1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

نیستی .....

شروع موضوع توسط haleya در ‏10 اکتبر 2016 در انجمن اس ام اس های مناسبتی

  1. haleya

    haleya

    تاریخ عضویت:
    ‏18 ژوئیه 2016
    ارسال ها:
    1,132
    تشکر شده:
    2,036
    جنسیت:
    زن
    نیستی حالم خرابه تو رو با یکی دیگه دیدم.........

    داغون شدم مردم ولی باز تو رو بخشیدم..........


    نیستی دلشوره دارم میبینم تو رو تو چشماش........


    این تقدیر بی رحمه با قلبم عشق من برو نذار تنهام.........


    نیستی حال من خرابه نیستی دستام سرد سرد...........


    چشمام تو رو با اون دید و دلم باور نکرد...........


    نیستی و هوای این گریه داره داره بغضمو میشکنه........


    من مردم و دستای تو قاتل منه.........


    .


    .


    .


    .


    رفتی از این آغوش چه راحت و باز منم تنها و خاموش چراغم


    چه بی اعتنا رفتی


    نفهمیدم حس من واست یه تفریحه


    تو که میدونستی وجود تو مرگ درداست


    تو میدونستی نبود تو مرگ فرداست


    ولی آروم آروم زیر بارون داغون


    قدم میزنم و تو هم شادی با اون یارو


    سراپا گوش بودم وقتی که تو داشتی حرفی


    حالا که بهت نیاز دارم گذاشتی رفتی؟


    باشه منم میذارم رگ این گردن که رفتم و دیگه پیشت برنمیگردم


    ولی روزی رو میبینم که یارت سیره


    از تو و یکی دیگه از کنارت میره


    به هر دستی که بدی میگیری از همون دست


    این نفرین من نیست بازی زمونست


    اون میخواد که دل تو با حرفاش خواب شه


    صبر کن بذار یه کمی یخاش آب شه


    وقتی میفهمی چه کسی پشت رو بنده


    که به احساست بزنه یه مشت کوبنده


    ...............نیستی حال من خرابه


    ..............نیستی دستام سرد سرد


    ..............چشمام تو رو با اون دید و دلم باور نکرد


    نیستی و هوای این گریه داره بغضمو میشکنه


    من مردم و دستای تو قاتل منه


    چه قدر باهات حرف دارم وچه قدر خرابم


    کاش لاقل بودی میدادی یه خط جوابم


    تو که هی میگفتی تا ته خط باهام هستی


    چرا رفتی و با درد دست و پاهامو بستی؟


    چرا؟ هان؟ به خدا تا به من حرفی


    نزنی نمیرم تو چرا واقعا رفتی؟


    لاقل یه چیزی بگو بگو دوست نداشتم


    بگو از خدام بود که تو شب و روزت نباشم


    یعنی قصدت از اول این بود که بامن نمونی؟


    حرف بزن تو که اینقدر نامرد نبودی.....


    هیییس چی میگم اون دیگه نیست پیشم


    چشم تو این امتحانم بیست میشم....


    ولی چرا از سنگه قلبا تو این شهر تاریک


    اسیر کابوسم تو یلدا ترین شب تاریخ


    کابوسی که نفسو تو * حبس میکنه و میبینم یکی دیگه تنتو لمس میکنه......


    داره تنم میلرزه واسه ادامه ی خوابم


    حتی قلم میترسه


    ختم کلام رفتی از این آغوش چه راحت


    و باز منم تنها و خاموش چراغم....................!!!


    نیستی حال من خرابه نیستی دستام سرد سرد چشمام تو رو با اون دید و دلم باور نکرد


    نیستی و هوای این گریه داره بغضمو میشکنه من مردم و دستای تو قاتل منه.........
     
    دل آرا از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.