1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

چقدر این قفس تنگ است من تاب تنگنا ندارم

شروع موضوع توسط tanha1368 در ‏13 سپتامبر 2016 در انجمن دل نوشته های کاربران

  1. tanha1368

    tanha1368 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2016
    ارسال ها:
    141
    تشکر شده:
    246
    بوی بغض میدهی بانو،

    بوی اشکهایی که مدتهاست جلویشان را گرفته ای تا ریخته نشوند،

    هنوز هم مقاومت کن بانو،

    هنوز هم خودت را بزن به آن راه،

    انگار ندیدی،

    انگار نشنیدی،

    نبینم اشکهایت را حرام کسانی کنی که بی ارزشند،

    این اشکها مقدسند،

    این روح بارانی مقدس است،

    بانو، احساست را خرج آنهایی کن که قدر بدانند،

    روحت را اسیر آدمها نکن،

    این آدمها، آدمهای سابق نیستند،

    بوی گرگ میدهند،

    روحت را میدرند،

    احساست را زخمی میکنند،

    و جنازه ات را گوشه ای پرت میکنند،

    راستی بانو،

    چرا کسی نپرسید که چرا یکباره تنها شدی؟

    چرا کسی تمنای انتهای نگاهت را نخواند؟

    بانو، به چشمانت قسم،

    این همه بارانی که روانه کردی،

    دل هیچکس را نمی لرزاند،

    شعرهایت را میدزدند بانو،

    احساست را به غارت می برند،

    و تو می مانی،

    تنها و بیکس،

    بانو، آدمهای اینجا امین نیستند،

    روحت را به امانت نزدشان نگذار،

    دلت گرفته بانو،

    چاره ای نیست،

    باید صبر کرد،

    باید خدا را صدا کرد،

    باید بانگ "لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین" را سر دهی،

    باید هرروز بگویی "ایاک نعبد و ایاک نستعین"،

    باید دلت را از غیر او خالی کنی،

    آنوقت طعم شیرین عشق را خواهی چشید...

    *دل است دیگر، میگیرد، میشکند، ناراحت میشود.

    * به جان چشمانت قسم، اینبار آنچنان رفتنیم که کاسه های آب را هم قسم دهی، نه آن روزها باز میگردند و نه من...
     

    موضوعات مشابه

    MAHTAB.M و danial07 از این پست تشکر کرده اند.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.