ShAbGaRdE TaNhA MoHaMmAd کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏10 آگوست 2014
    ارسال ها:
    281
    تشکر شده:
    3,382
    جنسیت:
    مرد
    این داستان واقعیه ها!!!!


    بچه ها این یه داستان واقعی هستش


    یکی از خادمان امام رضا تعریف میکرد که:


    یه روز صبح طبق معمول همیشه برای عرض ادب و انجام وظیفه به صحن رفتم...


    دیدم یه نفر جلوی حرم وایساده و به امام رضا فحش میده و ناسزا میگه...


    خیلی عصبانی شدم...خواستم اونو بزنم اما ما خادمین

    بدون اجازه امام رضا هیچ کاری انجام نمیدیم...


    برا همین هیچی بهش نگفتم... و شب قبل خواب کمی

    دعا خواندم و از امام رضا خواستم


    یه راهی پیش پام بذاره...


    شب امام رضا اومد به خوابم...گفتم آقا ما نون و نمک شما رو میخوریم.


    غیرتم قبول نمیکنه یکی بیاد به شما ناسزا بگه.


    آقا اجازه میدین بزنمش و به حسابش برسم؟؟؟


    امام رضا گفت به تو هیچ ربطی نداره...اون داره به من فحش میده...

    تو کاریت نباشه


    تو حق دخالت نداری....من امام مردمم و ضامن همشونم...

    چه منو دوس داشته باشن چه نداشته باشن.


    صبح که بیدار شدم و رفتم صحن دیدم اون مرد بازم داره فحش و ناسزا میگه


    اما کاریش نداشتم...ولی خیلی از دستش عصبانی بودم


    خلاصه این ماجرا چند روز ادامه داشت تا اینکه یه روز عصر پنجشنبه داشتم از صحن

    بیرون میومدم که دیدم اون شخص همچنان داره به امام ناسزا میگه...


    یدفه دیدم اون شخص کبود شد و به زمین افتاد رفتم جلو دیدم به درک واصل شده...


    خیلی خوشحال شدم و از آقا خیلی تشکر کردم که اون شخص

    رو به سزای اعمالش رسونده..


    اما شب آقا اومد به خوابم و گفت اون شخص رو من نکشتم.


    گفتم آقا پس چه بلایی سرش اومد؟؟؟


    فرمود:عصر هر پنجشنبه پیامبر اکرم (ص) و مادرم زهرا و حضرت ابوالفضل (ع)

    میان به دیدن من...


    دیروز هم مهمون من بودن...


    اون شخص طبق معمول داشت فحش میداد و من بی توجه بودم که رسید به فحش

    دادن به فاطمه زهرا (س)


    در این موقع حضرت ابوالفضل پا شد و یه سیلی به طرف زد و اون شخص مرد...


    حضرت ابوالفضل هنگامی که به اون سیلی میزد این جمله رو فرمود:


    جایی که من هستم هیچ بشری نمیتونه به مادرم توهین کنه...

    بچه ها یه صلوات بفرستید برای غیرت آقا ابوالفضل عباس>>
     

    موضوعات مشابه

  2. roxanna alp

    roxanna alp کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 ژانویه 2016
    ارسال ها:
    387
    تشکر شده:
    16
    جنسیت:
    مرد
    عالی بود.
     
    Last edited by a moderator: ‏29 آگوست 2016
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.