1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

ضرب المثل های آلمانی

شروع موضوع توسط salavati1 در ‏7 اکتبر 2016 در انجمن مقالات عمومي

  1. salavati1

    salavati1 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2016
    ارسال ها:
    662
    تشکر شده:
    158
    جنسیت:
    زن
    آموزش زبان آلمانی خصوصی
    1. Das Eisen schmieden, solange es heiß ist.
    a. ترجمه: تا آفتاب می درخشد، علف ها را خشک کن.
    b. معادل: تا تنور داغ است نان را بچسبان، تا تنور گرم است نان دربند.
    2. Den Wald vor lauter Bäumen nicht sehen.
    a. ترجمه: از انبوه درختان جنگل پیدا نیست.
    b. معادل: آنقدر جلو چشم بود که دیده نمی شد.
    3. Durch Dick und Dünn gehen.
    a. ترجمه سفر کردن با کسی در راه باریک و عریض
    b. معادل: (از حافظ) اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش حریف خانه و گرمابه و گلستان باش .
    4. Eine Schwalbe macht noch keinen Sommer.
    a. ترجمه: با آمدن یک چلچله تابستان نمی آید.
    b. معادل: با یک گل بهار نمی شود.
    5. Eine Stecknadel im Heuhaufen suchen.
    a. ترجمه و معادل: دنبال سوزن در انبار کاه گشتن.
    6. Kleider machen Leute.
    a. ترجمه: لباس ها مردم را می سازند.
    b. معادل: آستین نو بخور چلو
    7. Leichter gesagt als getan.
    a. ترجمه: گفتنش از انجام دادنش ساده تر است.
    b. معادل: از حرف تا عمل فاصله بسیار است.
    8. Rom ist auch nicht an einem Tag erbaut worden.
    a. ترجمه: شهر رم یک روزه ساخته نشده است.
    b. معادل: گر صبر کنی ز غوره حلوا سازی.
    9. Viele Köche verderben den Brei.
    a. معنی: آشپزهای زیادی فرنی را خراب می کند.
    b. معادل: آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی نمک.
    10. Aus einer Mücke einen Elefanten machen.
    a. معنی: از توده ای موش کور ساخته کوه ساختن.
    b. معادل: از کاه کوه ساختن.
    11. Die Katze im Sack kaufen.
    a. معنی: گربه را داخل کیسه خریدن
    b. معادل: هندوانه دربسته خریدن.
    12. Einem geschenkten Gaul schaut man nicht ins
    a. معنی: شخص نباید داخل دهان اسب هدیه شده را نگاه کند.
    b. دندان های اسب پیشکشی را نمی شمرند.
    13. Hunde, die bellen, beißen nicht.
    a. معنی: سگی که پارس می کند گاز نمی گیرد.
    14. Morgenstund’ hat Gold im Mund.
    a. معنی: کرم از آن مرغ سحر خیز است.
    b. معادل: سحرخیز باش تا کام روا باشی.
    15. Zwei Fliegen mit einer Klappe schlagen.
    a. معنی: با یک سنگ دو پرنده زدن.
    b. معادل: با یک تیر دو نشان زدن.
    16. Alles auf eine Karte setzen.
    a. معنی: تمام پول را روی یک کارت شرط بستن.
    b. معادل: تمام تخم مرغ ها را داخل یک سبد گذاشتن.
    17. Lügen haben kurze Beine.
    a. معنی: دروغ گو پاهای کوتاهی دارد.
    b. معادل: دروغ گو کم حافظه است.
    18. Probieren geht über studieren.
    a. معنی: تجربه کردن بهتر از آموختن است.
    b. معادل: دو صد گفته چون نیم کردار نیست.
    19. Wie man in den Wald hineinruft, so schallt es heraus.
    a. معنی: کسی که در بیابان فریاد زند، بازتاب آن را خواهد شنید.
    b. معادل: مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو
    20. Reden ist Silber, Schweigen ist Gold.
    a. معنی: صحبت کردن نقره ای است و سکوت طلایی.
    b. معادل: (از امثال و حکم) اگر گفتن سیم است خاموشی زر است .
    آموزش زبان آلمانی خصوصی
     

    موضوعات مشابه

    Last edited by a moderator: ‏7 اکتبر 2016
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.