1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

چند لحظه غزل...

شروع موضوع توسط tanha1368 در ‏28 سپتامبر 2016 در انجمن شعر و مشاعره

  1. tanha1368

    tanha1368 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏1 ژانویه 2016
    ارسال ها:
    141
    تشکر شده:
    246
    آبی‌تر از نگاه تو موجی ندیده‌ام، باران و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند

    مرهم ز چشم‌های تو ‌می‌بارد و امید، درمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند


    دست‌ام نمی‌رسد که به ایوان چشم تو روزی دخیل بندم و حاجت بگیرم آه

    هر شب ستاره ‌می‌شکفد در خیال من کیوان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند


    با پرفریب نرگس در شب نشسته‌ات راه کدام عاشق سرگشته ‌می‌زنی؟

    آتش شدی و شعله به هر گوشه ‌می‌زنی شیطان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند


    والاتر از حماسه‌ی چشمت حماسه نیست سرکش‌تر از همیشه‌ی دریا نگاه تو

    پس کی غزال وحشی من رام ‌می‌شوی؟ عصیان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند؟


    وقتی بت سکوت مرا با نگاه خود، در ابتدای حنجره‌ام خرد ‌می‌کنی

    باید به چشم‌های تو ایمان بیاورم ایمان و چشم‌های تو از یک قبیله‌اند


    حجت الله نظریان
    .
    .
    .
    خورشیدِ پشتِ پنجره‌ی پلک‌های من
    من خسته‌ام! طلوع کن امشب برای من
    می‌ریزم آن‌چه هست برایم به پای تو
    حالا بریز هستی خود را به پای من

    وقتی تو دل‌خوشی، همه‌ی شهر دل‌خوشند
    خوش باش هم به جای خودت هم به جای من

    تو انعکاسِ من شده‌ای... کوه‌ها هنوز
    تکرار می‌کنند تو را در صدای من

    آهسته‌تر! که عشق تو جُرم است، هیچ‌*
    در شهر نیست باخبر از ماجرای من


    شاید که ای غریبه تو همزاد با منی
    من... تو... چه‌قدر مثل تو هستم! خدای من!!

    زنده یاد نجمه زارع

    .
    .
    .
    تو نیستی و این در و دیوار هیچ‌وقت...
    غیر از تو، من به هیچ * انگار هیچ‌وقت...

    اینجا دلم برای تو هی شور می‌زند
    از خود مواظبت کن و نگذار هیچ‌وقت...

    اخبار گفت شهر شما امن و راحت است
    من باورم نمی‌شود اخبار هیچ‌وقت...

    حیفند روزهای جوانی نمی‌شوند
    این روزها دومرتبه تکرار، هیچ‌وقت

    من نیستم بیا و فراموش کن مرا
    کی بوده‌ام برات سزاوار؟ هیچ‌وقت!

    بگذار من شکسته شَوَم تو صبور باش
    جوری بمان همیشه که انگار هیچ‌وقت...

    زنده یاد نجمه زارع
    .
    .
    .
    خود را اگرچه سخت نگه داری از گناه
    گاهی شرایطی است که ناچاری از گناه



    هر لحظه ممکن است که با برق یک نگاه
    بر دوش تو نهاده شود باری از گناه

    گفتم: گناه کردم اگر عاشقت شدم
    گفتی تو هم چه ذهنیتی داری از گناه!

    سخت است این‌که دل بکنم از تو، از خودم
    از این نفس کشیدن اجباری، از گناه


    بالا گرفته‌ام سرِ خود را اگرچه عشق
    یک عمر ریخت بر سرم آواری از گناه


    دارند پیله‌های دلم درد می‌کشند
    باید دوباره زاده شوم عاری از گناه

    زنده یاد نجمه زارع

    .
    .
    .
    نوبر است این چشم ها حیف است خوابش می کنی

    تا به کی قلب مرا هر شب خرابش می کنی؟


    آنقدر سیب گناه از چشم هایت می کند
    مطمئنا یک شبی آدم حسابش می کنی

    کاش می شد کوچه ای باشم که شب ها در سکوت
    با قدم هایت دچار اضطرابش می کنی


    باشد از جنس خدایی پس خدایی کن بگو
    کی دعایی را که کردم مستجابش می کنی؟


    خانه ای می سازم از عشق تو در رویای محض
    با وجود آنکه می دانم ...... خرابش می کنی!

    سمیرا یحیی پور

     

    موضوعات مشابه

    MAHTAB.M از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.