1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

آنچه که در مورد زرتشت نمیدانیم

شروع موضوع توسط EBLIS در ‏5 آگوست 2012 در انجمن تاریخ ادیان

  1. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    این جستار را برای کسانیکه به نادرست زردشت و مذهب زردشت را جعل و ناواقعی میخوانند نبشته ام.از اینرو لازم دانستم که این مطالب را دون غرض و ساده بیان کنم.آقای شهاب این یکی از پاسخهای من در باب زردشت است که به تمام منکران ایشان میدهم.

    زردشت در چه عصری میزیته است؟

    آیا زردشت را از لحاظ تاریخ شناسی میتوان شناخت؟

    گاتاها به عنوان بخشی از کتاب اوستا چه ساختاری از لحاظ فیلولوژی و انتولوژی را در بر میگیرد؟

    این پرسشها همگی در این پست پاسخ داده خواهد شد....

    تاریخ سنتی ایران زمان رسالت اشو زردشت اسپیتمان را تا استیلای اسکندر گجسته 300سال قرار داده است و تاریخ تقریبی تولد او را 600ق.م میداند.اما

    نویسندگان یونانی زمان زندگی زردشت را 600ال 6500ق.م میدانند ، افلاطون 6000ق.م.اخسانتوس زمان زردشت زمان زردشت را در حدود 180580 ق.م ذکر کرده

    است.هرمیپوس اهل سمرنا _(ازمیر معاصر)و هرمودورسیس لبلاتومیکوس و پلو تارک یونانی تاریخ تولد زردشت را5000قبل از جنگ ترئوا دانسته اند.دیوژن لرئیتوس و

    پورفیری تاریخ او را به تربیب 290و2500ق.م تعین کرده اند.نویسندگانی چون آکاتیاس و امیانوس مارسلینوس زردشت را معاصر را معاصر با داریوش هخامنشی

    امنگاشته اند ولی این نظریه کاملا مردود است و این اشتباه ارز اینجا ناشی شده است که بعضی هاهیستاسپ پدر داریوش اول را همان ویستاس پکیانی انگاشت

    ه اند.با توجه به اصل و نسب این دو پادشاه در میابیم که این ادعاا صیح نیست چه در حالیکهاصل ونسب داریوش"هخامنش،چشپش،آریارم� � ?ا،آرشاما،و

    یستاسپا،داریوش بوده اصل و نیسب ویستاسپ کیانی بر طبق شاهانمه به شرح زیر بوده است.

    کاوی کواتا(کیقباد)کاوی اوسا(کیکاوس)کاواهوسراوا(کی� � ?سرو)اورت اسپا(لهراسب)کاواستاسپا(کیگ� � ?تاسپ)

    پروفسور jakson زمان او را در حدود آغاز هزاره اول قبل از میلادزمان او را در حدود آغاز هزاره اول بل از میلاد مسیح دانسته است.کریستین سن در مزداپرستی در ایران

    قدیم میگوید:میتوان عصر زردشت را در زمانی مقدم بر هزار سال پیش از میلاد دانست.

    کتزیاس طبیب مخصوص اردشیر دوم معتقد بود زردشت در نیمه دوم قرن سیزدهم قبل از میلاد میزیسته است.

    از آنجایی که "ودا"وزبان"گاتاها"یکی است بعضی خاور شناسان بر این باورند که زردشت با نویسندگان وداها هم دوران بوده اند.در اینصورت تاریخ تولد او تقریبا

    1500قبل ا ز میلاد خواهد بود که این تاریخ را ذبیح بهروز هم از رئوی محاسلبات گتاه شماری مورد تایید قرار داده است.آنچه که مسلم است در باب زردشت این است

    که زردشت بسیار قدیمی بوده است اما تنه آنقدر قدیمی که که تاریخ تولدش را 6000ق.م باشد.آنقدر هم از پیامبران متاخر نبوده است که تصور کنیم که در ششصد

    سال قیبل از میلاد متولد شده یباشد.استاد پور داوود با حسانتوس یونانی که تصور میکرده زردشت در حدود 1080 ق.م میزیسته موافق است.
     
  2. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    زرتشت........

    زَرتُشت، زردشت، زردهُشت يا زراتُشت(در اوستا زَرَثوشْتَرَ به تعبيري به معني «دارنده روشنايي زرين‌رنگ» و به تعبيري ديگر «دارنده شتر زردفام» و سرانجام به معناي «ستاره زرين») نام پيامبر ايراني و بنيادگذار دين زرتشتي يا مَزدَيَسنا و سراينده گاهان (کهنترين بخش اوستا) است. در متون باستاني يوناني، معناي زرتشت برابر با ستاره‌شناس دانسته شده‌است. بعضي پژوهشگران بر اين باورند که زايش زرتشت در روز ششم فروردين بوده‌است ولي درباره تاريخ زايش او ديدگاه‌هاي فراواني وجود دارد. برآوردها از ششصد تا نهصد سال پيش از ميلاد تفاوت دارند. تولد زرتشت را در شمال غربي ايران در نزديکي درياچه چيچست (اروميه) و برخي در شرق ايران دانسته‌اند که احتمال اين که از شمالغرب ايران يعني آذربايجان بوده باشد بيشتر است . پس از اعلام پيامبري در سن 30سالگي، زندگي بر زرتشت در منطقه مذکور ايران سخت شد و او ناچار به کوچ به شمال شرقي ايران آن روزگار يعني منطقه بلخ شد. در آنجا زرتشت از پشتيباني گشتاسب‌شاه برخوردار شد و توانست دين خود را گسترش دهد. زرتشت در سن 77 سالگي در روز خور برابر با يازدهم دي ماه در نيايشگاه بلخ بدست يک توراني به نام توربراتور کشته شد.


    معني اسم زرتشت

    بيشتر از ده شکل براي اسم زرتشت در زبان فارسي موجود است. زارتشت، زارهشت، زاردشت، زارهوشت، زردهشت، زراتشت، زرادشت، زرتهشت، زرهتشت، زره‌دست و زره‌هشت از اين قبيل است ولي او خود را در گاتها زرتشتر مي‌نامد و گاه نيز اسم خانوادگي را که «سپيتمه» باشد افزوده مي‌شود و به صورت «زرتشتر سپيتمه» ذکر مي‌شود.البته اين اسم خانوادگي را امروزه سپنتمان و يا اسپنتمان مي‌گويند. ظاهراً معني آن از نژاد سفيد و يا از خاندان سفيد است.

    از بيشتر از دو هزار سال پيش تا به امروز هرکس به خيال خود معني از براي کلمه زرتشت تصور کرده‌است. دينون يوناني آنرا به «ستاينده ستاره» ترجمه کرده‌است.آنچه که مشخص است اين است که اين اسم مرکب است از دو جزء «زرت» و «اشترا» هرچند که در سر زرت اختلاف بسيار است.البته اکثر تاريخ شناسان معتقدند زرد و زرين و پس از آن پير و خشمگين معاني نزديک تري هستند.بارتولومه جزء اول را «زرنت» ثبت کرده و «دارنده شتر پير» معني کرده‌است و دار «زراتو» دانسته و آن را «زرد» ترجمه کرده‌است.شايد هيچکدام درست نباشد زيرا کلمه زرد در خود اوستا «زيريت» است.البته «زرات» به معني پير آمده‌است ولي اينکه چرا در ترکيب با اشترا تبديل به «زرت» شد باعث اختلاف نظر شده‌است.پهلوي شناس نامور ژاپني وآيين زرتشت استاد گيکيواتيو.

    در جزء دوم اين اسم اختلاف نظري نيست زيرا هنوز کلمه شتر و يا اشتر در زبان فارسي باقي است و هيچ شکي نيست که اسم پيغمبر مانند بسياري از اسامي قديم ايراني که با اسب و شتر و گاو مرکب است با کلمه شتر ترکيب يافته و «دارنده شتر» معني مي‌دهد و به همان معني است که امروز در فارسي مي‌باشد.مثل فراشتر به معني دارنده شتر راهوار و يا تندرو است.اسم پدر زرتشت پوروش اسپ بوده که مرکب است از پوروش به معني دو رنگ و سياه و سفيد و اسپ.پوروش اسپ معني دارنده اسپ سياه و سفيد را مي‌دهد.[1]

    پيام‌هاي او به وسيله? سروده‌هايش که گات يا گاهان ناميده مي‌شوند به مارسيده‌است منابع:تاريخ جامع اديان


    تبار و خانواده زرتشت
    جد پدري زرتشت شخصي بود به نام پيترگتراسپه. نام خانوادگي زرتشت اسپنتمان بود. مادر او دُغدو و پدر وي پوروشسب نام داشتند. پوروشَسْب اِسپَنْتْمان مردي دانشور و درستکار بود. دغدو دختر فري‌هيم‌رَوا از خاندان نژادگان (اشراف) و دينور بود. حاصل ازدواج پوروشسب و دغدو پنج پسر بود و زرتشت سومين آنهاست. زرتشت از همسر خود به نام هووي شش فرزند داشت. نام سه پسر ايشان ايسَت‌واسْتَرَه، اورْوْتَتْ‌نَرَه، هْوَرْچيثْزَه و نام سه دخترشان فريني، ثريتي و پوروچيستا بود.مَيديوماه پسرعموي زرتشت و نخستين کسي که به پيامبر ايمان آورد.

    هر يک از فرزندان زرتشت وظايفي عمده بردوش داشتند. به عبارت ديگر پسر ارشد او نخستين موبد موبدان، پسر دوم نخستين رئيس و افسر رزميان و پسر سوم رئيس طبقه ي برزيگران بوده‌است.

    لفظ اشو که به معني مقدس روحاني و جسماني راستي و درستي است و در اوستا زياد آمده‌است صفت يا عنوان پيغمبر مي‌باشد. به طوري که در اکثر جاهاي اوستا آمده صفت اشو از جانب اهورا مزدا به زرتشت اختصاص يافته و ديگر مقامي بالاتر از ان نيست که مخلوقي از جانب خالق بخشنده، به خطاب اشوئي مخاطب شود. اشوزرتشت را از سلسله مه‌آباديان ناميده‌اند.

    خاستگاه زرتشت
    از اين پيامبر ايراني‌ در يشت‌هاي‌ کهن‌ سخن‌ ميآيد که‌ در (اَريّانَ و يَوچَه‌) در ساحل‌ رود (دائيتي) در سرزمين‌ قبايل‌ ايراني‌ متولد گرديد در (زامياديشت‌) زيستگاه‌ زرتشت‌ را در ناحيه‌ ئي‌ ميداند که‌ در آن‌ درياچه‌ (*َويّ) است‌ که‌ مطابقتي‌ با درياچه‌ هامون‌ دارد. بهر تقدير ناحيه‌ (اَريانَّ و يوچَه‌) گاه‌ خوارزم‌ پنداشته‌ مي‌شود و گاه‌ آن را آذربايجان‌ و بعضاً بدليل‌ مراسمي‌ مذهبي‌ که‌ در ستايش‌ (اَرُدويسورااناهيتا) مي‌شود آن را در سيستان‌ ذکر کرده‌اند. تاريخ‌ موجوديت‌ زرتشت‌ را نمي‌توان‌ بطور قطع‌ مشخص‌ نمود که‌ احتمالاً قدمت‌ آنرا از 900سال‌ تا 600 سال‌ پيش از ميلاد مي‌دانند. زرتشت‌ از سرزميني‌ کهني‌ برخاست‌ که‌ مردمانش‌ آريايي‌ بودند.


    انديشه زرتشت
    زرتشت‌ آزادي‌ و اختيار را گزينشي‌ براي‌ مردم‌ ميداند. بهره‌ کار هر *‌ همانست‌ که‌ انجام‌ مي‌دهد جبري‌ براي‌ اشخاص‌ نيست‌ نيکي‌ اشخاص‌ جز بهره‌ئي‌ از نيکوئي‌ و شر اشخاص‌ جز شري‌ براي‌ وي‌ نخواهد بود. هرمزد يا اهورامزد در اين آيين خدا هست و اهريمن هم ديو است. زردشتيان در يزد از روزگاران قديم زردشتيان در يزد زندگي ميكنند البته در يزد به آنها گور ميگويند گ ضمه دار و و ر ساكن.

    منابع

    گاتها، قدیمی ترین قسمت اوستا /تالیف و ترجمه ابراهیم پورداوود، انتشارات اساطیر، تهران.
    اوستا، گزارش و پژوهش جلیل دوستخواه، انتشارات مروارید، تهران

    مطالب مربوط به معنای اسم زرتشت مربوط است به کتاب گاتها، قدیمی ترین قسمت اوستا
     
  3. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    نگاهی گذرا بر آئین زرتشت




    گاثاها به زبانی بسيار مشکل تنظيم شده اند و ساختمان آنها نيز بسيار پيچيده است. دانشمندانی مانند هومباخ، نوبری( Nyberg که به غلط در ايران «نيبرگ» ناميده شده) و شوارتز، توانسته اند قسمتهايی از اين ساختمان پيچيده را کشف کنند و ساختارهايی نظير تنظيم حلقه ای و تکرار معکوس کلمات در اشعار را مشخص کنند. اين ساختمان پيچيده و زبان بسيار کهنه، باعث می شوند که ما به سختی بتوانيم تمام مفهوم گاثاها را متوجه شويم. آنچه تا اينجا برای ما مفهوم است اينستکه اشاره و اصرار زرتشت در اين اشعار به مقابله دو عنصر «ارته» (راستی، بن حقيقت و عقلانيت) و «دروج» (نادرستی، بن دروغ و گمراهی) است. در اين مقابله، زرتشت کمک «مزدا-اهورا» را طلب می کند که تشويق کننده انسانها به عقلانيت و تفکر است و تنها را مبارزه با ديوان که حاميان دروج هستند.

    نمی توان با اطمينان گفت که دين زرتشت هيچگاه بعد از مرگ موسسش، به همانگونه که او انتظار داشته، باقی مانده است. از درجه خالص ماندن اين باورها نيز تخمينی در دست نداريم، غير از اينکه داريوش نيز در کتيبه های خود به يکی از جنبه های دروج، يعنی «دروگ» يا سخن ناراست (دروغ) اشاره می کند. می توان تصور کرد که باورهای گاثايی که برای جامعه ای کوچک و قبيله ای در شرق ايران طراحی شده بودند، بعد از برخورد با جوامع متمدن و ساکن غرب ايران و تاثير پذيرفتن از باورهای مغها و اديان بين النهرين و در طول سالهای متمادی، تبديل به دينی شد که در دوران ساسانی موقعيت رسمی را پيدا کرد. صحبت از دين زرتشتی ساسانی را به آينده موکول می کنیم.

    مانند بحثهايی که بر سر تاريخ زرتشت مطرح شد، در مورد خاستگاه زرتشت و زندگی او نيز توافق نظری وجود ندارد. نوشته های دوران ساسانی، زرتشت سپيتامان را از قبيله «مغ» می دانند که يکی از قبايل مادی بودند که در ماد کوچک (آتورپاتکان، آذربايجان) زندگی می کرده اند. داستان سنتی زندگی زرتشت، اشاره به سختی های او در پيدا کردن معتقدان به دينش در آذربايجان می کند که در پی آن، زرتشت به طرف شرق و به دربار «کی ويشتاسپ» می رود و در آنجا موفق می شود پادشاه را به دين خود متمايل کند و از حمايت او بهره مند شود. به دستور کی ويشتاسپ، اوستای زرتشت با آب طلا روی پوست دوازده هزار گاو نوشته شده و در خزانه پادشاه نگهداری می شود. زرتشت با مقام روحانی اعظم در دربار کی ويشتاسپ می ماند و در سن 73 سالگی در حالی که در آتشکده بلخ مشغول انجام مراسم مذهبی بوده، به دست يکی از سربازان مهاجم تورانی به نام «توربراتروش» کشته می شود .

    داستان بالا مخلوطی از افسانه های غير قابل باور و بخشهايی است که می توانند نشاندهنده زندگی واقعی زرتشت باشند. در درجه اول، انتخاب آذربايجان به عنوان خاستگاه زرتشت، انتخابی بی جا و بدون مدرک است. ريشه اين افسانه اينست که در زمان ساسانيان، قبيله مغها که از بازماندگان مادهای آذربايجان بودند، وظيفه مطلق انجام مراسم مذهبی در دربار ساسانی را به عهده داشتند. اين مغها خود نويسنده بخشهايی از اوستای جديد ساسانی وتفسيرهای آن بودند. طبيعتا" در هنگام نوشتن در مورد زندگی زرتشت، مغها به اين نتيجه می رسيدند که زرتشت به عنوان يک مرد مذهبی بايد از مغ ها و اهل آذربايجان بوده. اما همانطور که قبلا" اشاره کرديم، زرتشت در زمانی قبل از کوچ ايرانی های اوليه، از جمله مادها، به قسمتهای غربی فلات ايران، زندگی می کرده و اشاره های او به زندگی کوچ نشينی و نبودن اشاره ای به جغرافيای غرب ايران، نشان از بی پايه بودن داستان خاستگاه از آذربايجان او می کند. به احتمال بسيار قوی، زرتشت زاده محلی در يکی از دشتهای ماوراالنهر، شايد در منطقه سغدستان، بوده است و از آنجا به بلخ، احتمالا" مقر يکی از حکام محلی به نام کی ويشتاسپ (کويه ويشتاسپه در گاثاها Kaviya Wishtaspa )، برای تبليغ دين خود رفته است .

    از طرفی، قضيه پناه گرفتن زرتشت نزدکی ويشتاسپ نشان دهنده مرحله‌ای واقعی در زندگی پيغمبر باستانی ايران است. زرتشت در گاثاها از کی ويشاسپ و درباريان او که از نخستين باورداران دين او بودند ياد می کند و برای آنها آمرزش می طلبد. مسئله پيدا کردن حامی و پناه جويی در مراحل بعدی تاريخ ايران برای رهبران مذهبی و شاعران (که زرتشت هردو لقب را داشته)، کاری معمول بوده و حتی تا دوران اسلامی نيز ادامه داشته.

    نوشته شدن اوستا روی دوازده هزار پوست گاو با آب طلا از افسانه های واضح دوران ساسانی است. در درجه اول، می دانيم که در زمان زرتشت تمام اوستای ساسانی هنوز وجود خارجی نداشته و بيشتر اوستا که به زبان اوستايی جديد گفته شده، در زمانی بعد از زندگی زرتشت و به نظم درآوردن باورهای او در گاثاها، بوجود آمده. از طرف ديگر، برطبق شواهد مختلف، نوشته شدن اوستا در دوران ساسانی صورت گرفته وتا قبل از آن زمان، اوستا به صورت شفاهی و سينه به سينه توسط دستورها و مغان، حفظ می شده. دلايلی وجود دارد که باور کنيم اولين اقدامات برای نوشته شدن اوستا در دوران ولاش اول اشکانی صورت گرفته و اتمام اين عمل در زمان ساسانيان واقع شده، هرچند که قديميترين نسخه اوستا که اکنون در دست هست، در قرن هشتم هجری نوشته شده و از نسخه های اصلی اوستای ساسانی آثاری در دست نداريم. به علاوه، خط اوستايی خطی است بسيار کامل و دقيق که در حدود اوايل دوران ساسانی از روی خط پهلوی ساخته شده و در زمانی قبل از آن، وجود خارجی نداشته. در نتيجه، نوشته شدن اوستا در زمان زندگی زرتشت از افسانه های ساخته وپرداخته دوران ساسانی است.

    اما کشته شدن زرتشت به دست يک قوای مهاجم در بلخ می تواند نشاندهنده يک واقعه تاريخی باشد. انتساب نام «تورانی» به اين مهاجمان احتمالا" از دستاوردهای دوران ساسانی است، اما به هرصورت، اين مهاجمين می توانسته اند از قبايل صحراگرد ماوراالنهر باشند که در آن زمان هنوز ساکن نشده بودند و همواره در طول تاريخ ايران برای جمعيت ساکن مشکل آفرين بوده اند (از اين مهاجمان «تورانی» گرفته تا سکاها، هفتاليان، مغولها، و ازبکها). مطلب قابل توجه شايد وجود شهر «مزارشريف» در نزديکی بلخ باشد که بنا بر باورهای محلی، آرامگاه حضرت علی است، اما با توجه به اينکه مقبره واقعی حضرت علی در نجف واقع شده، می توان تصور کرد که نسبت دادن مقبره حضرت علی به مقبره مزارشريف در دوران اسلامی و برای حفظ آن از خرابی صورت گرفته و اين مقبره می تواند آرامگاه شخص مهم و مورد احترامی از دوران قبل از اسلام، و شايد خود اشو زرتشت باشد.

    تاریخ زرتشت

    مسئله «تاريخ زرتشت» (يعنی زمان زندگی او) از بحث انگيزترين و مهمترين مسائل ايرانشناسی است و در بسياری مواقع، جدا کننده گروههای مختلف ايرانشناسان. دلايل زبانشناسی، تاريخی، تاريخ اديان، و اشاره هايی که در متون قديمی به اين مسئله شده، همه از سوی طرفداران نظريات مختلف به کار گرفته شده اند.در اينجا، ما خلاصه ای از اين نظريات را بيان می کنیم .

    تفسيرهای موبدان ساسانی، حاوی اطلاعاتی از زندگی زرتشت هستند که نشاندهنده باور عمومی زمان ساسانی از تاريخ زرتشت می باشند. تاريخ زندگی زرتشت در اين تفسيرها، «258 سال قبل از اسکندر» بيان شده که به عنوان «تاريخ سنتی زرتشت» شناخته می شود. بر طبق اين محاسبه، زرتشت در حدود سال 591 ق م (333+258) به دنيا آمده. طرفداران اين نظريه استدلال می کنند که زمان ميانسالی زرتشت در حدود سالهای 550 ق م واقع می شده و فوت او در 73 سالگی، در 518 ق م، او را همزمان با اوايل سلطنت داريوش قرار می داده که توجيه کننده علاقه داريوش به دين اوست. به همين ترتيب، «کی ويشتاسپ»، حامی زرتشت که در گاثاها بارها از او نامبرده شده، همان «ويشتاسپ» پدر داريوش است که در زمان کورش بزرگ، شهرب پارت در شمال شرقی ايران بوده که با منطقه احتمالی زندگی زرتشت، در بلخ، نزديکی قابل قبولی دارد. طرفداران «تاريخ سنتی»، از جمله دانشمندان بزرگی مانند هنينگ، تقی زاده و نيولی، اين تاريخ را کاملا" صحيح می دانند و حتی در نوشتن تاريخ دوران هخامنشی از او به عنوان يکی از اعضای دربار ويشتاسپ هخامنشی ياد می کنند(نک: اومستد).

    از طرفی از همان ابتدای تحقيقات علمی در دين زرتشتی و تاريخ آن، دانشمندانی مانند بارتولومه و کريستنسن در دقت تاريخ سنتی شک کردند. مبنای اين شک بيشتر بر اصول زبانشناسی و جامعه شناسی تاريخی بود. اکثر اوستاشناسان در اين نکته توافق دارند که گاثاها، 18 قطعه شعر در بخش يسناهای اوستا، از سروده های خود زرتشت هستند. در اين 18 قطعه شعر، زرتشت بارها به خودش اشاره می کند و مبنای اوليه دين خود را پايه می ريزد. از طرفی، زبان گاثاها و بخش کوچکی به نثر که با نام «يسناهپتنگهايتی» (نيايش هفت بخشی) شناخته می شود، از زبان بقيه قسمتهای اوستا قديمی تر است. در اصطلاح زبانشناسی، زبان گاثاها «اوستايی کهن» ناميده می شود و زبان بخشهايی نظير يشتها و ويديودات، «اوستايی جديد» .

    مقايسه صورت لغات، شکل گيری جملات، قوائد دستوری، و ديگر شاخصه های زبانی اوستايی کهن با «ريگ ودا» Rig Veda ، سرودهای قديمی هند، نشاندهنده نزديکی بسيار اوستايی کهن با زبان وداها است. اين نزديکی تا حدی است که با رعايت کردن تغيرات شناخته شده صداها در هرکدام از اين زبانها (مثلا" تغيير ثابت «س» ودايی به «ه» اوستايی)، می شود شعرهای گاثاها را به زبان ودايی باز نوشت و عملا" می شود گفت که اين دو زبان لهجه های يک زبان واحد (هندو-ايرانی) بوده اند و همزمان با يکديگر استفاده می شده اند. در مورد تاريخ نوشته شدن وداها، بيشتر دانشمندان به قرون 15 تا 12 ق م اشاره می کنند. از اين موضوع می شود نتيجه گرفت که گاثاها نيز در زمانی نزديک به اين تاريخ، بين قرون 14 تا 11 ق م، نوشته شده اند.

    از طرفی، تصاوير اجتماعی حاضر در گاثاها نشانگر يک جامعه کوچ نشين و دامدار هستند. در اين شعرها، زرتشت به حيوانات اهلی، مسابقات ارابه رانی، دشتهای باز و ديگر سمبلهای زندگی دامداری و کوچ نشينی اشاره می کند و باورهای قبيله ای را به انتقاد می کشد. اين مسئله مغاير با شرايطی است که طرفداران تاريخ سنتی به زمان زرتشت نسبت می دهند، مانند زندگی در دربار ويشتاسپ هخامنشی و در امپراتوری معظم کورش بزرگ. به همين ترتيب، نبودن هيچگونه ذکری از «پارس» (خاستگاه ويشتاسپ و داريوش) و يا حتی اشاره ای به جغرافيای غرب ايران، نشانه های بيشتری هستند از اينکه زرتشت در زمان ويشتاسپ هخامنشی زندگی نمی کرده و ربط کی ويشتاسپ، حامی زرتشت، با پدر داريوش بزرگ، تنها در يک تشابه اسمی است.
    « منشور پارسوماش » (جستار دهم)



    بسياران را ديدم
    بي خواب و بي خانه
    بسياران را ديدم
    بي جهان و بي جامه
    بسياران را ديدم
    بي گور و بي گذر
    بسياران را ديدم
    بي راه و بي پناه
    بسياران را ديدم
    بي گفت و بي اميد
    همه سايه به سايه،هراسيدۀ هجوم و
    زانو نشينِ غَمِ خويش.
    و مرا تحملِ اين همه ستم نبود
    و مرا طاقتِ ديدنِ اين همه فلاكت نبود
    پس فرمان دادم
    تا نان و آبشان دهند
    كار و كمالشان دهند
    آرامش و آزادي اشان دهند
    دانايي و ثروتشان دهند
    آن ها همه گريختگانِ كشورِ بد‌انديشان بودند،
    و گفتم به من باز آييد كه من امانِ زندگانِ زمينم
    پس فرمان دادم
    سدها و سايه‌بان‌هاي بسياري بسازند
    باروها،برج‌ها،دژ‌ها و ديوارهاي بسياري بسازند
    همه هرچه كه هست،همه براي مردمانِ من .

    و گفتم اينجا در سرزمينِ من
    حكيمان در آرامش اند
    اينجا در سرزمينِ من
    دانايان در آرامش اند
    من شعله‌هاي بي ‌شماري برافروخته‌ام
    من بردگانِ بي‌شماري را رهايي رسانده‌ام
    و گفتم هر كس كه اين مردمان را ناچيز شمارد
    به زنجيرش خواهم كشيد
    از اين پس ديگر نه ديوي در اين ديار و
    نه خشمي كه خنجرش در دست!
    اين دستورِ پرودگارِ من است
    تا من پرستارِ درماندگان شوم
    تا من مونِس مردمان و ياورِ خستگان شوم
    اميران و آيندگان بدانند
    پادشاهي که ثروتْ‌اندوزِ روزگار شود
    هلاكتِ خويش را به خوابِ اهريمن خواهد ديد
    و او هرگز بخشوده نخواهد شد.

    من، من كه كوروشم مي‌گويم
    هر چه از آسمانِ بلند ببارد و
    هر چه بر اين زمين برويد
    از آنِ مردمانِ من است.

    اميران و آيندگان بدانند
    رهبرِ رستگاران اوست
    كه بي نياز بیايد و
    بي‌نياز بگذرد
    ورنه هرگز بخشوده نخواهد شد
    ورنه هرگز دُرُست نخواهد شد
    ورنه هرگز دوست نخواهد داشت
    ورنه هرگز دوست داشته نخواهد شد

    منبع
     
  4. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    زرتشت کیست؟

    نام راستین اشو زرتشت بنیانگذار یکتاپرستی ایرانیان

    شادروان "دستور دالا" پیرامون زرتشت می گوید : ما همه چیز درباره محمد و موسی و عیسی و حتی بودا می دانیم ولی هیچ آگاهی علمی و دقیقی پیرامون زرتشت بزرگ آریایی و نخستین پیام آور جهان نمی دانیم .

    از سروده های به جای مانده از زرتشت ( گاتها ) می یابیم که نامش زرتشتر و نام خانوادگی اش سپتام یا سپتم است . اوستا شناسان نام زرتشت را از دو واژه زرث به معنی زرد - زال و پیر و اشتر به معنی شتر معنی میکنند . در مجموعه شتر زرد یا پیر معنی می دهد . عده دیگری این نام را شایسته چنین بزرگ مردی نمی دانند و بر این باور هستند که زرث به معنی روشنایی معنی میدهد و اشتر را از ریشه اش یا درخشیدن می دانند . که در مجوعه "زرین روشنایی" ترجمه می شود . آنان بر این باورند که نام اصلی وی سپتم است که معنی سپید یا سپیدترین بوده است که پس از برانگیخته شدن به پیام آوری جهان زرتشتر خطاب شد به معنی روشنایی مینوی . بودا نیز همین کار را کرده است . نامش گوتم بوده به معنی گاوین و گاونر بزرگ که پس از برانگیخته شدن به ارشاد مردمان نام بذ را بر میگزیند که به معنی دانا است .

    سپتام زرتشتر اوستایی در پارسی امروزی زرتشت اسپنتمان نامیده می شود . او بر خلاف ادیان دیگر که هزاران سال پس از وی آمدند هرگز اداعاهای همچون پسر خدا - نور خدا و . . .نکرد . با اندیشه کردن در سروده های گات ها ما در می یابیم که او انسانی برجسته - دانا - خردمند - یکتا پرست و بی ادعا است . او تنها گمراهان را به راه نیک دعوت می کند و آنان را از راه خطا سرزنش می کند ولی هرگز آنان را به آتش جهنم و سربهای آتشین آخرت و زنجیرهای جهنم و دوزخ دهشتناک وعده نمی دهد . هرگز فرمان جهاد در راه خدا برای کشتار گمراهان را نمی دهد تا هر کجا کافری را دیدید او را بکشید . او تنها آموزه های خردمندانه و فیلسوفانه خود را در روزگاری به مردم منتقل می کند که به دلیل وسعت تاریخی اش زمانش بر همگان پوشیده است .

    بستگان زرتشت

    از روی گات ها متوجه می شویم که او از خویشاوندانش به نام خاندان اسپنتمان هیچداسب نام می برد . از دختر خردمندش پوروچیستا به معنی پر بینش نام می برد و در جای دیگر از میدیوماه سپنتمان که گویا پسر عمویش است . در کتاب دساتیر زرتشت را به خاندان مه آبادیان که هزاران سال پیش از کیومرث پیشدادی است نسبت داده است . خود کیومرث به بیش از شش هزار سال پیش تعلق دارد .

    یاران نزدیک زرتشت

    شاه گشتاسب کیانی بزرگ ترین یاور و گسترش دهنده دینی بهی بوده است که آئین وی ار پذیرفت . زمان پادشاهی کیانیان نیز به بیش از سه هزار سال می رسد . فرشوشتر و جاماسب که از نامداران خاندان هوگو بودند از نزدیک ترین یاران زرتشت بوده اند . گویا پس از درگذشت زرتشت جاماسب رهبر پیروان او میگردد . خاندان فریان نیز که ریشه تورانی داشته اند ( در ترکستان کنونی ) از یاران نزدیک زرتشت بودند . یاران زرتشت در تاریخ به سه گروه نامیده شده اند .

    گروه نخست خیتو که در معنی خودمانی می باشد . اینان کسانی هستند که لقب آزادگان به آنان داده شده است و تمامی گفتار او را با جان و دل پذیرفته بودند و در گسترش آن کوشش میکردند .

    گروه دوم ورزن می باشد که به کسانی گفته می شود که در حلقه قرار دارند . آنان اندکی از زرتشت دور بودند و در درک درست واژها و سخنان زرتشت کمی دورتر از گروه دوم بودند . به آنان انجمنیان نیز گفته اند .

    گروه سوم اریمن نام دارد که امروزه آریامنش نامیده می شود . که در آن روزگار دوستان زرتشت در گسترده فلات بزرگ ایران خطاب می شدند . آنان از دور و از کشورهای دیگر به سخنان او ایمان آورده بودند .

    بدخواهان زرتشت

    زرتشت در برابر پندار بافی و پندار پرستی ایستاد و این کار وی بازار این افراد را تضعیف نمود . بسیاری از بزرگان و شاهان برای خود معبادی برای پرستش ایجاد کرده بودند که ریشه آنها از آئین کهن مهر پرستی نیز می باشد . آئین میترا یکی دیگر از نخستین آئینهای برتر جهان است که با ورود زرتشت رو به زوال رفت ولی بعدها به اروپا گسترش یافت و هنوز در برخی کلیسا ها اروپا نقاشی مهر در کنار گاو وجود دارد . این پندار پرستان به نام کوی یا کرین نامیده می شدند . کوی از همان کی پارسی است ( مانند کی آرش - کی گشتاسب ) که شاه معنی میداده است . آنان شاهان بودند که در امور دینی نیز رهبری مردم را بر عهده داشتند .

    کرپانان پیشوایان مذهبی روزگار زرتشت بودند که مراسمهای پیچیده ای برای خدا ایجاد کرده بودند . از این خاندان سرداری به نام بندو یکی از بزرگ ترین دشمنان زرتشت بوده است که نامش بارها آمده است . زرتشت در سروده هایش برای آنان از درگاه خداوند درخواست رهنمایی میکند . جایی دگیر از خاندان اسیج نام میبرد که خونهای بسیاری را بیگناه ریخته اند .

    لهجه و زادگاه زرتشت

    دکتر علی اکبر جعفری خاورشناس و محقق دین زرتشتی معتقد است : گاتها به لهجه خوراسانی سروده شده است و هجای گاتها هجای رگ ویدی است . این لهجه در باختر رود سند رایج بوده است . زرتشت از خاندانهایی نام می برد که متعلق به خراسان بزرگ و سرزمینهای سند و پنجاب در شرق ایران است . در تمامی سروده های او از مردمان آریایی نژاد سخنهایی دیده می شود . وی به کشور هفتم اشاره میکند که همان ایرانویچ - ائیرانه ویچه - یا ایران بزرگ ( شامل افغانستان - تاجیکستان - مرو - سمرقند - بخارا و آسیای مرکزی . . . ) بوده است . گفتگوی ها اوستا بیشتر از خراسان بزرگ است . شاه گشتاسب نیز از بلخ بود و بیشتر شواهد حاکی از آن است که زرتشت از شرق ایران بوده است .

    اما در این میان گروهی با استناد به متن اوستا که از رغه یاد شده است وی را از آذربایجان می دانند . منجمله ارباب کیخسرو شاهرخ . رغه به احتمالی همان مراغه کنونی در آذربایجان است . در فصل بیستم بندهش زرتشت را از حوالی رود ارس ( شمال آذربایجان ) و مادرش را از رغه یا مراغه معرفی میکند . این دسته پدر زرتشت را پورشاسب می دانند و مادرش را دغدو می خوانند . دغدو واژه ای اوستایی ( دغدوا ) است که به معنی دختر پاک و نجیب است . زرتشت در سن سی سالگی در بالای کوه سبلان در آذربایجان به پیامبری برگزیده شد و سپس شهرها را یکی پس از دیگری برای گسترش دینش طی کرد . زاد روز اشو زرتشت در ششم فروردین ماه می باشد که امروزه بسیاری از ایرانیان آن را احترام و جشن می گیرند . در همان روز به گفته اوستا پدرش پوشاسب به شادی و جاودانگی فرزندش درختی کاشت . این سنت از دیرباز در نزد ایرانیان بوده و امروزه نیز در برخی نقاط ایران پابرجاست . نوع درخت معمولا گردو یا بادام یا سرو یا کاج می باشد احترام به طبیعت برای آنکه با افزودن یک فرزند ممکن است طبیعت نیز آلوده شود پدر و مادر ایرانی همیشه برای حفظ منابع طبیعی درختی را با بدنیا آوردن فرزندشان می کاشتند . فردوسی بزرگ زاده شدن زرتشت را چنان مهم دانسته است که زادروز وی را همچون پدیدار شدن درختی می داند که شاخه و برگ آن را خرد و دانش و اندرز فرا گرفته است . وی را نابود کنند اهریمن و بنیان گذار یکتاپرستی جهان میداند و میگوید پس از وی آتش پرستی از میان می رود و آتش تنها نور اهورامزدا و روشنایی مقدس قدرت او می گردد .

    چو یک چند گاهی بر آمد برین درختی پدید آمد اندر زمین

    از ایوان گشتاسپ تا پیش کاخ درختی گشن بیخ بسیار شاخ

    همه برگ او پند و بارش خرد کسی جز چون او بر خورد کی مرد

    خجسته پی و نام او زردهشت که اهریمن بد کنش را بکشت

    به شاه جهان گفت که پیغمبرم تو را سوی یزدان همی رهبرم

    بیاموز آئین و دین بهی که بی دین همی خوب نه آید شهی

    دین بهی چیست ؟

    دین که به اشتباه از ریشه تازی خوانده می شود از ریشه پهلوی دن و دینه گرفته شده است . که در معنی می شود وجدان و شرف انسان است در زبان پهلوی . ولی اعراب این واژه را از ما گرفتند و جمع ادیان را ساختند و دیانت را نیز به آن افزودند . در واژه نامه پهلوی استاد بهرام فره وشی دین به معنی گسترده یعنی کیش و خصایص روحی و تشخیص معنوی وجدان و ندای درونی انسانهاست . که یکی از قوای پنجگانه نیروی باطنی انسان می باشد. پس وجدان است که مستقل از عالم جسمانی فنا ناپذیر است و آن را آغاز و پایانی نیست . این نیرو در انسان را خداوند به ودیعه گذاشته تا نیکی و بدی را تشخیص دهیم . اگر انسان به ندای درونی خویش به نیکی عمل کند راه راست را دنبال کرده است و زرتشت بزرگ ترین و جاودانه ترین سخنش این است که راه در جهان یکی است و آنهم راستی است . اگر به ندای منفی گوش فرا دهد به نیرو درونی یا همان دین آسیبی نخواهد رسید ولی در روز آخرت دین به صورت فرشته خوب و دختری زیبا ظاهر میشود وگرنه به سان زنی پتیاره و هرزه نمایان می شود . دین بهی نیز از واژه پهلوی دن ای وه گرفته شده است که بزرگان جهان و مورخین و موبدان بزرگ آن را به دین بهی یا همان دین زرتشتی معنی کرده اند . از این روی دین بهی نامیده می شود که سخنان و آموزه هایش تا ابد برای بشریت قابل اجراست و رمز تمامی بشریت در انسانیت و کردار نیک - گفتار نیک و پندار نیک نهفته است .

    واژه حضرت برای زرتشت درست نیست

    حضرت واژه ای تازی است که برای پیام آور سرزمینهای بزرگ آریایی پسندیده نیست زیرا اشو خود به معنی مقدس و روحانی است که پیشوند زرتشت اسپنتمان است . واژه اشو زیباترین واژه برای او است که بارها در اوستا بر آن تاکید شده . در اوستا این لقب از جانب اهورامزدا به وی داده شده است و هیچ مقامی بالاتر از وی در جهان نمی باشد .

    زمان ظهور اشو زرتشت

    زمان ظهور پیامبر آریایی تا کنون بر هیچ * روشن نیست و هر مورخ و خاورشناسی دیدگاهی برای خود دارد . آنچه بیش از همه مورد تاکید است بین سه هزار و پانصد سال تا پنج هزار و پانصد سال می باشد . تقویم دینی زرتشتیان نیز به هزار و هفتصد و سی و هشت سال پیش از میلاد تهیه شده است . روز تولد ایشان ششم فرودین است که این روز هزاران سال است که در ایران گرامی داشته می شود .

    ويل دورانت تاريخ نگار امريکايي

    زمان زرتشت به گفته یونانیان به بیش از پنجهزار سال پیش می رسد . بروسوس بابلی زمان زرتشت را به دو هزار سال پیش از میلاد می داند . اخيرا طبق نظريه اي زمان زرتشت را به هزار تا ششصد قبل از ميلاد نسبت داده اند . اين نظريه زماني به اثبات خواهد رسيد که ويشتاسب که باشد زیرا ویشتاسب کیانی بیش از چهار هزار سال پیش فرمانروایی میکرده است ولی ویشتاسب پدر داریوش بزرگ دوهزار و ششصد سال پیش .

    فرهنگ پارسي عميد

    نخستين پيام آور صلح و خرد و انديشه جهان که تاريخ زيستن او را از حدود قرن هفتم قبل از ميلاد تا هزار و سیصد و هفتاد و پنج قبل از ميلاد تخمين زده اند که هنوز هيچ تاريخ شناسي نتواسته است از زمان او آگاهي پيدا کند . او ايرانيان را به پرستش خدا يگانه دعوت کرد . نام پدرش پورشسب و نام مادرش دغدو . که گفته اند يکي از دلايل بوجود آمدن بزرگترين امپراتوري تاريخ در زمان شاهنشاهي هخامنشيان گرويدند پادشاهان آن زمان به دين زرتشتي بوده است .

    سوئيداس يوناني

    که از مورخين يونان است و در سال نهصد و هفتاد ميلادي بسر ميبرده زمان زرتشت که از او به عنوان داناي پارس و ماد نام برده را به پنج هزار سال پيش از جنگ ترويا ميداند .

    هرمدروس

    از شاگردان ارشد افلاطون - زرتشت را به بيش از پنج هزار سال قبل از شروع جنگ "ترويا" ناميده است .
    ارسطو

    ساير مورخين يوناني از وي سنديت گرفته اند . او از شاگردان افلاطون بود و دوست و مربي اسکندر . وی در سال سیصد و هشتاد و چهار پيش از ميلاد تولد يافت و زمان ظهور اشو زرتشت را نه هزار و ششصد سال قبل از مسيح مي داند .

    شاگردان افلاطون اودوکسوس و ارسطاطالیس در کتاب تاریخ طبیعی

    آئین زرتشت بالاترین و برجسته ترین آئین انسانیت و احترام به دیگران است که به بیش از شش هزار سال قبل از افلاطون می رسد . افلاطون در سال چهارصدو بیست و هفت قبل از میلاد متولد شده است و در سال سیصد و چهل و هفت درگذشت . پس ظهور زرتشت برابر می شود با هشت هزار و چهارصد سال پیش .

    پليني يا پلينيوس بزرگ رومي

    وی از مورخين مشهور يونان است زمان زايش زرتشت را قبل از حضرت موسي خوانده است .

    پروفسور شيلر و مسيو ديمارگان فرانسوي

    آنان از باستانشناسان فرانسوي هستند در حفرياتي که از شوش - بابل - نينوا بدست اورده اند و به خط ميخي نوشته شده است زمان زرتشت را به هفت هزار الي هشت هزار سال پيش از ميلاد تخمين زده اند و پادشاهان آنجا را زرتشتي خوانده است .

    هاشم رضي در کتاب گنجينه اوستا

    زمان پيدايش زرتشت طبق گفته هايي به دوره پادشاهي کيانيان بازميگردد .

    در گذشت زرتشت

    درگذشت زرتشت بزرگ به تاریخ پنجم دی ماه برابر با روز خور از ماه دی می باشد . تاریخ نگاران نوشته اند زرتشت پس از هفتاد و هفت سال از عمر خویش که بیشتر آن را برای هدایت و دادن خرد و آگاهی به مردمان صرف نموده بود روزی در آتشکده شهر بلخ مشغول عبادت بوده است . گشتاسب شاه کیانی و پسرش اسفندیار که از حامیان بزرگ وی بودند نیز برای رسیدگی به شهرهای دیگر از بلخ خارج می شوند و ارجاسب که دشمن دیرینه زرتشت و ایرانیان بود از این هنگام بهره برد و توربراتور فرمانده سپاه خود را با لشگری بسیار راهی بلخ که جزوی از ایران بود کرد . لشگر تورانی که همان ترکستان امروزی است دروازه های شهر بلخ را با تمام دلاوری ها مردم در هم شکستند و هنگامی که زرتشت با لهراسب و گروهی دیگر از یارانش مشغول عبادت به درگاه اهورامزدا بودند توسط سپاه بربر ترکهای تورانی کشته می شود .


    بزرگان جهان درباره اشو زرتشت چه می گویند

    دکتر ویت نی

    مذهب زرتشتی در یکی از اقوام برترکره ارض متنعم شده است . آنکس که از حیث مراتب فیلسوفانه و روحانی و جسمانی و پاکی صوری و معنوی دعوی اصالت نجابتش محل توجه است مذهبش زرتشتی است .

    پرفسور دکتر گیگر

    به راستی هیچ قومی از اقوام باستانی خاور زمین قدرت حفظ و صحت کیش خویش را مانند زرتشتیان نداشته اند و این خود از تاثیر حقیقت این مذهب است که در عین حقیقت بدون نقصانی در اصول باقی مانده است . در همه تفتیشاتی که در طول زندگی کرده ام هیچ آیینی و قومی را مانند زرتشتیان در یکتاپرستی - خداشناسی - آزاد منشی - پاکی و حقیقت ندیده ام . چه خوشبخت است قومی که این آیننشان است .

    نيچه- فیلسوف آلمانی

    زردشت بزرگترين پيامبر هوشمند و تيزهوشي است كه پايه‌هاي گسترده انديشه سازنده و مردميش تاكنون براي باختر استوارترين ستون زندگي بوده است. انديشه زردشت آموزشهاي بزرگي براي نيك زندگي كردن، نيك در پيوند بودن، نيك‌‌رفتار داشتن ونيك سخن گفتن و بالاتر از همه، چگونه ارج و ارزش نهي به ديگران است. او هيچگاه در هيچ سخنش از به كاربردن پي‌درپي «راستي و درستي‌ خودداري نكرده وپيوسته همه مردم را بدين سو خوانده است. در سخن زردشت، شكوهي يافت ميشود كه در كمتر سخني ميتوان يافت.

    پرفسورهرتسفيلد

    پشتكار و كوششهاي خستگي‌ناپذير، از فروزه‌هاي درخشان ايرانيان مي‌باشد كه برپايه راستي و درستي استوار شده است كه همه آنها پرتوي از آيين شكوهمند و پرفروغ زردشت است.

    پروفسور ميه

    فروزه‌هاي ايرانيان باستان ستايش آميزند. ولي بايد دانست كه انگيزه‌ آنها ، آموزشهاي نيك خواهانه و مردمي زردشت ميباشد . زردشت از منشي والا برخوردار بود كه توانست بر دل مردم رخنه نمايد وآنها را به سوي خود و آفريدگار مهربان و نيك خواهش بكشاند .

    التهيم

    سروده‌هايي به اين ژرفنايي واستادي و با رواني بي‌همانند دراين دوران تنها از كساني برميآيد كه نيك پرورش يافته باشند و از خانوادة‌ نژاده‌اي باشند كه از آموزش و پرورش نيك برخوردار باشند. سرودهاي زرتشت از يك مايه بنيادين بينشمندي و ادبي كم مانند بهره‌ور است كه با دوران هند و اروپايي پيوندي ناگسستني دارند. بي پروا ميتوان گفت كه درونمايه گاتها از يك گفتار جهان برين برخوردار است كه به انديشه اين مرد بزرگ رخنه كرده و درآن جاي گرفته است. زرتشت انديشمندي يكتا و بي‌همتا و درشناسايي و روشن‌نگري بسيار برجسته و والا بود. از اين رو پيشواي بي چون وچراي كساني شد كه با ژرف‌بيني و ژرف نگري به جهان نگريستند و پايه‌گزار بينشمندي شدند .

    جكسون

    بودا و كنفوسيوس و سقراط كه جويندگان نور و فروغ و روشنايي بودند. از پايه‌هايي بلند و سركشيده برخوردار بودند، ولي بايد پذيرفت كه زردشت از همه آنها بالاتر و والاتر وارزشمندتر بود. او بي گمان يكي از آموزگاران بزرگ خاوربه شمار ميآيد .

    گوته

    دانشمند بلند آوازه آلماني، سخت فريفته گفتار و سروده‌هاي زرتشت بود و اورا مردي بسيار بزرگ و نوشته‌هايش را شكوهمند بازنمود كرده است. گوته، زرتشت را خردمندي به شمار ميآورد كه جهان خرد كمتر همانند اورا به خود ديده است. او در همه جا از كسي نام مي‌برد كه هماره درانديشه خوشبختي و آسايش مردم بوده است و جز راستي و پاكدلي سخن نگفته است .

    وتين آمريكايي

    زردشت از همه نگرها ستودني است، بيگمان مسيح پيرو او بوده واز انديشه او بهره گرفته است. سه سخن رسا و روان و شكوهمند او: پندار نيك –گفتار نيك- كردار نيك، پايه و بنياد همه دينها ست و هيچ خردمندي نتوانسته است چيزي بر آن بيفزايد .

    توماس هايد

    اين نويسنده بزرگ انگليسي درباره زرتشت مي گويد: كه در آن منش او را سخت مي‌ستايد و اورا انديشمندي بزرگ به شمار ميآورد. او مينويسد كه خداوند زرتشت را براي مردم ايران برگزيد، زيرا ايرانيان از يك آگاهي بزرگي درباره خداوند برخوردار بودند. اين مردم با خرد، سزاوار مرد خردمندي چون زردشت بودند .

    هومباخ

    درگاتها اين سروده‌ي باشكوه زردشت، يك آفريدگار يافت ميشود كه اهورامزداي نيك خواه و خيرانديش است. آموزش هاي او برترين آموزشهاي نيك و برجسته درراه يك زندگي پاك و آراسته و درست و شايسته است كه بازده‌هاي درخشان آن نيك آشكار ميباشد . اورا ميتوان يك استاد مهر و پاكدلي خواند كه جز درراه راستي و درستي گام ننهاد و از اهورامزدا جز خوشبختي مردمان روي زمين را نخواست.

    پرفسور جان هینلز

    دین زرتشت را باید نخستین دین آزادی انسانها و حقوق بشر در جهان خواند .

    پرفسور هانري ماسه - رنه گروسه

    زرتشت اولين شخصي است که پايه هاي يکتا پرستي را در جهان بنيان نهاد .

    دکتر هاگ

    زرتشتیان مقام زن و مرد را برابر دانسته اند . رسومات دینی زنان و مردان برابر است . مراسم تدفین مردگان برای زن و مرد فرقی ندارد .

    خانم فرانسیس پاورکاب

    من شگفت دارم از این که اگر زرتشت در هزاران سال پیش از میلاد در شرایطی که هیچ قانونی برای بشریت وجود نداشت ظهور نمی کرد و چنین آموزه هایی را برای ما به جای گذاشته که پس از هزاران سال بدون کوچکترین ناهمگون نبودن با شرایط امروز و همچنان پایه های انسانیت بشر را شکل میدهد اگر وی نیامده بود به راستی امروزه جامعه بشریت چه حالی داشت و در چه شکلی زندگی میکرد .
    منبع:مگا
     
  5. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت { يسنا- هات}

    سخنان اشوزرتشت

    اي جويندگان دانش راستين، اكنون آموزش‌ها و پيامي را كه تا به حال شنيده نشده‌است براي شما آشكار خواهم ساخت. اين پيام براي كساني كه از روي تعاليم نادرست، جهان نيكي را تباه سازند ناگوار است، ولي براي دلدادگان «مزدا» خوش‌آيند و شادي‌بخش به شمار مي‌رود.
    (يسنا 31 – بند 1)

    چون تعاليم نادرست مانع از آن است كه راه بهتر را آشكارا ديده و برگزينند، بنابراين خداوند جان و خرد براي شما رهبري برگزيد تا زندگي كردن برابر آيين راستي را به هر دو گروه «نيكان و بدان» بياموزم.
    (يسنا – هات 31 – بند 2)

    پروردگارا، در پرتو فروغ مينوي به ما چه خواهي بخشيد؟ آيا آن سعادتي كه در پرتو راستي و پاكي به دست مي‌آيد و به همه وعده شده، كدام است؟ در مورد دانايان چه فرماني رفته‌است؟ اي خداوند خرد مرا از تمام اين حقايق آگاه ساز و با گفتار الهام‌بخش خود مرا روشن كن تا همه مردم را به آيين راستي راهنمايي كنم.
    (يسنا – هات 31 – بند 3)

    پروردگارا؛ دو بخشش «رسايي و جاوداني» مردم را به فروغ معنوي و آگاهي دروني خواهد‌رسانيد. در پرتو نيروي اراده، منش پاك، راستي و پاكي، عشق و ايمان به خدا، زندگاني پايدار و نيروي معنوي افزايش خواهد‌يافت. اي خداوند خرد، در پرتو اين فروزگان بر دشمنان فيروزي توان يافت.
    (يسنا – هات 34 بند 11)
     
  6. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت/ بخش دوم

    [​IMG]

    اي اهورامزدا شخص خردمند و هوشيار و كسي كه با منش خويش حقيقت را درك مي‌كند، از قانون ايزدي آگاه است و با نيروي معنوي از راستي و پاكي پشتيباني مي‌كند و گفتار و كردار خود را جز به راستي نخواهد آراست و در راه گسترش راستي گام برخواهد داشت. چنين شخصي نسبت به تواي مزدا وفادار و شايسته‌ترين يار و ياور مردم به شمار خواهد‌رفت.
    (گاتاها- هات 31 بند 22)

    اهورامزدا كه از روي دانش و منش نيك بر جهان سروري مي‌كند، در پرتو توان جاوداني خويش چنين الهام مي‌بخشد: عشق و مهر پاك (آرميتي) را كه با اشاي تابناك (پارسايي) يار و همگام است، براي شما برگزيده‌ام. بشود كه از آن خود سازيد.
    (گاتاها- هات 32 – بند 2)

    گمراهان بت‌پرست همه از تبار و نژاد سيه‌دلان و كژ منشانند. كساني كه از آنها پيروي كنند و احترام گذارند آنها نيز از تبه‌كارانند.
    كردار فريبكارانه و رياكاري‌هاي آنها از دروغ و خود ستايي سرچشمه گرفته‌است. از اين رو در سراسر گيتي به بدنامي شناخته مي‌شدند و مورد تنفرند.
    (گاتاها – هات 32 – بند 3)

    شخص گناهكار و گمراه ممكن است چندي با كردار زشت خويش شهرت و آوازه‌اي به‌دست آورد ولي اي هستي بخش، تو از روي خرد و حكمت خويش همه چيز را آگاهي و نسبت به انگيزه هر كس داوري خواهي‌كرد. اي خداوند خرد به راستي در پرتو سروري آسماني تو بيگمان آيين جاوداني اشا (پارسايي) و راستي همه‌جا حكم‌فرما خواهدگشت.
    (گاتاها – هات 32 – بند 6 )
     
  7. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت / بخش سوم




    آن‌گاه ترا مقدس شناختم اي مزدااهورا: هنگامي بود كه ترا نخستين بار در كار آفرينش جهان ازلي ديدم. هنگامي بود كه براي كردار و گفتار زشت، سزاي زشت و از براي كردار و گفتار نيك، پاداش نيك در روزهاي واپسين مقرر داشتي.


    آن‌گاه ترا مقدس شناختم اي مزدااهورا: هنگامي بود كه وهومن (فرشته نيك‌انديشي و خرد) به سوي من شتافت و از من پرسيد تو كيستي؟ پاسخ دادم منم زرتشت و تا به اندازه‌اي كه تاب و توان دارم دشمن واقعي دروغ‌پرست و يار و ياور نيرومند دوستداران راستي خواهم بود و از اين راه است كه به كشور جاوداني بي‌كران تو توانم رسيد و هميشه اين چنين ترا ستاينده و سرودگو خواهم بود اي مزدا.

    آن‌گاه ترا مقدس شناختم اي مزدااهورا: هنگامي بود كه وهومن به سوي من آمده و من نخستين بار از آيين تو تعليم يافتم. هرچند كه رسالت من در ميان مردمان مايه رنج من باشد، اما به جا مي‌آورم زيرا تو آن را بهترين دانستي.
    (يسنا – هات 43)


    اي خداوند خرد- آسايش و خوشي‌هاي زندگي كه بوده و هست و خواهد‌بود همه از تست، پروردگارا؛ از روي مهر و كرم خويش آنها را به ما ارزاني دار و از پرتو منش پاك و نيروي معنوي و راستي و درستي ما را با خوشبختي جاوداني همقرين ساز. (يسنا- هات 33 بند 1)
    اي پروردگارا؛ براي برخورداري از شادماني و خوشبختي مرا توانايي ببخش تا با نيروي معنوي و منش پاك و مهرورزي به ديگران و دلي روشن به درك راستين تو نايل آيم. (يسنا هات 33 بند 13)
    اي مزدا؛ رفتار و گفتارنيك و پرستش بي ريايي كه از پرتو آنها مردم از بخشايش جاوداني و پارسايي و نيروي معنوي و رسايي برخوردار مي‌گردند، همه را نخست به تو اي خداوند هستي‌بخش پيشكش مي‌كنيم. (يسنا هات 34 بند 1)


    پروردگارا؛ مرد نيك‌انديش و پارسايي كه روانش با راستي همگام است تنها به تو مي‌انديشد و كردارنيك خود را به تو نياز مي‌كند. اي اهورامزدا بشود كه نيايش‌كنان و سرود ستايش گويان به تو نزديك شويم. ( يسنا – هات 34 بند 2 )
     
  8. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت / بخش چهارم




    ايدون من و روان آفرينش هر دو با احترام و دست‌هاي برافراشته اهورا مزدا را ستايش كرده و از او خواستاريم كه هرگز به نيكوكاران و پارسايان و رهبر آنها گزندي نرسد و از هجوم دشمنان و بدكاران در امان باشند. (يسنا – هات 29 بند 5)


    اي اهورا از آن تواست عشق و مهرورزي، از تواست خرد مينوي جهان آفرين، اي خداوند جان توبه بندگان خويش نيروي اختيار نيك و بد بخشيدي تا اين كه راهي برگزينند كه راهنماي دانا بدان گرويده و يا آن كه رهبر ناراست و غير واقعي نشان داده‌است!؟
    (يسنا – هات 31 بند 9)


    اي خداوند هنگامي كه در روز ازل جسم و جان آفريدي و از منش خويش نيروي انديشيدن و خرد بخشيدي، زماني كه به تن خاكي روان دميدي و به انسان نيروي كار كردن و سخن گفتن و رهبري كردن عنايت فرمودي، خواستي تا هر كسي به دلخواه خود با كمال آزادي راه زندگي خود را برگزيند. (يسنا – هات 31 بند 11)


    دانا بايد از دانش خويش نادان را آگاه سازد، نشايد بيش از اين نادان گمراه بماند.
    (يسنا – هات 31 بند 17 )


    اي اهورا به روان جهان تاب و توانايي بخش، از راستي و پاك منشي نيرويي برانگيز كه آشتي و آسايش در جهان برقرار شود. آري اي مزدا من دريافتم كه آن را تواني برانگيخت.
    (يسنا – هات 29 بند 10 )


    كسي كه پاسبان و نگهبان سعادت بشر است، كسي كه هميشه بيدار و هوشيار، آفريدگان مزدا را پاسباني مي‌كند، كسي كه خلق خدا را با ديده باز نگهباني مي‌كند، كسي كه سراسر جهان را از تيرگي و ناآرامي با سلاح آخته پاسداري مي‌كند، مي‌ستاييم.
    (سروش يشت ها دخت)
     
  9. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت / بخش پنجم




    اي اهورامزدا من كه زرتشت هستم از تو درخواست مي‌كنم كه به من و روان آفرينش تاب و توانايي بخشي از پرتو راستي و پاك‌منشي بتوانيم آرامش و آسايش جهان را فراهم سازيم. (آن‌گاه روان آفرينش رهبري اشوزرتشت را پذيرفته گويد) بنابراين اي مزدا با خواسته‌ات خشنود و خورسندم و زرتشت را به عنوان شايسته‌ترين مرد به رهبري خود مي‌پذيرم.
    يسنا 29 بند 10


    آن‌گاه زرتشت مي‌گويد: اي مزدا به من نيروي راستي و پاك‌منشي و شجاعت روحي عطا فرما تا مردم جهان و انجمن موبدان مرا به آساني بپذيرند و جهانيان تعليم مرا دريابند. براي اين كار تنها چشم اميدم به ياري و پشتيباني توست.
    يسنا 29 بند 11


    با دست‌هاي برافراشته به سوي تو اي مزدا و با فروتني كامل پيش از همه چيز خواستارم كه بهره‌اي از خرد مقدس خود را به من عطا فرمايي تا به همراهي درستي كردار و ضمير پاك بتوانم خوشبختي روان آفرينش (همه جهانيان) را فراهم سازم.
    يسنا 28 بند 1


    اي اهورامزدا بشود كه با انديشه‌نيك به تو نزديك شوم و با پيروي از قانون اشا به ارزش‌هاي مادي و معنوي خود پي برم تا بدين‌وسيله دين‌داران را به سراي روشني و خرمي و زندگي نيك هر دو جهان رهبري كنم.
    يسنا 28 بند 2


    من اين سرودهاي ستايش خود را آن سان كه پيش ازين كسي نسروده نثارت مي‌كنم اي اهورا – اي روان راستي و اي نيك‌انديش واقعي- از تو درخواست مي‌كنم تا در جهان نيروي فناناپذير معنوي تجلي نمايد. اينك كه تو را با ستايش خود فرا‌مي‌خوانم بسويم شتاب و مرا از خوشبختي و كاميابي واقعي برخوردار ساز.
    يسنا 28 بند 3


    هنگامي كه با منش پاك ترا با سرودهاي ستايش فرامي‌خوانم آگاهم كه مرا براي رهبري روان مردم جهان گماشته‌اي و از پاداشي كه تو اي مزدا اهورا براي كردار‌نيك مي‌بخشي خبر دارم و آماده‌ام تا زماني كه مرا تاب و تواناييست به مردم بياموزم كه به سوي راستي راه پويند.
    يسنا 28 بند
     
  10. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت / بخش ششم



    awww.t_z_a.org_images_Zartosht.jpg


    ای مزدا به سوی من آی و مرا از بخشش منش پاک و راستی برخوردار ساز تا به وسیله آموزش آیین مقدست گمراهان و بدکاران را به راه راست رهبری کنم و بر دشمنی بدخواهان چیره شوم.
    یسنا 28 بند 6


    • ای اهورامزدا مبادا هرگز کار ناشایستی از من سرزند که مورد خشم تو قرار گیرم. ای راستی و ای اصل پاک منشی پیوسته می کوشم تا تورا بستایم. ای کسی که آرزوهای ما را بر می‌آوری، تو را از ته دل درود می‌گویم، چه می‌دانم نمازی که از روی ایمان و اعتقاد کامل انجام شود به درگاهت پذیرفته خواهدشد، ای کسی که امید بهشت ما به سوی تواست.
    یسنا 28 بند 9


    • چون از راه نیایش درست می‌توان به خدا که اصل راستی و پاک منشی است دست یافت، پس ای اهورامزدا با نیروی خرد و کلام خویش مرا آگاه فرما که در روز نخست این آفرینش چگونه صورت هستی به خود گرفت.
    یسنا 28 بند 11


    • اینک از برای کسانی که خواستار شنیدن حقیقت هستند سخن می‌گویم. این گفتار از سوی اهورامزدا سرچشمه راستی و نیک‌اندیشی است و هر که دانا و هواخواه راستی باشد باید به آن گوش کند، زیرا تنها با پیروی آن می‌توان به سرای درخشان فردوس راه یافت.
    یسنا 30 بند 1


    ای مردم گفتارنیک دیگران را بشنوید و با اندیشه روشن در آن بنگرید و میان نیک و بد را خود داوری کنید. زیرا پیش از این که فرصت از دست برود، هر مرد و زن باید به شخصه راه خود را برگزینند. بشود که به یاری خرد اهورایی در گزینش راه نیک کامروا شد.
     
  11. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    نماز در دین زرتشت

    نماز در دین زرتشتی



    نماز در دین زرتشت،
    نماز در دین زرتشت چگونه است،
    زرتشتیان چگونه نماز میخوانند،
    زرتشتیان چند بار در روز نماز میخوانند،
    متن نماز زرتشتیان،
    ترجمه متن نماز زرتشتیان،
    نماز زرتشتیان به چه زبانی است،


    awww.ee.psu.edu_pub_ee578_access_img_20jilp1.jpg




    در فرهنگ زرتشتیان جشن به معنای ستایش و نیایش خداوند است . نمـاز رسمی ترین راه ارتباط فرد با اهورامزدا و یکی از راههای سپاسگذاری از بخششهای بی کران خداوندی است که در آئین زرتـشتـی عاشقانـه همواره مورد توجه بوده و هر زرتشتـی در اوج پاکی اندیشه روزانـه پنـج بار به نیایش اهورا مزدا می پردازد و ضمن سپـاس و ستـایش اهورا مزدا بر آفریده های نیک خداوندی نیز درود می فرستدو ضمن قدرشناسی خود را به خدا نزدیکتر می گرداند تا از بخشش نیک اندیشی برخوردار گردد و بر نیکی های جهان هستی بیفزاید .


    1 – نیایش ( نماز ) روزانه که در پنج گاه ( زمان ) در شبانه روز انجام می شود .
    نام پنج گاه نیایش ( نماز روزانه ) و زمان هر کدام بدین گونه است :
    1- گاه هاون : از برآمدن آفتاب تا نیمروز
    2- گاه رپیتون : از نیمروز تا سه ساعت از نیم روز گذشته
    3- گاه ازیرن : سه ساعت از نیمروز گذشته تا رفتن آفتاب
    4- گاه ائیوسروترم : از آغاز تاریکی شب تا پیش از سپیده دم
    5- گاه اوشهن : از سپیده دم تا برآمدن آفتاب


    لازم به توضیح است که نماز پنج گانه در دیانت زرشتی ۳۷۴۶ سال دینی زرتشتی قدمت دارد و از هیچ دین دیگری گرفته نشده است.



    نماز و نیایش در آیین زرتشتی به سه طریق خوانده میشود :
    خوانـدن با صدای بلنـد
    خواندن به صورت زمزمه یا واج
    خواندن با منشن یا اندیشه بدون اینکه زمزمه ای شنیده شود
    ستایشهایی که به زبان اوستا است باید با آواز بلند و قسمتهای پازند را باید به زمزمه خواند . ستایش با منشن فقط به هنگام نام بردن در تندرستی یا مواقع دیگری که خواندن نیایش واجب نیست صورت میگیرد . نمازها و نیایـشها را میتوان به صورت ایستاده و یا نشسته خواند ، اما توصیه شده خواندن سروش باج و کشتی به صورت ایستاده انجام شود .


    نماز گروهی
    خواندن نماز و نیایش به شکل گروهی یا همازور شدن در ستایش بر سه گونه میباشد :
    موبـد قسمتی از اوستا را خوانده و دیگران آن را تکرار میکنند .
    گروهی یک قسمت از اوستا و یا نیایش را با هم با صدای بلند می خوانند .
    ضمن خواندن اوستا توسط چند موبد دیگران بی صدا با حالت واج گوش داده و آن را زمزمه میکنند .
    نیایش های گروهی معمولا به هنگام حضور دسته جمعی بهدینان در زیارتگاهها و همچنین آتشکده و مراسم گهنبار و . . . انجام میشود .
     
  12. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    متن کامل نمازهای زرتشتیان


    هر نماز با این زمزمه آغاز می شود.

    باور دارم به دین مزدا پرستی که آورده زرتشت است.پیرو آموزشهای اهورایی هستم که از دیو (دروغ) و دو گانه پرستی به دور است.من یکتا پرست زرتشتی ام و تنهااهورا مزدا را در خور ستایش می بینم.


    نماز گاه هاون (Havan): (از برآمدن خورشید تا نیمروز)

    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان بامداد پاک و سازنده را (هاون)
    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور دهکده(ویس) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
    من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

    نماز گاه رپتون(Rapatvan) : (از نیمروز تا پسین)

    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان نیمروز را (رپتون)
    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور شهر (زنتو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
    من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

    نماز گاه ازیرن(Oziran) : (پسین تا فرورفتن خورشید)

    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پسین پاک را (ازیرن)
    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور کشور (دخیو) را که پاک و دادگستر و سازنده است.
    من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

    نماز گاه سروثرم (Srusram): (فرورفتن خورشید تا نیمه شب)
    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان شب (ایوی سروثرم) پاک را.
    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم همه ی رهروان راه اشویی زرتشت را و سرور اشوان را.
    من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم .

    نماز گاه اشهن (Oshhan) : (از نیمه شب تا برآمدن آفتاب)

    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم فرشته پاسبان پگاه (اوشهی ناای) پاک را.
    من می ستایم و ارج می گذارم و خشنود می کنم آن سرور خانه (نمانا) که پاک و دادگستر و سازنده است.
    من همآره و در همه حال اهورا مزدا، پروردگار یکتا را می ستایم.


    پس از خواندن نماز گاه بایسته، زرتشتیان نماز سروش باج ، نیرنگ کشتی ، ستایش خدا ، تندرستی و برساد را می خوانند.به جز سروش باج بیشتر اوستاهای نام برده شده پازند است و پس از ساسانیان نوشته شده است.
    گوشه ای از سروش باج که هر زرتشتی بایسته است که آن را به خوبی بداند همان نیایشهای اشم وهو و یتا اهو هستند. که در پیش در پاره های پیشتر به آنها نگاهی انداختیم.

    پاره ای از نماز ستایش خدا که پس از نماز هر گاه باید خوانده شود:

    ای اهورا مزدا به یاری من آی من پرستنده اهورامزدا هستم . من پرستنده خرد نیک و پیرو زرتشت هستم . من خود را پیرو راستی و پشتیبان استوار در این دین می دانم و پیمان می گذارم که همه توان خود را در راه اندیشه نیک و گفتار نیک و کردار نیک به کار برم. من به دین والای مزدا پرستی که دورکننده جنگ ، ناهماهنگی ، دشمنی و استوار کننده هماهنگی و آشتی و دوستی است باور دارم.
    همانگونه که خداوند راستی و دادگستر است ، رهبر دنیایی نیز باید به خاطر راستی و داگستری اش برگزیده شود.
    هنگامیکه پیروان دروغ مرا با خشم و نفرت تهدید می کنند ، تنها تو ای اهورا مزدا و نیروی اهورایی که تو با اندیشه و منش نیک به من داده ای و کردار نیک که باراستی و داد که قانون همیشگی توست، مرا نجات می دهد.
    ای اهورا مزدا مرا یاری کن.
    آن تیزرو ، توان بدنی و روانی را که در آفرینش تو برای پیروزی بر بدی ها ارزانی می دارد ، تندرستی و شادمانی زندگی را به ما ارمغان می آورد ، در زمان بی کران ، و در زمانی که برابر با قانون دگرگون ناپذیر تو پایدار می ماند به من ارزانی دار......
     
  13. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت / بخش هفتم

    awww.t_z_a.org_images_Zartosht.jpg

    ای مزدا، هنگامی که تو را با نیروی خرد و اندیشه ژرف جستجو کردم و با دیده دل به تو نگریستم، دریافتم که تویی سرآغاز و سرانجام همه چیز. تویی سرچشمه خرد و اندیشه و تویی آفریننده راستی و تویی داور نیک همه کردار مردمان جهان.
    یسنا 31 بند 8


    کسانی که از روی رسایی اندیشه و کردارنیک خود به اهورامزدا گروند، از بخشش کمال واقعی و جاودانی و راستی و پاک منشی و نیروی معنوی برخوردار شوند. چنین کسانی از دوستان و هواخواهان اهورا به شمار خواهند آمد.
    یسنا 31 بند 21


    ای مزدا هنگامی که در روز نخست با خرد خویش به کالبد ما جان بخشیدی و به ما نیروی اندیشه و قوه تمیز نیک از بد دادی، از آن روزها در تن خاکی ما جان و روان دمیدی و به ما اراده و نیروی گفتار و کردار ارزانی داشتی، خواستی که هرکس بنا به اراده خود و با آزادی کامل راهی را که خود صلاح می‌داند، برگزیند.
    یسنا 31 بند 11



    نیکی پاداش گزینندگان راه نیک و بدی پادافره گزینندگان راه بد است. از این دو راه آن که نیک اندیش و در پیشبرد نیکی کوشا است راه رستگاری را اختیار کند و آن کسی که بداندیش و کاهل و تن پرور است، راهی را بر می‌گزیند که جز از رنج و سختی بهره‌ای نبرد.
    یسنا 31 بند 10



    ای اهورامزدا تویی آفریننده جهان مادی و خرد مینویی و تویی که به مردم جهان اختیار انتخاب راه نیک و بد دادی تا بنا به میل خود یا به سوی رستگاری شتابند یا به گمراهی گرایند.
    یسنا 31 بند
    9
     
  14. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت/ بخش هشتم



    awww.t_z_a.org_images_Zartosht.jpg


    آن دو گوهر همزادی که در آغاز در اندیشه آدمی پدیدار گشتند، یکی «سپنتامینو» یعنی نیکی در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری «انگره مینو» یعنی بدی در اندیشه و گفتار و کردار است. از میان این دو، دانا نیک را بر می‌گزیند و نادان بد را.
    یسنا 30 بند 3



    هنگامی که این دو گوهر همزاد به هم رسیدند، هستی و نیستی و حرکت و سکون پدیدار شد و تا هستی برقرار است، بدترین زشتی و مرگ بهره پیروان بدی و بهترین هستی و نیکی پاداش پیروان خوبی است.
    یسنا 30 بند 4



    از میان این دو گوهر، نادان زشت‌گرا به زشت‌ترین کردار گراید و خردمند نیک‌گرا که پیوسته خواستار نیکی و خشنودی پروردگار است، کردارنیک را که با خرد مینویی و ایزدی آراسته است، اختیار کند.
    یسنا 30 بند 5


    از میان این دو گوهر هواخواهان دروغ چون نمی‌توانند نیک را از بد تمیز دهند در هنگام مشورت با یاران بد دیو فریب فرار رسد و آنان را به گزینش زشت‌ترین ادیشه وا دارد. سپس برای انجام کردار زشت ناگزیر به سوی خشم و زور روی آورند و بدین وسیله زندگی آدمیان را به تباهی کشانند.
    یسنا 30 بند 6



    کسانی که از نیروی خرد ایزدی و نیک‌اندیشی و راستی برخوردار باشند و فرشته مهر و محبت در وجود آنان راه یافته‌باشد، در انتخاب راه نیک کامیاب شوند و به پاداش آن در دو جهان بهره نیک یابند.
    یسنا 30 بند 7
     
  15. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    سخنان اشوزرتشت / بخش نهم



    awww.t_z_a.org_images_Zartosht.jpg



    ما خواستاريم از زمره كساني باشيم كه جهان را به سوي پيشرفت و آباداني و مردم را به سوي راستي و پارسايي رهنمايند. بشود كه مزدا ما را ياري فرمايد تا با نيروي انديشه و دل (عقل و عاطفه) به سرچشمه دانايي پي بريم.
    يسنا ٣٠ بند ٩


    هنگامي كه كيفر اهورايي براي گناهكاران فرا رسد و بدان به كيفر زشت خود رسند، جهان را نيروي پاك‌منشي فرا خواهد گرفت. آن‌گاه با پيروي راه ايزدي در پايان، بدي به دست نيكي شكست خواهد خورد و دروغ به بند راستي در خواهد آمد.
    يسنا ٣٠ بند ٨


    هنگامي كه بدكرداران به سزاي زشت خود رسند، آن‌گاه از كردار خود پشيمان مي‌شوند و انديشه و دل آنان به سوي نيكي خواهد گراييد. آن‌گاه اشا و خرد پاك به ياري آنان مي‌شتابد و در پيمودن راه درست به آنان كمك خواهند كرد.
    يسنا ٣٠ بند ١٠



    اي مردم اگر از قانون ازلي كه مزدا برقرار داشته آگاه مي‌شديد و از خوشي و پاداش نيك راستي و رنج و پادافراه زشت كژي در اين جهان و سراي ديگر باخير مي‌شديد، آن‌گاه كاري مي‌كرديد كه هميشه روزگارتان به خوشي بگذرد.
    يسنا ٣٠ بند ١١


    از آن‌جايي كه برگزيدن بهترين راه براي مردم كار دشواريست، من كه زرتشت هستم براي رهبري شما برگزيده شده‌ام. رهبري كه اهورامزدا گواه راستي و درستي گفتار اوست. باشد كه همه برابر آيين مقدس مزدا زندگي كنيم.
    يسنا ٣١ بند ٢
     
  16. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    آتشکده آذر گشنسب یا آذر جشنس :

    یکی از مشهورترین و بزرگ ترین آتشکده های فلات ایران که در آذربایجان غربی در 49 کیلومتری شمال شرق شهر تکاب کنونی قرار دارد امروزه به آن تخت سلیمان می گویند . در دوره شاهنشاهی اشکانیان مهم ترین پادشاه آذربایجان آریوبرزن و پسرش ارت وزد بوده است . بیشتر پادشاهان ایران پس از نشستن بر اریکه شاهنشاهی ( جلوس ) به نیاشگاه آذرگسشب آذربایجان می رفتند و به درگاه خداوند نیایش و سپاس و درود می فرستاده اند و سپس هدایایی تقدیم می کردند . آتشکده شیر نیز همان آذرگشسب است که خرابه های آن نزدیک تخت سلیمان است . ساخت این بنا به بیش از 3000 سال باز میگردد و در کتاب هفتم دینکرد در بند 39 سازنده آن را کیخسرو پسر سیاوخش شناخته شده است . که فر ایزدی به او رسیده بود . آذرگشسب در کنار دریاچه چیچست قرار دارد و در گذشته کاخهای بسیار باشکوه و سترگ در اطراف آن بنا بوده است . این دریاچه به صورت خودجوش هر ثانیه 44 لیتر آب از خود بیرون میدهد .

    آتشکده آذر برزین مهر :

    آتشکده آذربرزین مهر یکی از سه آتشکده مقدس ایران است ( آذر گشسب - آذر برزین - کاریان ) که در شهر نیشابور یا ابرشهر خراسان قرار دارد . در پهلوی به نام آتور بورگین میتر خوانده می شود به معنی آتش مهر بالنده است . تاریخ ساخت آن بسیار کهن است به طوریکه به زمان اشو زرتشت باز میگردد و در بند 8 از فصل 17 بندهش آمده است : آذربرزین مهر تا زمان گشتاسب در گردش بوده و پناه جهان تا اینکه اشو زرتشت اسپنتمان دین آورد و گشتاسب شاه دینش را پذیرفت آنگاه گشتاسب آتش مقدس را در کوه ریومند در آذر برزین مهر قرار داد .


    آتشکده بردسوره :

    به گفته مسعودی در کتاب نامدار مروج الذهب این آتشکده توسط فریدون شاه بنا شد که آتش آن را از طوس خراسان آورده بود و در بخارای ایران قرار داد .
     
  17. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    آتشکده آذر شب :

    آتشکده ای است که گشتاسب شاه در بلخ بنا کرد و به گفته مورخین گنجهای خود را در آن قرار داد . بلخ در تاریخ جزوی از خراسان بزرگ بوده است که متاسفانه در دوره ننگین قاجار به روسها فروخته شد .

    آتشکده آذرنوش :

    آتشکده ای است در بلخ که این نیز همچون آذرشب در خراسان بزرگ ایران بوده است . بلخ نیز همچون مرو شهری از شهرهای ایران بوده است که در دوره قاجار های وطن فروش در قراردادهای ننگین ترکمانچای و گلستان به روس داده شد . فردوسی بزرگ آن را نوش آذر نامیده است . فردوسی می فرماید : شهنشاه لهراسب در شهر بلخ - بکشتند و شد روز ما تار و تلخ - و از آنجا به نوش آذر اندر شدند - رد و هیربد را همه سر زدند.


    آتشکده چهار قاپي:

    ««چهار قاپو» يا «چهار قاپي» به معني «چهار در»، از جمله آتشکده هاي دوره ساساني در شهر مرزي قصر شيرين است. اين آتشکده از نوع آتشکده هايي است که داراي دالان طواف بوده و به مرور زمان رواق آن فرو ريخته است و تنها در برخي از قسمت ها، آثاري از آن ديده مي شود. اين آتشکده اتاقي مربع شکل به ابعاد 25×25 متر است و سقفي گنبدي شکل به قطر شانزده متر داشت که متأسفانه اکنون اثري از آن باقي نمانده است و تنها بقاياي گوشواره ها در چهار گوشه آن ديده مي شود. اين اتاق مربع شکل داراي چهار درگاه ورودي است که به رواق اطراف فضاي مرکزي منتهي مي شوند. در اطراف اين بنا مجموعه اتاق ها و فضاهايي وجود دارد که بخش هايي از آن در نتيجه کاوش هاي باستان شناختي سال هاي اخير شناسايي شده است. اين بنا با استفاده از مصالح محلي از قبيل لاشه سنگ و ملاط گچ ساخته شده و گنبد آن آجري بوده است.این بنا از جمله بناهای تقویمی ایران بوده که جهت تشخیص شروع فصول سال از آن استفاده می شده است.این اثر تاریخی به جا مانده از دوره ساسانیان در نتیجه جنگ با عراق دچار آسیبهای فراوانی شد و هم اکنون در حال مرمت است.
     
  18. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    آتشکده سیروان :

    این آتشکده پیش از به پادشاهی رسیدن انوشیروان دادگر محل بت ها بود و پس از وی بت ها ویران شدند و آتش مقدس را در آنجا قرار دادند . محل آن سیروان و ری بوده است . به گفته مسعودی تاریخ نگار مشهور این آتشکده در پیش از ظهور زرتشت ساخته شده است .

    [​IMG]


    آتشکده نیاسر :

    این آتشکده توسط شاهنشاه اردشیر بابکان ساخت شده است طول و عرض آن 14 متر در 14 متر می باشد . این بنا پس از یورش تازیان ویران شد ولی سپس توسط مردم بازسازی گشته است و امروز تقریبا سالم می باشد و همه ساله بازدید کننده های زیادی از سراسر ایران به این مکان می روند . نیاسر در 35 کیلومتری شمال غربی شهر کاشان قرار دارد و در منطقه ای کوهستانی در ارتفاعات کرکس می باشد . چشمه ای باستانی به نام چشمه اسکندر نیز در آنجا قرار دارد . در نیاسر غاری که متعلق به دوره پارتیان بوده است نیز وجود دارد . به احتمال قوی این غار معبد میترایی بوده است که امروزه از مکانهای دیدنی این شهر می باشد.



    آتشکده اردشیر :

    در استخر استان فارس می باشد که نام دیگرش آتشکده آناهیتا یا ناهید می باشد . چون اردشیر بابکان بنیانگذار سلسله ساسانی از خانواده موبدان بزرگ بوده است به همین دلیل این آتشکده را به شادمانی برقراری سلسله جدیدش در ایران ساخت . در تاریخ بلعمی و طبری آمده است که چون یزدگرد سوم نوه خسروپرویز بوده است پس بزرگان ایران او را به مقام پادشاهی رسانند و در آتشکده اردشیر استخر تاج شاهنشاهی را بر سر وی گذاشتند و سپس او را به پایتخت ایران در بغداد تیسپون فرستادند .

    آتشگاه سراب ذهاب :


    در شمال خاوري تپه ي سراب کرمانشاه در 300 متري ازراه کنوني بازماند هاي آتشکده يي ديده ميشود به اندازه هاي 4.77 در 5.95 متر از قـلوه سنگ ولابندوديواري به پهـناي 0.6 متر .در دوبر خاور .شمال بخشي از گنبد آتشکده به چشم ميخورد .ورودي تشکده با تاقي گهـواره يي به پهـناي 0.6 وبلندي 1 متر است .بلندي کنوني آتشگه 2.5 متر است .
     
  19. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    آتشکده آناهیتا یا معبد آناهیتا :

    آناهید یکی از چهار عنصر مقدس آب و آتش و هوا و خاک است . در معنی می توان گفت که پاک و با عفت و با تقوی است که ارمنیان درست آن را تلفظ میکنند . این زیارتگاه پس از آذرگشسب از بزرگ ترین مکانهای باستانی و مقدس ایران بوده است که از دوره شاهنشاهی اشکانی ( پارتیان ) باقی مانده است . در شهر کنگاور در مسیر کرمانشاهان قرار دارد . ستون ها و پلکان این معبد هنوز پس از بیش از 2000 سال باقی و مستحکم است . این مکان در شهر کردنشین ایران بوده است و در نزد کردان آریایی دارای احترام خواصی می باشد . کردستان ایران و منطقه اورامان آن یکی از مشهور ترین مناطق اصیل ایران است که هنوز بسیاری زرتشتی دارد و به زبان پهلوی سخن می گویند . ریشه زبان کردی امروزی نیز پهلوی باستانی ایران است . پیر شهریار یا پیر شالیار از افراد مشهور هورامان کردستان است که وی موبدی زرتشتی بود و چند کتاب از وی بر جای مانده است . ابن فقیه در کتاب مشهور البلدان نوشته است : هیچ ستونی شگفت انگیز تر از ستونهای معبد آناهیتا کنگاور نیست .


    آتشکده دارابگرد :

    به گفته تاریخ مروج الذهب مسعودی این آتشکده به فرمان اشو زرتشت بنا گشت . زرتشت به یستاف شاه فرمان داد تا آتش مقدس جمشید شاه را که مورد احترام وی بوده است را بیابند و بیاورند . یستاف شاه این آتش را در خوارزم پیدا نموده است و به دارابجرد فارس آورد و اطرف آن را شهر زیبایی ساخت . این آتشکده در سال 332 هجری قمری به نام آتشکده آذر جوی نامیده می شده است .

    [​IMG]

    آتشکده باکو :

    آتشکده ای بزرگ بوده است در ایران شمالی ( باکو جمهوری آذربایجان ) که در نزدیکی چاه نفت قرار داشته است . محل آن در روستای سوراخانی در 15 کیلومتری باکو می باشد تاریخ ساخت آن به سال 400 پیش از میلاد توسط ایرانیان می باشد . بدلیل مواد نفتی موجود این منتطقه این آتشکده همیشه در نزد ایرانیان روشن و برافروخته بوده است . باکو از باگوان زبان پهلوی ایران گرفته شده است و شهری ایران است که در دوره قاجار به روس فروخته شد . این مکان مقدس پس از یورش تازیان ویران شد ولی سالها بعد از آن دوباره مرمت و بازسازی شد ولی آتش آن خاموش بود تا سال 1975 که آتش آن دوباره روشن گشت و به مکانی توریستی تبدیل شد.


     
  20. EBLIS

    EBLIS کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏22 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,051
    تشکر شده:
    80
    جنسیت:
    مرد
    آتشکده شاهپور :

    در ساحل خلیج قسطنطنیه روم پس از اینکه شاهنشاه شاپور پسر اردشیر پسر بابک وارد شد آن را ساخت و تا دوران خلفای اسلامی نیز پا برجا بود .

    آتشکده پوران :

    این مکان توسط ملکه پوران دخت ساسانی دختر شاهنشاه خسروپرویز ساسانی در عراق عجم در نزدیکی مدینه السلام ساخته شده است .

    آتشکده کرکویه :

    این آتشکده در شمال سیستان کنونی قرار داشته است .احترام بسیاری مردمان این شهر برای این آتشکده قائل بودند و به گنبد رستم نیز مشهور بوده است . این آتشکده تا قرن 17 هجری که قزوینی آن را وصف کرده است بسیار خرم و زیبا بوده است ساخت آن به روزگار کیخسرو باز میگردد که بسیار کهن است . دو شاخ بزرگ گاو داخل آن قرار داشته است و در وسط آنها آتشگاه قرار داشته است .


     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.