1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

آشنایی با اهل بیت(علیهم السلام)-قسمت دوم

شروع موضوع توسط farhad_4x در ‏6 آگوست 2012 در انجمن مقالات مذهبی

  1. farhad_4x

    farhad_4x کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,005
    تشکر شده:
    211
    جنسیت:
    مرد
    معنای امامت ورهبری و دیدگاه شیعه وسنی نسبت به جایگاه امام

    امامت و رهبری
    امامت واژه‌ای عربی و به معنای پیشوایی و رهبری است. امام، پیشوا و رهبر كسی است كه دیگران از گفتار، كردار، رفتار و نوشتار وی پیروی می‌كنند. حال چه بر حق باشد و یا باطل.1 در قرآن نیز واژه امام در هر دو جهت مثبت و منفی به كار رفته است: «وَ جَعَلنَاهُم اَئِمَّهً یَهدوُنَ بِأَمرِنَا»2، و آنان را پیشوایانی قرار دادیم كه به فرمان ما هدایت می‌كنند. «وَ جَعَلنَاهُم اَئِمَّهً یَدعوُنَ اِلیَ النَّارِ»3، و آن ها را پیشوایان و رهبرانی قرار دادیم كه به سوی آتش فرا می‌خوانند.
    تعریف امام از دیدگاه متكلمین شیعه و سنی یكسان نیست. از دیدگاه علمای اهل سنت، امامت عبارت است از «مقام شخصی كه ریاست عام دین و دنیا را دارد.»4 و یا «جانشینی پیامبر در حفظ دین و سیاست دنیا.»5 را به عهده گرفته است. در این باره علامه بزرگوار امینی (قدس الله سره) در كتاب گران سنگ الغدیر می‌فرمایند: امامت در نزد اهل سنت چیزی بیش از ریاست عام برای تدبیر لشگریان و حفظ مرزها و ردّ مظالم و كمك به مظلوم و اقامه حدود و تقسیم غنائم میان مسلمانان و همكاری با آنان در حج و جنگ نیست. بنابر این، در امام علمی افزون بر علم رعیّت شرط نیست... امام با فسق و ستم و كارهای خلاف دیگر، از این مقام ساقط نمی شود. پیروی از او بر امّت واجب است، اعمّ از این كه فردی نیكوكار باشد و یا فاجر، و مخالفت با او بر هیچ كس جایز نیست.6
    اما دیدگاه علمای شیعه امامیه در باره امامت با دیدگاه علمای اهل سنّت تفاوتی جدی دارد. شایع ترین و معروف ترین دیدگاه در این باره در میان علمای شیعه آن است كه: «اَلاِمَامَهُ رِیَاسَهٌ عَامَّهٌ فِی‌ الدِّینِ بِالاِصَالَهِ لا بِالنِّیَابَهِ عَمَّن هُوَ فِی دَارِ التَّكلیِفِ»7، امامت ریاست عام دینی است كه شخص از ناحیه خداوند متعال، و نه به نیابت از مكلّفین، آن را دارا می‌شود. به عبارت دیگر: «از نظر شیعه، امامت، ... نه تنها حجّت و مرجع انسان‌ها در همه امور دنیوی و اخروی است، بلكه حجت الهی بر همه آفریدگان به حساب می‌آید و پیروی از او نه تنها بر همه انسان ها واجب است، بلكه ولایت و حكومتش بر سراسر گیتی گسترده است، ... و به معنای استمرار وظایف نبوّت، جز در مسئله وحی، است»8. هم چنین گفته شده امامت عبارت است از: ریاست عامه در امور مربوط به دین و دنیا كه از جانب خداوند به كسی اعطاء می‌شود.9
    از این روی حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام)، پس از تعریف از امامت، در مقام تعیین مصداق آن را این گونه بیان داشته اند که «امامت خلافت و جانشینی خدا و رسول خدا و مقام امیرالمؤمنین و میراث حسن و حسین (سلام الله علیهم) است».10
    اگر رهبر و زمامدار جامعه شخصی باکفایت و دل‌سوز و واجد شرایط و آگاه به زمان باشد، می‌تواند هم زمان با احیای ارزش‌های الهی و انسانی، به امّت شجاعت و شهامت ببخشد، به آن‌ها هویّت و شخصیّت بدهد و گرد و غبار ذلّت و حقارت را از چهره آن ها بزداید.11 از این رو، امامت و رهبری یک وظیفه و مسئولیت بسیار خطیر و سنگینی است که دائره آن، به مراتب از حكومت و زمامداری سیاسی وسیع تر می‌باشد. یعنی امام شئونات مختلف و متعدد دارد که زمامداری و رهبری جامعه اسلامی یکی از آن ها است. این شئونات عبارت است از: زعامت سیاسی، مرجعیّت دینی و ولایت معنوی. از میان این سه، ساده ترین و پایین‌ترین مقام و شأن امام زعامت سیاسی است، که شأن تشریعی (اعتباری) اوست.
    مهم ترین شئون امام مرجعیت دینی و ولایت معنوی اوست. شأن تکوینی یا ولایت معنوی، بالاترین مرتبه‌ی ولایت امام است و به تصرّفاتی تعلّق می‌گیرد که با نیروی فوق طبیعی در عالم طبیعت و پدیده های آن و هم چنین در نفوس انسانی و حالات آن انجام می‌شود. یکی از مظاهر ولایت تکوینی واسطه فیض بودن امام میان خدا و خلق خدا است. بر اساس روایات متعدّد، خدای تبارک و تعالی از آغاز خلقت، همیشه یک واسطه فیضی میان خود و خلق خود قرار داده که به وسیله آن، فیوضات الهی به مردم افاضه می شود. حضرت امام باقر (علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَ اللهِ مَا تَرَکَ اللهُ و اَرضاً مُنذُ قُبِضَ آدَم اِلا وَ فیِهَا اِمَامٌ یَهتَدِی بِهِ اِلَی اللهِ، وَ هُوَ حُجَّهٌ عَلَی عِبَادِهِ»؛12 سوگند به خدا، خداوند از هنگام قبض روح آدم (علیه‌السلام) زمین را بدون امام رها نکرد، در هر زمان امام معصومی را منصوب كرد که همواره مردم را به سوی خدا هدایت کند و او حجت خدا بر بندگان باشد. امام کاظم (علیه السلام) نیز می فرماید: «اِنَّ الاَرضَ لاتَخلوُا مِن حُجَّهٍ، لَوبَقِیَتِ الاَرضَ بِغَیرِ اِمَامٍ لَسَاخَت»؛ زمین هیچ گاه خالی از حجت نیست، و اگر لحظه ای خالی از حجت باشد، هرآئینه نظام عالم بهم می خورد.13 از این روایت به دست می‌آید که زمین در طول تاریخ خالی از حجت الهی نبوده و نیست و آن حجت خدا پس از ختم رسالت، امام معصوم می باشد که واسطه فیض خداوند و مردم است. امام صادق (علیه السلام) هم فرمود: «نَحنُ الَّذِینَ بِنَا یُمسِکُ اللهُ السَّمَاءَ اَن تَقَعَ عَلَی الاَرضِ اِلا بِاِذنِهِ، وَ بِنَا یُنزِلُ الغَیثَ، وَ بِنَا یِنشِرُ الرَّحمَهَ، وَ بِنَا یُخرِجُ بَرَکَاتِ الاَرضِ»؛14 ما کسانی هستیم که خداوند به واسطه ما آسمان را نگه داشته که بر زمین فرود نیاید، مگر به اذن او، و به واسطه ما، باران نازل می شود، و رحمت به واسطه ما گسترش می‌یابد، و زمین به واسطه ما نعمت هایش را خارج می‌کند.
    واسطه فیض در عصر انبیاء عظام، وجود پیامبران هر عصر، و پس از خاتمیت رسالت پیامبر اسلام، این امر به جانشینان رسول اکرم (صلوات الله و سلامه علیهم) اعطا شده است. در عصر حاضر حضرت امام دوازدهم، یعنی حجة بن الحسن العسکری (ارواحنا له الفداء)، واسطه عنایات خدای متعال نسبت به بندگان است. این مطلب از گفتار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) به روشنی به دست می‌آید كه: «اِی وَالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّهِ، اِنَّهُم یَنتَفِعوُنَ بِهِ، وَ یَستَضیِئوُنَ بِنوُرِ وِلایَتِهِ فِی غَیبَتِهِ، کَانتِفَاعِ النَّاسِ بِالشَّمسِ، وَ اِن جَلَّلَهَا السَّحَاب»؛15 آری، سوگند به خدایی که مرا به نبوت برگزید، مردم از نور رهبری او (امام زمان) در دوران غیبتش بهره می گیرند، همان گونه که از خورشید به هنگام قرار گرفتن پشت ابرها، نفع می برند.
    در زمان غیبت امام معصوم، مقام ولیّ فقیه عهده‌دار رهبری جامعه و نظم امور مردم است. البته این وظیفه نیز از ناحیه امام زمان (علیه السلام) به شکل عام به او واگذار گردیده است. امام در توقیع مشهوری که از ناحیه مقدسه صادر شده است، می فرمایند: «وَ أَمَّا الحَوَادِثُ الوَاقِعَهِ، فَارجِعوُا فیِهَا اِلَی رُوَاهِ حَدیِثِنَا، فَإنَّهُم حُجَّتِی عَلَیکُم وَ أَنَا حُجَّهُ اللهِ»؛16 در رویدادهای آینده باید به راویان احادیث ما مراجعه کنید، چه آن که آن ها از طرف من برای شما به عنوان حجّت تعیین شده‌اند و من حجّت خداوندم.
    نکته:
    امام و رهبری چون بایستی حضور و ظهوری جدّی در جامعه انسانی داشته باشد. بنابر این، ضروری است که از مردان باشد. می بینیم که تمام انبیاء و اولیاء و اوصیاء از مردان انتخاب شده اند. اما گاه زنانی چون آسیه بنت مزاحم، مریم عذراء، خدیجه غرّاء، فاطمه کبری، زینب کبری، حمیده مادر امام کاظم، حضرت معصومه، جناب حکیمه، نرجس خاتون و ... با این که به اصطلاح ولی و وصی نبودند لیکن نقش وصی امام را برای حفظ از موجودیت امام بعدی ایفا می کرده اند. این جا است که حتی می تواند بانویی چون فاطمه زهراء «حُجَّهُ اللهِ عَلَی الحُجَج» حجت خدا بر سایر حجت های خداوندی باشد. این ادعاء ما به وثاقت نزدیک تر می گردد اگر تکیه و توجه بیشتری به دریافت صحیفه فاطمیه گردد که ایشان آن را بر حضرت مولا علی (علیه‌السلام) انشاء فرموده و حضرت امام المؤمنین (علیه السلام) آن را خود املاء فرموده اند.
     

    موضوعات مشابه

    yasi75 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.