1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان مرد میلیاردر...

شروع موضوع توسط mahbodkh در ‏30 نوامبر 2015 در انجمن دانستنیهای جالب

  1. mahbodkh

    mahbodkh ملکه فارس پاتوق برترین کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏12 اکتبر 2015
    ارسال ها:
    329
    تشکر شده:
    142
    جنسیت:
    مرد
    مرد میلیاردر در سخنرانی:کی میخاد مثه من باشه، یه آدم پولدار و موفق؟همه دست بلند کردن و او خندید و گفت:با سه تا از رفیق های دوره تحصیل، یه شرکت پشتیبانی راه انداختیم و افتادیم توی کار. اما هنوز یه سال نشده، طعم ورشکستگی پنجاه میلیونی رو چشیدیم! رفیق اولم از تیم جدا شد و رفت دنبال درسش! ولی من با اون دو تا رفیق، به راهم ادامه دادم.اینبار یه ایده رو به مرحله تولید رسوندیم، اما بازار تقاضا جواب نداد و ورشکست شدیم! این دفعه دویست میلیون! رفیق دوم هم از ما جدا شدو رفت پی کارش!من موندم و رفیق سوم. بعد از مدتی با همین رفیق سوم، شرکت جدید حمل و نقل راه انداختیم، اما چیزی نگذشت که شکست خوردیم. این بار حجم ضررهای ما به نیم میلیارد رسید! رفیق سوم مستاصل شد و رفت پی شغل کارمندیش!توی این گیرودار، با همسرم تجارت جدیدی رو راه انداختیم و کارمون تا صادرات کالا هم رشد کرد. اوضاع خوب بود و ما به سوددهی رسیدیم اما یهو توی یه تصادف لعنتی، همسرمو از دست دادم! همه چی بهم ریخت و تعادل مالیمو از دست دادم! شرکت افتاد توی چاله ورشکستگی با دو میلیارد بدهی! شکست پشت شکست!مدتی بعد پسر کوچیکم بخاطر تومور مغزی فوت کرد. چند سال بعد، ازدواج دوم داشتم که به طلاق فوری منجر شد! بالاخره در مرز پنجاه و هفت سالگی، با پسر بزرگم شرکت جدیدی زدیم با محصول جدید. اولش تقاضا خوب بود اما با واردات بی رویه نمونه جنس ما، محصولمون افت فروش پیدا کرد و باز ورشکست شدیم. هفت سال حبس رو بخاطر درگیری با طلبکارهای دولتی و خصوصی گذروندم! و اموالمون همش مصادره شد! شکست ها باهام بودند و منم هنوز بودم!به محض رهایی از حبس، باز کار جدیدی رو استارت زدیم و این بار موفق شدیم. شرکتمون افتاد توی درآمد و وضعمون خوب شد. من به سرعت و با یه رشد عالی، از چاله بدهی ها دراومدم. الان شرکت من ده شرکت وابسته داره و شده یه هلدینگ بزرگ، اونم با ده هزار پرسنل.
    مرد میلیاردر گفت: من برای رسیدن به این مرحله از زندگی، تاوان دادم. عذاب کشیدم.کسی میخاد مسیر منو طی کنه؟هیچ * دستشو بلند نکرد ...
     

    موضوعات مشابه

    manijeh30 از این پست تشکر کرده است.
  2. roxanna alp

    roxanna alp کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 ژانویه 2016
    ارسال ها:
    387
    تشکر شده:
    16
    جنسیت:
    مرد
    عالی بود.
     
    Last edited by a moderator: ‏25 آگوست 2016
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.