1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

دلنوشته های من1

شروع موضوع توسط haleya در ‏23 آگوست 2016 در انجمن تصاویر عاشقانه

  1. haleya

    haleya

    تاریخ عضویت:
    ‏18 ژوئیه 2016
    ارسال ها:
    1,078
    تشکر شده:
    2,012
    جنسیت:
    زن
    هرگاه عیبی در من دیدی، به خودم خبر بده نه کسی دیگر را، چون تغییر آن دست من است!!

    کار اولت ثواب دارد و نصیحت است، اما گزینه دوم غیبت است و گناه است.

    چرا موقعی که چیز منفی در کسی می بینیم، جز خودش همه را خبر می دهیم؟؟؟

    ما شهرت را با صحبت کردن در مورد یکدیگر می دانیم نه با یکدیگر!!!

    جمله ای که بر یک هتل نوشته بو شگفت زده ام کرد:

    " اگر سبب رضایتت شدیم از ما سخن بگو و گرنه با خود ما بگو"

    بر خود تطبیقش دهیم تا غیبت از میانمان برود !!!

    نصیحت کن اما رسوا نکن!!!

    سرزنش کن اما جریحه دار نکن!!!

    بهشت وعده دور از دسترسی نیست اگر بی بهانه خوب باشیم!!!
    *************************************************************
    upload_2016-9-3_23-57-31.png

    تو در کنار خودت نیستی ...

    نمیدانی در کنار تو بودن

    چه لذتی دارد ...

    *************************************************

    با همه خوبم من اما با شما، خب بیشتر...

    دوستم داری ولیکن من تو را... خُــب بیشتر!


    لحظه ای مال منی و "تو" خطابت می کنم

    گرچه سعی ام بوده تا گویم: "شما" خب بیشتر


    غیر معمولی ست رفتار منو شک کرده اند...

    اهل خانه، دوستــانِ آشنا خب بیشتر


    اشک های بی هوا، بعضا سکوت بی دلیل ..

    شعر اما می کند رسوا مرا، خب بیشتر !

    ************************************************

    تا که از یاد تو خالی می شوم ...

    ... نخ نما، مانند قالی می شوم

    ریشه داری در من و با بودنت ...

    ... مثل گلدان سفالی می شوم

    شاخه هایم بی تو توفان دیده اند

    زخمی چشم اهالی می شوم

    پیش از این، سرمایه ام عشق تو بود

    آس و پاس و دست خالی می شوم

    شاهزاده، قصه ات را ترک کرد

    ... کوچه گرد این حوالی می شود

    ساحلم ... با موج یادت، دلخوشم

    غرق امواج خیالی می شوم

    نازنینا!... رفته ای، اما هنوز ...

    ... با غمت، حالی به حالی می شوم
    *********************************************

    غصه می سوزد مرا ، باران ببار

    کوجه می خواند تو را، باران ببار

    ابرها را دانه دانه جمع کن

    بر زمین دامن گشا، باران ببار

    خاک اینجا تشنه ی دلتنگی است

    آسمان را کن رها، باران ببار

    باغبان از کوچه باغان رفته است

    ابر را جاری نما، باران ببار

    موج می خواهد بیابان سکوت

    با خود دریا بیا، باران ببار

    تا بیاید آن بهار سبز سبز

    تازه تر باید هوا، باران ببار

    * ام آشوب و دل خونابه است

    غصه می سوزد مرا، باران ببار
     

    موضوعات مشابه

    danial07 و tanha1368 از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.