1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

اهمیّت خوشنودی خداوند

شروع موضوع توسط farhad_4x در ‏5 آگوست 2012 در انجمن مقالات مذهبی

  1. farhad_4x

    farhad_4x کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,005
    تشکر شده:
    211
    جنسیت:
    مرد
    خداوند به حضرت موسی (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) فرمود: «بار دیگر که برای مناجات آمدی، بدترین مخلوق مرا به همراه بیاور!» موسی (علیه السلام) هنگام بازگشت در فکر فرو رفت که چه کسی را ببرد؟ به هرکس که می اندیشید با خود می گفت: شاید خدا او را دوست داشته باشد.

    اهمیّت خوشنودی حقّ
    در همه کارها - هر چند کار ساده ای مثل نشانی دادن باشد - باید رضای حقّ را در نظر گرفت و به آن رنگ و بوی خدایی داد. علاوه بر این هیچ کاری را نباید کوچک انگاشت و کم به شمار آورد. در روایت آمده است که هیچ کار خوبی را دست کم نگیرید.
    آیا ما دقیق می دانیم که خدا چه چیزی را بیشتر دوست دارد؟ شاید خدا نسبت به همین کار به ظاهر کوچک ما، حسّاسیّت بسیار داشته و آن را بیشتر از اعمال دیگر بپسندد. از سوی دیگر هیچ کار بدی را هم نباید دست کم انگاشت. چون ممکن است موجب غضب خدا شود. هیچ بنده ای از بندگان خدا را هم نباید کوچک به حساب بیاوریم؛ چون ممکن است او نزد خدا محبوب باشد.
    در روایتی آمده است که خداوند به حضرت موسی (علی نبیّنا و آله و علیه السلام) فرمود: «بار دیگر که برای مناجات آمدی، بدترین مخلوق مرا به همراه بیاور!» موسی (علیه السلام) هنگام بازگشت در فکر فرو رفت که چه کسی را ببرد؟ به هرکس که می اندیشید با خود می گفت: شاید خدا او را دوست داشته باشد. سرانجام موسی (علیه السلام) سگی را یافت که تمام بدنش را کِرم گرفته و لاشه گندیده اش رها شده بود و بوی عفونتش رهگذران را آزار می داد. با خود گفت: شاید این منفورترین موجود نزد خدا باشد؛ اما این مطلب به ذهنش خطور کرد که شاید خدا همین موجود را نیز دوست داشته باشد. هنگامی که به میقات رفت، ندا رسید: « ای موسی! چیزی به همراه نیاوردی؟!» موسی پاسخ داد: «به هرچه نگریستم، آن را شایسته دوست داشتن تو دیدم». ندا رسید: «ای موسی! اگر آن سگ را به همراه آورده بودی، از چشم ما می افتادی
    اگر این خصلت، عادت و ملکه انسان شد و در قلب انسان رسوخ کرد، دیگر در برابر کسی تکبّر نمی ورزد. این که برخی یک باره به همه توهین می کنند، بدان دلیل است که تربیت نشده اند. وقتی فردی بندگی نکند، به بندگان خدا – حتّی اگر مسلمان یا محبّ امیر مؤمنان (علیه السلام) هم باشند – بی حرمتی می کند. گاهی برخی افراد در برابر دین نیز می ایستند، برهمه ماست که در مقابل این افراد بایستیم؛ چون این مسأله شوخی بردار نیست.
    ظنّ مؤمن به خود
    ماگاهی با یکدیگر مانند جاسوس رفتار می کنیم؛ حال آن که باید این مواظبت و تجسّس را نسبت به اعمال خود داشته باشیم. بسیاری از ما متأسفانه به اشتباهات خود توجّه نداریم و آن ها را درست می پنداریم؛ امّا اشتباهات دیگران برایمان تحمّل ناپذیر است. در روایات توصیه شده است که به دیگران حسن نظر داشته باشید و رفتارهای دیگران را تاحدّ امکان توجیه کنید، ولی خود را تبرئه نکنید؛ چون انسان نفسش را دوست دارد و از هر کاری که انجام می دهد، دفاع می کند. به عنوان مثال دانش آموزان معمولاً وقتی در درسی نمره نمی آورند، می گویند: «معلّم به ما نمره نداد»؛ اما هرگاه با نمره خوب قبول می شوند، آن را به خود نسبت می دهند و می گویند: «قبول شدیم»؛ زندگانی ما نیز این گونه است؛ معمولاً افراد از کار و مسئولیّت دیگران بسیار انتقاد می کنند؛ اما همین که نوبت به خودشان می رسد، کارهای خود را توجیه می کنند. در امور سیاسی، معمولاً شخص به هر گروه و جناح سیاسی که گرایش داشته باشد، تمام کارهای جناح خود را موجّه و قابل دفاع می داند، ولی طرف مقابل را تخطئه نموده و از او انتقاد می کند. این روش، با حق مداری و انصاف منافات دارد.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.