1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

خطبه غدیر

شروع موضوع توسط farhad_4x در ‏6 آگوست 2012 در انجمن مقالات مذهبی

  1. farhad_4x

    farhad_4x کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,005
    تشکر شده:
    211
    جنسیت:
    مرد
    برخی از معتبرترین و قدیمی ترین کتاب های اهل سنت که حدیث غدیر را نقل کرده اند عبارت است از: 1. صحیح مسلم 261 ﻫ . ق، 2. صحیح اِبن حبّان 354 ﻫ . ق، 3. سنن بزاز 292 ﻫ . ق، معروف به مسند البزّاز، 4. سنن ترمزی 295 ﻫ . ق، 5 . سنن ابن ماجه ی قزوینی 273 ﻫ . ق، 6 . المستدرک علی الصحیحین: حاکم نیشابوری 405 ﻫ . ق، 7. مسند الصّحابه: رویانی 397 ﻫ . ق، 8 . انساب الاشراف: بلاذری 279 ﻫ . ق، 9. الکنی والاسمء: محمدبن احمدبن حماد دولابی 320 ﻫ . ق، 10. مسند احمدبن حنبل 241 ﻫ . ق، 11. فضائل الصحابة:‌ احمدبن حنبل 241 ﻫ . ق، 12. خصائص امیرالمؤمنین:‌ نسایی 303 ﻫ . ق، 13. مشکل الآثار:‌ ابوجعفر احمد طحاوی 321 ﻫ . ق، 14. المعجم الکبیر: ابوالقاسم طبرانی 360 ﻫ . ق، 15. امالی محاملی 330 ﻫ . ق، 16. المصنّف: عبدالرزاق صنعانی 211 ﻫ . ق، 17. التاریخ الکبیر: بخاری 256 ﻫ . ق، 18. ریاض النفوس: عبدالله بن محمد مالکی مغربی 449 ﻫ . ق، 19. صحیح ابن خزیمة 311 ﻫ . ق، 20. الموفقیات: زبیربن بکار 256 ﻫ . ق، 21. کتاب الکنی: بخاری 256 ﻫ . ق، 22. موضح أوهام الجمع والتفریق: خطیب بغدادی 463 ﻫ . ق، 23. الذریة الطاهره:‌ ابوبشر دولابی 310 ﻫ . ق، 24. تلخیص المتشابه فی الرسم: خطیب بغدادی 463 ﻫ . ق، 25. تفسیر طبری 310 ﻫ . ق جامع البیان فی تفسیر القرآن، 26. الکامل فی الرجال: ابن عدی جرجانی 364 ﻫ . ق، 27. الفتوح: اِبن اعثم کوفی 314 ﻫ . ق، 28. مناقب الائمة: باقلانی 403 ﻫ . ق، 29. الغریبین: هروی 224 ﻫ . ق، 30. عقد الفرید: ابن عبد ربّه اندلسی 328 ﻫ . ق، 31. الجرح والتعدیل: ابن ادریس رازی 327 ﻫ . ق، ابن ابی حاتم، 32. الامامة والسیاسة: ابن قتیبه ی دینوری 276 ﻫ . ق، 33. المعارف:‌ابن قتیبه ی دینوری، 34. ثمار القلوب: ثعالبی 429 ﻫ . ق، 35. شرف النبی(صلی الله علیه و آله): ‌خرگوشی 406 ﻫ . ق، 36. الاستیعاب: ابن عبدالبرّ 463 ﻫ . ق، 37. اخبار اصبهان: ابونعیم اصفهانی 430 ﻫ . ق، 38. تاریخ بغداد خطیب بغدادی 463 ﻫ . ق، 39. شواهد التنزیل: حافظ حسکانی بعد 407 ﻫ . ق، 40. تفسیر ثعلبی 427 ﻫ . ق، 41. المصنف:‌ ابن ابی شیبه 335 ﻫ . ق، 42. اسباب النزول: واحدی نیشابوری 468 ﻫ . ق، 43. امالی احمدبن حسین زیدی 411 ﻫ . ق، 44. کتاب الشفء: قاضی عیاض 554 ﻫ . ق، 45. التمهید قاضی ابوبکر باقلانی 403 ﻫ . ق، 46. مناقب ابن مردویة 352 ﻫ . ق، 47. حیلة الاولیء: ابونعیم اصفهانی 430 ﻫ . ق، 48. مناقب امیرالمؤمنین: ابن مغازلی 483 ﻫ . ق، 49. مصابیح السّنّة: بغوی 516 ﻫ . ق، 50 . تاریخ دمشق: ابن عساکر 577 ﻫ . ق، 51 . صفة الصفوه: سبط اِبن جوزی 597 ﻫ . ق، 52 . الامالی:‌ابن الشجری 499 ﻫ . ق، 53 . المعجم الصغیر: ابوالقاسم طبرانی 360 ﻫ . ق، 54 . المسند عبدبن حمید 249 ﻫ . ق، 55 . جمهرةاللغة: ابن درید عضدی بصری 321 ﻫ . ق، 56 . مسند ابویعلی الموصلی، 57 . مسند ابن راهویه مروزی 327 ﻫ . ق، 58 . مسند ابن ابی عاصم 287 ﻫ . ق معروف به کتاب السّنة، 59 . مسند الکبیر: ابوالعباس شیبانی نسوی 303 ﻫ . ق، 60 . تذکره الخواص:‌ سبط ابن جوزی 597 ﻫ . ق، 61 . جامع الاصول: ابن اثیر جزری 606 ﻫ . ق، 62 . تفسیر فخر رازی 606 ﻫ . ق، 63 . کفایة الطالب: گنجی شافعی 658 ﻫ . ق، 64 . الریاض النضره: محب الدین طبری 694 ﻫ . ق، 65 . فرائد السّمطین: حموینی 722 ﻫ . ق، * . مسند الفردوس: ابن شیرویه دیلمی 509 ﻫ . ق، 67 . فضائل الصحابة: سمعانی 562 ﻫ . ق، 68 . الرّد علی الحرقوصیّه:‌ابن جریر طبری 310 ﻫ . ق، 69 . الاعتصام: ابومحمد شاطبی 590 ﻫ . ق، 70. الشذرات الذهبیة: ابن طولون 270 ﻫ . ق، 71. النقض علی العثمانیة: جاحظ 255 ﻫ . ق، 72. طرق حدیث الغدیر: عبیدالله انباری واسطی 356 ﻫ . ق، 73. سمط النجوم العوالی: عصامی 3 ﻫ . ق.
    برخی از معتبرترین و قدیمی ترین کتاب های شیعه که حدیث غدیر را نقل کرده اند:
    1. الکافی: محمدبن یعقوب کلینی 328 ﻫ . ق ، 2. قرب الإسناد: ابوالعباس حمیری 310 ﻫ . ق، 3. تفسیر عیاشی 320 ﻫ . ق، 4. تفسیر علی بن ابراهیم قمی 307 ﻫ . ق ، 5 . مروج الذهب: مسعودی 346 ﻫ . ق ، 6 . صحیفة الرضا(علیه السلام): امام علی¬بن موسی، 203 ﻫ . ق ، 7. تحف العقول: ابن شعبه حرانی، 335 ﻫ . ق ، 8 . عیون اخبارالرضا(علیه السلام): شیخ صدوق. 381 ﻫ . ق ، 9. الخصال: شیخ صدوق، 10.معانی الاخبار: شیخ صدوق، 11. أمالی: شیخ صدوق، 12. الشافی فی الامامة: سیّد مرتضی 436 ﻫ . ق، 13. رجال کشّی قبل 350 ﻫ . ق، 14. عیون المعجزات: حسین بن عبدالوهاب بعد 448 ﻫ . ق، 15. أمالی: طوسی 460 ﻫ . ق، 16. أمالی: شیخ مفید 413 ﻫ . ق، 17. الاختصاص: شیخ مفید 18. الارشاد: شیخ مفید، 19. دلائل الامامة: ابوجعفر طبری، 20. الاحتجاج: طبرسی 522 ﻫ . ق ، 21. مناقب ابن شهرآشوب 588 ﻫ . ق، 22. کشف الغمة: محقق اربلی 694 ﻫ . ق، 23. تفسیر مجمع البیان:‌ ابوعلی طبرسی، 24. اعلام الوری: ابوعلی طبرسی 520 ﻫ . ق، 25. تقریب المعارف: ابوالصّلاح حلبی بعد از 374 ﻫ . ق، 26. کتاب الغیبة: اِبن ابی زینب نعمانی 342 ﻫ . ق.

    خطبه غدیر:
    متن فارسی و عربی خطبه غدیر
    اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذی عَلا فی تَوَحُّدِهِ وَ دَنا فی تَفَرُّدِهِ وَجَلَّ فی سُلْطانِهِ وَعَظُمَ فی اَرْكانِهِ، وَاَحاطَ بِكُلِّ شَیءٍ عِلْماً وَ هُوَ فی مَكانِهِ وَ قَهَرَ جَمیعَ الْخَلْقِ بِقُدْرَتِهِ وَ بُرْهانِهِ،
    حَمیداً لَمْ یَزَلْ، مَحْموداً لایَزالُ (وَ مَجیداً لایَزولُ، وَمُبْدِئاً وَمُعیداً وَ كُلُّ أَمْرٍ إِلَیْهِ یَعُودُ).
    بارِئُ الْمَسْمُوكاتِ وَداحِی الْمَدْحُوّاتِ وَجَبّارُ الْأَرَضینَ وَ السّماواتِ، قُدُّوسٌ سُبُّوحٌ، رَبُّ الْمَلائكَةِ وَالرُّوحِ، مُتَفَضِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ بَرَأَهُ، مُتَطَوِّلٌ عَلی جَمیعِ مَنْ أَنْشَأَهُ.
    یَلْحَظُ كُلَّ عَیْنٍ وَالْعُیُونُ لاتَراهُ.

    ستایش خدای را سزاست كه در یگانگی اش بلند مرتبه و در تنهایی اش به آفریدگان نزدیك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرینش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گیرد و جابه جا شود، بر همه چیز احاطه دارد و بر تمامی آفریدگان به قدرت و برهان خود چیره است.
    همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگی او را پایانی نیست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامی امور به سوی اوست.
    اوست آفریننده آسمان ها و گستراننده زمین ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصایص آفریده هاست و در منزه بودن خود نیز از تقدیس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزونی بخش آفریده ها و نعمت ده ایجاد شده هاست.
    به یك نیم نگاه دیده ها را ببیند و دیده ها هرگز او را نبینند.

    كَریمٌ حَلیمٌ ذُوأَناتٍ، قَدْ وَسِعَ كُلَّ شَیءٍ رَحْمَتُهُ وَ مَنَّ عَلَیْهِمْ بِنِعْمَتِهِ. لا یَعْجَلُ بِانْتِقامِهِ، وَلایُبادِرُ إِلَیْهِمْ بِمَا اسْتَحَقُّوا مِنْ عَذابِهِ. قَدْفَهِمَ السَّرائِرَ وَ عَلِمَ الضَّمائِرَ، وَلَمْ تَخْفَ عَلَیْهِ اَلْمَكْنوناتُ ولا اشْتَبَهَتْ عَلَیْهِ الْخَفِیّاتُ. لَهُ الْإِحاطَةُ بِكُلِّ شَیءٍ، والغَلَبَةُ علی كُلِّ شَیءٍ والقُوَّةُ فی كُلِّ شَئٍ والقُدْرَةُ عَلی كُلِّ شَئٍ وَلَیْسَ مِثْلَهُ شَیءٌ. وَ هُوَ مُنْشِئُ الشَّیءِ حینَ لاشَیءَ دائمٌ حَی وَقائمٌ بِالْقِسْطِ، لاإِلاهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزیزُالْحَكیمُ.
    جَلَّ عَنْ أَنْ تُدْرِكَهُ الْأَبْصارُ وَ هُوَ یُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَ هُوَاللَّطیفُ الْخَبیرُ. لایَلْحَقُ أَحَدٌ وَصْفَهُ مِنْ مُعایَنَةٍ، وَلایَجِدُ أَحَدٌ كَیْفَ هُوَمِنْ سِرٍ وَ عَلانِیَةٍ إِلاّ بِمادَلَّ عَزَّوَجَلَّ عَلی نَفْسِهِ.

    كریم و بردبار و شكیباست. رحمت اش جهان شمول و عطایش منّت گذار. در انتقام بی شتاب و در كیفر سزاواران عذاب، صبور و شكیباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشیده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگیری و چیرگی بر هر هستی. نیروی آفریدگان از او و توانایی بر هر پدیده ویژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ایجادگر هر موجود در تاریكستان لاشیء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندی نباشد و اوست ارجمند و حكیم.
    دیده ها را بر او راهی نیست و اوست دریابنده دیده ها. بر پنهانی ها آگاه و بر كارها داناست. كسی از دیدن به وصف او نرسد و بر چگونگی او از نهان و آشكار دست نیابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نماید و بشناساند.

    وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله ألَّذی مَلَأَ الدَّهْرَ قُدْسُهُ، وَالَّذی یَغْشَی الْأَبَدَ نُورُهُ، وَالَّذی یُنْفِذُ أَمْرَهُ بِلامُشاوَرَةِ مُشیرٍ وَلامَعَهُ شَریكٌ فی تَقْدیرِهِ وَلایُعاوَنُ فی تَدْبیرِهِ. صَوَّرَ مَا ابْتَدَعَ عَلی غَیْرِ مِثالٍ، وَ خَلَقَ ما خَلَقَ بِلامَعُونَةٍ مِنْ أَحَدٍ وَلا تَكَلُّفٍ وَلاَ احْتِیالٍ. أَنْشَأَها فَكانَتْ وَ بَرَأَها فَبانَتْ.
    فَهُوَالله الَّذی لا إِلاهَ إِلاَّ هُوالمُتْقِنُ الصَّنْعَةَ، اَلْحَسَنُ الصَّنیعَةِ، الْعَدْلُ الَّذی لایَجُوُر، وَالْأَكْرَمُ الَّذی تَرْجِعُ إِلَیْهِ الْأُمُورُ.
    وَأَشْهَدُ أَنَّهُ الله الَّذی تَواضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِعَظَمَتِهِ، وَذَلَّ كُلُّ شَیءٍ لِعِزَّتِهِ، وَاسْتَسْلَمَ كُلُّ شَیءٍ لِقُدْرَتِهِ، وَخَضَعَ كُلُّ شَیءٍ لِهَیْبَتِهِ. مَلِكُ الْاَمْلاكِ وَ مُفَلِّكُ الْأَفْلاكِ وَمُسَخِّرُالشَّمْسِ وَالْقَمَرِ، كُلٌّ یَجْری لاَِجَلٍ مُسَمّی. یُكَوِّرُالَّلیْلَ عَلَی النَّهارِ وَیُكَوِّرُالنَّهارَ عَلَی الَّلیْلِ یَطْلُبُهُ حَثیثاً. قاصِمُ كُلِّ جَبّارٍ عَنیدٍ وَ مُهْلِكُ كُلِّ شَیْطانٍ مَریدٍ.

    نه او را ناسازی باشد و نه برایش انباز و مانندی. یكتا و بی نیاز، نه زاده و نه زاییده شده، او را همتایی نبوده، خداوند یگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نماید. بداند و بشمارد. بمیراند و زنده كند. نیازمند و بی نیاز گرداند. بخنداند و بگریاند. نزدیك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهی و ستایش. به دست توانی اوست تمام نیكی. و هموست بر هر چیز توانا.
    شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودی جز او نیست؛ گران مایه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزایندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پری و انسان. چیزی بر او مشكل ننماید، فریاد فریادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نیاورد.
    نیكوكاران را نگاهدار، رستگاران را یار، مؤمنان را صاحب اختیار و جهانیان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستایش آفریدگان است.


    لَمْ یَكُنْ لَهُ ضِدٌّ وَلا مَعَهُ نِدٌّ أَحَدٌ صَمَدٌ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَكُنْ لَهُ كُفْواً أَحَدٌ. إلاهٌ واحِدٌ وَرَبٌّ ماجِدٌ یَشاءُ فَیُمْضی، وَیُریدُ فَیَقْضی، وَیَعْلَمُ فَیُحْصی، وَیُمیتُ وَیُحْیی، وَیُفْقِرُ وَیُغْنی، وَیُضْحِكُ وَیُبْكی، (وَیُدْنی وَ یُقْصی) وَیَمْنَعُ وَ یُعْطی، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، بِیَدِهِ الْخَیْرُ وَ هُوَ عَلی كُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ.
    یُولِجُ الَّلیْلَ فِی النَّهارِ وَیُولِجُ النَّهارَ فی الَّلیْلِ، لاإِلاهَ إِلاّهُوَالْعَزیزُ الْغَفّارُ. مُسْتَجیبُ الدُّعاءِ وَمُجْزِلُ الْعَطاءِ، مُحْصِی الْأَنْفاسِ وَ رَبُّ الْجِنَّةِ وَالنّاسِ، الَّذی لایُشْكِلُ عَلَیْهِ شَیءٌ، وَ لایُضجِرُهُ صُراخُ الْمُسْتَصْرِخینَ وَلایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ.
    اَلْعاصِمُ لِلصّالِحینَ، وَالْمُوَفِّقُ لِلْمُفْلِحینَ، وَ مَوْلَی الْمُؤْمِنینَ وَرَبُّ الْعالَمینَ. الَّذِی اسْتَحَقَّ مِنْ كُلِّ مَنْ خَلَقَ أَنْ یَشْكُرَهُ وَیَحْمَدَهُ (عَلی كُلِّ حالٍ).

    او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می كنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حكم او تسلیمم؛ چرا كه به فرمانبری او شائق و از كیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است كه كسی از مكرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).
    او را ستایش فراوان و سپاس جاودانه می گویم بر شادی و رنج و بر آسایش و سختی و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هایش ایمان داشته، فرمان او را گردن می گذارم و اطاعت می كنم؛ و به سوی خشنودی او می شتابم و به حكم او تسلیمم؛ چرا كه به فرمانبری او شائق و از كیفر او ترسانم. زیرا او خدایی است كه كسی از مكرش در امان نبوده و از بی عدالتیش ترسان نباشد (زیرا او را ستمی نیست).

    فرمان الهی برای مطلبی مهم
    وَأُقِرُّلَهُ عَلی نَفْسی بِالْعُبُودِیَّةِ وَ أَشْهَدُ لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، وَأُؤَدّی ما أَوْحی بِهِ إِلَی حَذَراً مِنْ أَنْ لا أَفْعَلَ فَتَحِلَّ بی مِنْهُ قارِعَةٌ لایَدْفَعُها عَنّی أَحَدٌ وَإِنْ عَظُمَتْ حیلَتُهُ وَصَفَتْ خُلَّتُهُ
    - لاإِلاهَ إِلاَّهُوَ - لاَِنَّهُ قَدْأَعْلَمَنی أَنِّی إِنْ لَمْ أُبَلِّغْ ما أَنْزَلَ إِلَی (فی حَقِّ عَلِی) فَما بَلَّغْتُ رِسالَتَهُ، وَقَدْ ضَمِنَ لی تَبارَكَ وَتَعالَی الْعِصْمَةَ (مِنَ النّاسِ) وَ هُوَالله الْكافِی الْكَریمُ
    .

    و اكنون به عبودیت خویش و پروردگاری او گواهی می دهم. و وظیفه خود را در آن چه وحی شده انجام می دهم مباد كه از سوی او عذابی فرود آید كه كسی یاری دورساختن آن از من نباشد. هر چند توانش بسیار و دوستی اش (با من) خالص باشد.
    - معبودی جز او نیست - چرا كه اعلام فرموده كه اگر آن چه (درباره ی علی) نازل كرده به مردم نرسانم، وظیفه رسالتش را انجام نداده ام؛ و خداوند تبارك و تعالی امنیت از [آزار] مردم را برایم تضمین كرده و البته كه او بسنده و بخشنده است.

    فَأَوْحی إِلَی: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، یا أَیُهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ - فی عَلِی یَعْنی فِی الْخِلاَفَةِ لِعَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ - وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).
    مَعاشِرَالنّاسِ، ما قَصَّرْتُ فی تَبْلیغِ ما أَنْزَلَ الله تَعالی إِلَی، وَ أَنَا أُبَیِّنُ لَكُمْ سَبَبَ هذِهِ الْآیَةِ: إِنَّ جَبْرئیلَ هَبَطَ إِلَی مِراراً ثَلاثاً یَأْمُرُنی عَنِ السَّلامِ رَبّی - وَ هُوالسَّلامُ - أَنْ أَقُومَ فی هذَا الْمَشْهَدِ فَأُعْلِمَ كُلَّ أَبْیَضَ وَأَسْوَدَ: أَنَّ عَلِی بْنَ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی وَ خَلیفَتی (عَلی أُمَّتی) وَالْإِمامُ مِنْ بَعْدی، الَّذی مَحَلُّهُ مِنّی مَحَلُّ هارُونَ مِنْ مُوسی إِلاَّ أَنَّهُ لانَبِی بَعْدی وَهُوَ وَلِیُّكُمْ بَعْدَالله وَ رَسُولِهِ.
    وَقَدْ أَنْزَلَ الله تَبارَكَ وَ تَعالی عَلَی بِذالِكَ آیَةً مِنْ كِتابِهِ (هِی): (إِنَّما وَلِیُّكُمُ الله وَ رَسُولُهُ وَالَّذینَ آمَنُواالَّذینَ یُقیمُونَ الصَّلاةَ وَیُؤْتونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ)، وَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ الَّذی أَقامَ الصَّلاةَ وَ آتَی الزَّكاةَ وَهُوَ راكِعٌ یُریدُالله عَزَّوَجَلَّ فی كُلِّ حالٍ.

    پس آنگاه خداوند چنین وحی ام فرستاد: «به نام خداوند همه مهرِ مهرورز. ای فرستادۀ ما! آن چه از سوی پروردگارت دربارۀ علی و خلافت او بر تو فرود آمده بر مردم ابلاغ كن، وگرنه رسالت خداوندی را به انجام نرسانده ای؛ و او تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»
    هان مردمان! آنچه بر من فرود آمده، در تبلیغ آن كوتاهی نكرده ام و حال برایتان سبب نزول آیه را بیان می كنم: همانا جبرئیل سه مرتبه بر من فرود آمد از سوی سلام، پروردگارم - كه تنها او سلام است - فرمانی آورد كه در این مكان به پا خیزم و به هر سفید و سیاهی اعلام كنم كه علی بن ابی طالب برادر، وصی و جانشین من در میان امّت و امام پس از من بوده. جایگاه او نسبت به من به سان هارون نسبت به موسی است، لیكن پیامبری پس از من نخواهد بود او (علی)، صاحب اختیارتان پس از خدا و رسول است؛
    و پروردگارم آیه ای بر من نازل فرموده كه: «همانا ولی، صاحب اختیار و سرپرست شما، خدا و پیامبر او و ایمانیانی هستند كه نماز به پا می دارند و در حال ركوع زكات می پردازند.» و هر آینه علی بن ابی طالب نماز به پا داشته و در ركوع زكات پرداخته و پیوسته خداخواه است.

    وَسَأَلْتُ جَبْرَئیلَ أَنْ یَسْتَعْفِی لِی (السَّلامَ) عَنْ تَبْلیغِ ذالِكَ إِلیْكُمْ - أَیُّهَاالنّاسُ - لِعِلْمی بِقِلَّةِ الْمُتَّقینَ وَكَثْرَةِ الْمُنافِقینَ وَإِدغالِ اللّائمینَ وَ حِیَلِ الْمُسْتَهْزِئینَ بِالْإِسْلامِ، الَّذینَ وَصَفَهُمُ الله فی كِتابِهِ بِأَنَّهُمْ یَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ مالَیْسَ فی قُلوبِهِمْ، وَیَحْسَبُونَهُ هَیِّناً وَ هُوَ عِنْدَالله عَظیمٌ.
    وَكَثْرَةِ أَذاهُمْ لی غَیْرَ مَرَّةٍ حَتّی سَمَّونی أُذُناً وَ زَعَمُوا أَنِّی كَذالِكَ لِكَثْرَةِ مُلازَمَتِهِ إِیّی وَ إِقْبالی عَلَیْهِ (وَ هَواهُ وَ قَبُولِهِ مِنِّی) حَتّی أَنْزَلَ الله عَزَّوَجَلَّ فی ذالِكَ (وَ مِنْهُمُ الَّذینَ یُؤْذونَ النَّبِی وَ یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ، قُلْ أُذُنُ - (عَلَی الَّذینَ یَزْعُمونَ أَنَّهُ أُذُنٌ) - خَیْرٍ لَكُمْ، یُؤْمِنُ بِالله وَ یُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنینَ) الآیَةُ.

    و من از جبرئیل درخواستم كه از خداوند سلام اجازه كند و مرا از این مأموریت معاف فرماید. زیرا كمی پرهیزگاران و فزونی منافقان و دسیسۀ ملامت گران و مكر مسخره كنندگان اسلام را می دانم؛ همانان كه خداوند در كتاب خود در وصفشان فرموده: «به زبان آن را می گویند كه در دل هایشان نیست و آن را اندك و آسان می شمارند حال آن كه نزد خداوند بس بزرگ است.»
    و نیز از آن روی كه منافقان بارها مرا آزار رسانیده تا بدانجا كه مرا اُذُن [سخن شنو و زودباور ]نامیده اند، به خاطر همراهی افزون علی با من و رویكرد من به او و تمایل و پذیرش او از من، تا بدانجا كه خداوند در این موضوع آیه ای فرو فرستاده: و از آنانند كسانی كه پیامبر خدا را می آزارند و می گویند: او سخن شنو و زودباور است. بگو: آری سخن شنو است. - بر علیه آنان كه گمان می كنند او تنها سخن می شنود - لیكن به خیر شماست، او (پیامبر صلی الله علیه و آله) به خدا ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می كند و راستگو می انگارد.

    وَلَوْشِئْتُ أَنْ أُسَمِّی الْقائلینَ بِذالِكَ بِأَسْمائهِمْ لَسَمَّیْتُ وَأَنْ أُوْمِئَ إِلَیْهِمْ بِأَعْیانِهِمْ لَأَوْمَأْتُ وَأَنْ أَدُلَّ عَلَیْهِمُ لَدَلَلْتُ، وَلكِنِّی وَالله فی أُمورِهمْ قَدْ تَكَرَّمْتُ. وَكُلُّ ذالِكَ لایَرْضَی الله مِنّی إِلاّ أَنْ أُبَلِّغَ ما أَنْزَلَ الله إِلَی (فی حَقِّ عَلِی)، ثُمَّ تلا: (یا أَیُّهَاالرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْكَ مِنْ رَبِّكَ - فی حَقِّ عَلِی - وَ انْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَالله یَعْصِمُكَ مِنَ النّاسِ).
    و اگر می خواستم نام گویندگان چنین سخنی را بر زبان آورم و یا به آنان اشارت كنم و یا مردمان را به سویشان هدایت كنم [كه آنان را شناسایی كنند] می توانستم. لیكن سوگند به خدا در كارشان كرامت نموده لب فروبستم. با این حال خداوند از من خشنود نخواهد گشت مگر این كه آن چه در حق علی عیه السّلام فرو فرستاده به گوش شما برسانم. سپس پیامبر صلّی الله علیه و آله چنین خواند: «ی پیامبر ما! آن چه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده - در حقّ علی - ابلاغ كن؛ وگرنه كار رسالتش را انجام نداده ای. و البته خداوند تو را از آسیب مردمان نگاه می دارد.»
    اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام
    فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ (ذالِكَ فیهِ وَافْهَموهُ وَاعْلَمُوا) أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِیّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَی الْمُهاجِرینَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَی التّابِعینَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَی الْبادی وَالْحاضِرِ، وَ عَلَی الْعَجَمِی وَالْعَرَبی، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوكِ وَالصَّغیرِ وَالْكَبیرِ، وَ عَلَی الْأَبْیَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلی كُلِّ مُوَحِّدٍ.
    ماضٍ حُكْمُهُ، جازٍ قَوْلُهُ، نافِذٌ أَمْرُهُ، مَلْعونٌ مَنْ خالَفَهُ، مَرْحومٌ مَنْ تَبِعَهُ وَ صَدَّقَهُ، فَقَدْ غَفَرَالله لَهُ وَلِمَنْ سَمِعَ مِنْهُ وَ أَطاعَ لَهُ.
    مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ آخِرُ مَقامٍ أَقُومُهُ فی هذا الْمَشْهَدِ، فَاسْمَعوا وَ أَطیعوا وَانْقادوا لاَِمْرِ(الله) رَبِّكُمْ، فَإِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ هُوَ مَوْلاكُمْ وَإِلاهُكُمْ، ثُمَّ مِنْ دونِهِ رَسولُهُ وَنَبِیُهُ الُْمخاطِبُ لَكُمْ، ثُمَّ مِنْ بَعْدی عَلی وَلِیُّكُمْ وَ إِمامُكُمْ بِأَمْرِالله رَبِّكُمْ، ثُمَّ الْإِمامَةُ فی ذُرِّیَّتی مِنْ وُلْدِهِ إِلی یَوْمٍ تَلْقَوْنَ الله وَرَسولَهُ.

    هان مردمان! بدانید این آیه دربارۀ اوست. ژرفی آن را فهم كنید و بدانید كه خداوند او را برایتان صاحب اختیار و امام قرار داده، پیروی او را بر مهاجران و انصار و آنان كه به نیكی از ایشان پیروی می كنند و بر صحرانشینان و شهروندان و بر عجم و عرب و آزاد و برده و بر كوچك و بزرگ و سفید و سیاه و بر هر یكتاپرست لازم شمرده است.
    [هشدار كه] اجرای فرمان و گفتار او لازم و امرش نافذ است. ناسازگارش رانده، پیرو و باوركننده اش در مهر و شفقت است. هر آینه خداوند، او و شنوایان سخن او و پیروان راهش را آمرزیده است.
    هان مردمان! آخرین بار است كه در این اجتماع به پا ایستاده ام. پس بشنوید و فرمان حق را گردن گذارید؛ چرا كه خداوند عزّوجلّ صاحب اختیار و ولی و معبود شماست؛ و پس از خداوند ولی شما، فرستاده و پیامبر اوست كه اكنون در برابر شماست و با شما سخن می گوید. و پس از من به فرمان پروردگار، علی ولی و صاحب اختیار و امام شماست. آن گاه امامت در فرزندان من از نسل علی خواهد بود. این قانون تا برپایی رستاخیز كه خدا و رسول او را دیدار كنید دوام دارد.

    لاحَلالَ إِلاّ ما أَحَلَّهُ الله وَ رَسُولُهُ وَهُمْ، وَلاحَرامَ إِلاّ ما حَرَّمَهُ الله (عَلَیْكُمْ) وَ رَسُولُهُ وَ هُمْ، وَالله عَزَّوَجَلَّ عَرَّفَنِی الْحَلالَ وَالْحَرامَ وَأَنَا أَفْضَیْتُ بِما عَلَّمَنی رَبِّی مِنْ كِتابِهِ وَحَلالِهِ وَ حَرامِهِ إِلَیْهِ.
    مَعاشِرَالنّاسِ، علی (فَضِّلُوهُ). مامِنْ عِلْمٍ إِلاَّ وَقَدْ أَحْصاهُ الله فِی، وَ كُلُّ عِلْمٍ عُلِّمْتُ فَقَدْ أَحْصَیْتُهُ فی إِمامِ الْمُتَّقینَ، وَما مِنْ عِلْمٍ إِلاّ وَقَدْ عَلَّمْتُهُ عَلِیّاً، وَ هُوَ الْإِمامُ الْمُبینُ (الَّذی ذَكَرَهُ الله فی سُورَةِ یس: (وَ كُلَّ شَیءٍ أَحْصَیْناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ).
    مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلایَتِهِ، فَهُوَالَّذی یَهدی إِلَی الْحَقِّ وَیَعْمَلُ بِهِ، وَیُزْهِقُ الْباطِلَ وَیَنْهی عَنْهُ، وَلاتَأْخُذُهُ فِی الله لَوْمَةُ لائِمٍ. أَوَّلُ مَنْ آمَنَ بِالله وَ رَسُولِهِ (لَمْ یَسْبِقْهُ إِلَی الْایمانِ بی أَحَدٌ)، وَالَّذی فَدی رَسُولَ الله بِنَفْسِهِ، وَالَّذی كانَ مَعَ رَسُولِ الله وَلا أَحَدَ یَعْبُدُالله مَعَ رَسُولِهِ مِنَ الرِّجالِ غَیْرُهُ.
    (أَوَّلُ النّاسِ صَلاةً وَ أَوَّلُ مَنْ عَبَدَالله مَعی. أَمَرْتُهُ عَنِ الله أَنْ یَنامَ فی مَضْجَعی، فَفَعَلَ فادِیاً لی بِنَفْسِهِ).

    روا نیست، مگر آن چه خدا و رسول او و امامان روا دانند؛ و ناروا نیست مگر آن چه آنان ناروا دانند. خداوند عزوجل، هم روا و هم ناروا را برای من بیان فرموده و آن چه پروردگارم از كتاب خویش و حلال و حرامش به من آموخته در اختیار علی نهاده ام.
    هان مردمان! او را برتر بدانید. چرا كه هیچ دانشی نیست مگر اینكه خداوند آن را در جان من نبشته و من نیز آن را در جان پیشوای پرهیزكاران، علی، ضبط كرده ام. او (علی) پیشوای روشنگر است كه خداوند او را در سورۀ یاسین یاد كرده كه: «و دانش هر چیز را در امام روشنگر برشمرده ایم...»
    هان مردمان! از علی رو برنتابید. و از امامتش نگریزید. و از سرپرستی اش رو برنگردانید. او [شما را] به درستی و راستی خوانده و [خود نیز] بدان عمل نماید. او نادرستی را نابود كند و از آن بازدارد. در راه خدا نكوهش نكوهش گران او را از كار باز ندارد. او نخستین مؤمن به خدا و رسول اوست و كسی در ایمان، به او سبقت نجسته. و همو جان خود را فدای رسول الله نموده و با او همراه بوده است تنها اوست كه همراه رسول خدا عبادت خداوند می كرد و جز او كسی چنین نبود.
    اولین نمازگزار و پرستشگر خدا به همراه من است. از سوی خداوند به او فرمان دادم تا [در شب هجرت] در بستر من بیارامد و او نیز فرمان برده، پذیرفت كه جان خود را فدای من كند.

    مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوهُ فَقَدْ فَضَّلَهُ الله، وَاقْبَلُوهُ فَقَدْ نَصَبَهُ الله.
    مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ یَتُوبَ الله عَلی أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلایَتَهُ وَلَنْ یَغْفِرَ لَهُ، حَتْماً عَلَی الله أَنْ یَفْعَلَ ذالِكَ بِمَنْ خالَفَ أَمْرَهُ وَأَنْ یُعَذِّبَهُ عَذاباً نُكْراً أَبَدَا الْآبادِ وَ دَهْرَ الدُّهورِ. فَاحْذَرُوا أَنْ تُخالِفوهُ. فَتَصْلُوا ناراً وَقودُهَا النَّاسُ وَالْحِجارَةُ أُعِدَّتْ لِلْكافِرینَ.

    هان مردمان! او رابرتر دانید، كه خداوند او را برگزیده؛ و پیشوایی او را بپذیرید، كه خداوند او را برپا كرده است.
    هان مردمان! او از سوی خدا امام است و هرگز خداوند توبه منكر او را نپذیرد و او را نیامرزد. این است روش قطعی خداوند درباره ناسازگار علی و هرآینه او را به عذاب دردناک پایدار كیفر كند. از مخالفت او بهراسید و گرنه در آتشی درخواهید شد كه آتش گیرۀ آن مردمانند؛ و سنگ، كه برای حق ستیزان آماده شده است.

    مَعاشِرَالنّاسِ، بی - وَالله - بَشَّرَالْأَوَّلُونَ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالْمُرْسَلینَ، وَأَنَا - (وَالله) - خاتَمُ الْأَنْبِیاءِ وَالْمُرْسَلینَ والْحُجَّةُ عَلی جَمیعِ الَْمخْلوقینَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرَضینَ. فَمَنْ شَكَّ فی ذالِكَ فَقَدْ كَفَرَ كُفْرَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولی وَ مَنْ شَكَّ فی شَیءٍ مِنْ قَوْلی هذا فَقَدْ شَكَّ فی كُلِّ ما أُنْزِلَ إِلَی، وَمَنْ شَكَّ فی واحِدٍ مِنَ الْأَئمَّةِ فَقَدْ شَكَّ فِی الْكُلِّ مِنْهُمْ، وَالشَاكُّ فینا فِی النّارِ.
    مَعاشِرَالنّاسِ، حَبانِی الله عَزَّوَجَلَّ بِهذِهِ الْفَضیلَةِ مَنّاً مِنْهُ عَلَی وَ إِحْساناً مِنْهُ إِلَی وَلا إِلاهَ إِلاّهُوَ، أَلا لَهُ الْحَمْدُ مِنِّی أَبَدَ الْآبِدینَ وَدَهْرَالدّاهِرینَ وَ عَلی كُلِّ حالٍ.

    هان مردمان! به خدا سوگند كه پیامبران پیشین به ظهورم مژده داده اند و اكنون من فرجام پیامبران و برهان بر آفریدگان آسمانیان و زمینیانم. آن كس كه راستی و درستی مرا باور نكند به كفر جاهلی درآمده و تردید در سخنان امروزم همسنگ تردید در تمامی محتوای رسالت من است، و شك و ناباوری در امامت یكی از امامان، به سان شك و ناباوری در تمامی آنان است. و هرآینه جایگاه ناباوران ما آتش دوزخ خواهد بود.
    هان مردمان! خداوند عزّوجلّ از روی منّت و احسان خویش این برتری را به من پیشكش كرد و البته كه خدایی جز او نیست. آگاه باشید: تمامی ستایش ها در همه روزگاران و در هر حال و مقام ویژۀ اوست.

    مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِیّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدی مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثی ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِی الْخَلْقُ.
    مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَی قَوْلی هذا وَلَمْ یُوافِقْهُ.
    أَلا إِنَّ جَبْرئیلَ خَبَّرنی عَنِ الله تَعالی بِذالِكَ وَیَقُولُ: «مَنْ عادی عَلِیّاً وَلَمْ یَتَوَلَّهُ فَعَلَیْهِ لَعْنَتی وَ غَضَبی»، (وَ لْتَنْظُرْ نَفْسٌ ما قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوالله - أَنْ تُخالِفُوهُ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها - إِنَّ الله خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ).
    مَعاشِرَ النَّاسِ، إِنَّهُ جَنْبُ الله الَّذی ذَكَرَ فی كِتابِهِ العَزیزِ، فَقالَ تعالی (مُخْبِراً عَمَّنْ یُخالِفُهُ): (أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ الله).

    هان مردمان! عل را برتر دانید؛ كه او برترین مردمان از مرد و زن پس از من است؛ تا آن هنگام كه آفریدگان پایدارند و روزی شان فرود آید.
    دور دورباد از درگاه مهر خداوند و خشم خشم باد بر آن كه این گفته را نپذیرد و با من سازگار نباشد!
    هان! بدانید جبرئیل از سوی خداوند خبرم داد: «هر آن كه با علی بستیزد و بر ولایت او گردن نگذارد، نفرین و خشم من بر او باد!» البته بایست كه هر كس بنگرد كه برای فردای رستاخیز خود چه پیش فرستاده. [هان!] تقوا پیشه كنید و از ناسازگاری با علی بپرهیزید. مباد كه گام هایتان پس از استواری درلغزد. كه خداوند بر كردارتان آگاه است.
    هان مردمان! همانا او هم جوار و همسایه خداوند است كه در نبشته ی عزیز خود او را یاد كرده و دربارۀ ستیزندگان با او فرموده: «تا آنكه مبادا كسی در روز رستخیز بگوید: افسوس كه دربارۀ همجوار و همسایه ی خدا كوتاهی كردم...»

    مَعاشِرَالنّاسِ، تَدَبَّرُوا الْقُرْآنَ وَ افْهَمُوا آیاتِهِ وَانْظُرُوا إِلی مُحْكَماتِهِ وَلاتَتَّبِعوا مُتَشابِهَهُ، فَوَالله لَنْ یُبَیِّنَ لَكُمْ زواجِرَهُ وَلَنْ یُوضِحَ لَكُمْ تَفْسیرَهُ إِلاَّ الَّذی أَنَا آخِذٌ بِیَدِهِ وَمُصْعِدُهُ إِلی وَشائلٌ بِعَضُدِهِ (وَ رافِعُهُ بِیَدَی) وَ مُعْلِمُكُمْ: أَنَّ مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهذا عَلِی مَوْلاهُ، وَ هُوَ عَلِی بْنُ أَبی طالِبٍ أَخی وَ وَصِیّی، وَ مُوالاتُهُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ أَنْزَلَها عَلَی.
    هان مردمان! در قرآن اندیشه كنید و ژرفی آیات آن را دریابید و بر محكماتش نظر كنید و از متشابهاتش پیروی ننمایید. پس به خدا سوگند كه باطن ها و تفسیر آن را آشكار نمی كند مگر همین كه دست و بازوی او را گرفته و بالا آورده ام و اعلام می دارم كه: هر آن كه من سرپرست اویم، این علی سرپرست اوست. و او علی بن ابی طالب است؛ برادر و وصی من كه سرپرستی و ولایت او حكمی است از سوی خدا كه بر من فرستاده شده است.
    مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ عَلِیّاً وَالطَّیِّبینَ مِنْ وُلْدی (مِنْ صُلْبِهِ) هُمُ الثِّقْلُ الْأَصْغَرُ، وَالْقُرْآنُ الثِّقْلُ الْأَكْبَرُ، فَكُلُّ واحِدٍ مِنْهُما مُنْبِئٌ عَنْ صاحِبِهِ وَ مُوافِقٌ لَهُ، لَنْ یَفْتَرِقا حَتّی یَرِدا عَلَی الْحَوْضَ.
    أَلا إِنَّهُمْ أُمَناءُ الله فی خَلْقِهِ وَ حُكّامُهُ فی أَرْضِهِ. أَلاوَقَدْ أَدَّیْتُ.
    أَلا وَقَدْ بَلَّغْتُ، أَلاوَقَدْ أَسْمَعْتُ، أَلاوَقَدْ أَوْضَحْتُ، أَلا وَ إِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قالَ وَ أَنَا قُلْتُ عَنِ الله عَزَّوَجَلَّ، أَلاإِنَّهُ لا «أَمیرَالْمُؤْمِنینَ» غَیْرَ أَخی هذا، أَلا لاتَحِلُّ إِمْرَةُ الْمُؤْمِنینَ بَعْدی لاَِحَدٍ غَیْرِهِ.

    هان مردمان! همانا علی و پاكان از فرزندانم از نسل او، یادگار گران سنگ كوچك ترند و قرآن یادگار گران سنگ بزرگ تر. هر یك از این دو از دیگر همراه خود خبر می دهد و با آن سازگار است. آن دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.
    هان! بدانید كه آنان امانتداران خداوند در میان آفریدگان و حاكمان او در زمین اویند.
    هشدار كه من وظیفه ی خود را ادا كردم. هشدار كه من آن چه بر عهده ام بود ابلاغ كردم و به گوشتان رساندم و روشن نمودم. بدانید كه این سخن خدا بود و من از سوی او سخن گفتم. هشدار كه هرگز به جز این برادرم كسی نباید امیرالمؤمنین خوانده شود. هشدار كه پس از من امارت مؤمنان بری كسی جز او روا نباشد.

    بلند كردن امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خداصلی الله علیه و آله
    مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی أخی وَ وَصیی وَ واعی عِلْمی، وَ خَلیفَتی فی اُمَّتی عَلی مَنْ آمَنَ بی وَعَلی تَفْسیرِ كِتابِ الله عَزَّوَجَلَّ وَالدّاعی إِلَیْهِ وَالْعامِلُ بِمایَرْضاهُ وَالُْمحارِبُ لاَِعْدائهِ وَالْمُوالی عَلی طاعَتِهِ وَالنّاهی عَنْ مَعْصِیَتِهِ. إِنَّهُ خَلیفَةُ رَسُولِ الله وَ أَمیرُالْمُؤْمِنینَ وَالْإمامُ الْهادی مِنَ الله، وَ قاتِلُ النّاكِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ بِأَمْرِالله. یَقُولُ الله: (مایُبَدَّلُ الْقَوْلُ لَدَی).
    بِأَمْرِكَ یارَبِّ أَقولُ: اَلَّلهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ (وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ) وَالْعَنْ مَنْ أَنْكَرَهُ وَاغْضِبْ عَلی مَنْ جَحَدَ حَقَّهُ.

    هان مردمان! این علی است برادر و وصی و نگاهبان دانش من. و هموست جانشین من در میان امّت و بر گروندگان به من و بر تفسیر كتاب خدا كه مردمان را به سوی او بخواند و به آن چه موجب خشنودی اوست عمل كند و با دشمنانش ستیز نماید. او پشتیبان فرمانبرداری خداوند و بازدارنده از نافرمانی او باشد. همانا اوست جانشین رسول الله و فرمانروای ایمانیان و پیشوای هدایتگر از سوی خدا و كسی كه به فرمان خدا با پیمان شكنان، رویگردانان از راستی و درستی و به دررفتگان از دین پیكار كند. خداوند فرماید: «فرمان من دگرگون نخواهدشد.»
    پروردگارا! اكنون به فرمان تو چنین می گویم: خداوندا! دوستداران او را دوست دار. و دشمنان او را دشمن دار. پشتیبانان او را پشتیبانی كن. یارانش را یاری نما. خودداری كنندگان از یاری اش را به خود رها كن. ناباورانش را از مهرت بران و بر آنان خشم خود را فرود آور.

    اللهمَّ إِنَّكَ أَنْزَلْتَ الْآیَةَ فی عَلِی وَلِیِّكَ عِنْدَتَبْیینِ ذالِكَ وَنَصْبِكَ إِیّاهُ لِهذَا الْیَوْمِ: (الْیَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دینَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْكُمْ نِعْمَتی وَ رَضیتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دیناً)، (وَ مَنْ یَبْتَغِ غَیْرَالْإِسْلامِ دیناً فَلَنْ یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرینَ). اللهمَّ إِنِّی أُشْهِدُكَ أَنِّی قَدْ بَلَّغْتُ.
    معبودا! تو خود در هنگام برپاداشتن او و بیان ولایتش نازل فرمودی كه: «امروز آیین شما را به كمال، و نعمت خود را بر شما به اتمام رساندم، و اسلام را به عنوان دین شما پسندیدم.» «و آن كه به جز اسلام دینی را بجوید، از او پذیرفته نبوده، در جهان دیگر در شمار زیانكاران خواهد بود.» خداوندا، تو را گواه می گیرم كه پیام تو را به مردمان رساندم.
    تاكید بر توجه امت به مسئله امامت
    مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّما أَكْمَلَ الله عَزَّوَجَلَّ دینَكُمْ بِإِمامَتِهِ. فَمَنْ لَمْ یَأْتَمَّ بِهِ وَبِمَنْ یَقُومُ مَقامَهُ مِنْ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ إِلی یَوْمِ الْقِیامَةِ وَالْعَرْضِ عَلَی الله عَزَّوَجَلَّ فَأُولئِكَ الَّذینَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ (فِی الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ) وَ فِی النّارِهُمْ خالِدُونَ، (لایُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَلاهُمْ یُنْظَرونَ).
    هان مردمان! خداوند عزّوجلّ دین را با امامت علی تكمیل فرمود. اینك آنان كه از او و جانشینانش از فرزندان من و از نسل او - تا برپایی رستاخیز و عرضه ی بر خدا - پیروی نكنند، در دو جهان كرده هایشان بیهوده بوده در آتش دوزخ ابدی خواهند بود، به گونه ی كه نه از عذابشان كاسته و نه برایشان فرصتی خواهد بود.
    مَعاشِرَالنّاسِ، هذا عَلِی، أَنْصَرُكُمْ لی وَأَحَقُّكُمْ بی وَأَقْرَبُكُمْ إِلَی وَأَعَزُّكُمْ عَلَی، وَالله عَزَّوَجَلَّ وَأَنَاعَنْهُ راضِیانِ. وَ مانَزَلَتْ آیَةُ رِضاً (فی الْقُرْآنِ) إِلاّ فیهِ، وَلا خاطَبَ الله الَّذینَ آمَنُوا إِلاّبَدَأ بِهِ، وَلانَزَلَتْ آیَةُ مَدْحٍ فِی الْقُرْآنِ إِلاّ فیهِ، وَلاشَهِدَ الله بِالْجَنَّةِ فی (هَلْ أَتی عَلَی الْاِنْسانِ) إِلاّلَهُ، وَلا أَنْزَلَها فی سِواهُ وَلامَدَحَ بِها غَیْرَهُ.
    هان مردمان! این علی یاورترین، سزاوارترین و نزدیك ترین و عزیزترین شما نسبت به من است. خداوند عزّوجلّ و من از او خشنودیم. آیه رضایتی در قرآن نیست مگر این كه درباره ی اوست. و خدا هرگاه ایمان آوردگان را خطابی نموده به او آغاز كرده [و او اولین شخص مورد نظر خدی متعال بوده است ] . و آیه ی ستایشی نازل نگشته مگر درباره ی او. و خداوند در سوره ی «هل أتی علی الإنسان» گواهی بر بهشت [رفتن ] نداده مگر بری او، و آن را در حق غیر او نازل نكرده و به آن جز او را نستوده است.
    مَعاشِرَالنّاسِ، هُوَ ناصِرُ دینِ الله وَالُْمجادِلُ عَنْ رَسُولِ الله، وَ هُوَالتَّقِی النَّقِی الْهادِی الْمَهْدِی. نَبِیُّكُمْ خَیْرُ نَبی وَ وَصِیُّكُمْ خَیْرُ وَصِی (وَبَنُوهُ خَیْرُالْأَوْصِیاءِ).
    مَعاشِرَالنّاسِ، ذُرِّیَّةُ كُلِّ نَبِی مِنْ صُلْبِهِ، وَ ذُرِّیَّتی مِنْ صُلْبِ (أَمیرِالْمُؤْمِنینَ) عَلِی.
    مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّ إِبْلیسَ أَخْرَجَ آدَمَ مِنَ الْجَنَّةِ بِالْحَسَدِ، فَلاتَحْسُدُوهُ فَتَحْبِطَ أَعْمالُكُمْ وَتَزِلَّ أَقْدامُكُمْ، فَإِنَّ آدَمَ أُهْبِطَ إِلَی الْأَرضِ بِخَطیئَةٍ واحِدَةٍ، وَهُوَ صَفْوَةُالله عَزَّوَجَلَّ، وَكَیْفَ بِكُمْ وَأَنْتُمْ أَنْتُمْ وَ مِنْكُمْ أَعْداءُالله،
    أَلا وَ إِنَّهُ لایُبْغِضُ عَلِیّاً إِلاّشَقِی، وَ لایُوالی عَلِیّاً إِلاَّ تَقِی، وَ لایُؤْمِنُ بِهِ إِلاّ مُؤْمِنٌ مُخْلِصٌ.

    هان مردمان! او یاور دین خدا و دفاع كننده ی از رسول اوست. او پرهیزكار پاكیزه و رهنمی ارشاد شده [به دست خود خدا] است. پیامبرتان برترین پیامبر، وصی او برترین وصی و فرزندان او برترین اوصیایند.
    هان مردمان! فرزندان هرپیامبر از نسل اویند و فرزندان من از صلب و نسل امیرالمؤمنین علی است.
    هان مردمان! به راستی كه شیطانِ اغواگر، آدم را با رشك از بهشت رانده مبادا شما به علی رشك ورزید كه كرده هایتان نابود و گام هایتان لغزان خواهدشد. آدم به خاطر یك اشتباه به زمین هبوط كرد و حال آن كه برگزیده ی خدی عزّوجلّ بود. پس چگونه خواهید بود شما و حال آن كه شما شمایید و دشمنان خدا نیز از میان شمایند.
    آگاه باشید! كه با علی نمی ستیزد مگر بی سعادت. و سرپرستی او را نمی پذیرد مگر رستگار پرهیزگار. و به او نمی گرود مگر ایمان دار بی آلایش.

    وَ فی عَلِی - وَالله - نَزَلَتْ سُورَةُ الْعَصْر: (بِسْمِ الله الرَّحْمانِ الرَّحیمِ، وَالْعَصْرِ، إِنَّ الْإِنْسانَ لَفی خُسْرٍ) (إِلاّ عَلیّاً الّذی آمَنَ وَ رَضِی بِالْحَقِّ وَالصَّبْرِ).
    مَعاشِرَالنّاسِ، قَدِ اسْتَشْهَدْتُ الله وَبَلَّغْتُكُمْ رِسالَتی وَ ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّالْبَلاغُ الْمُبینُ.
    مَعاشِرَالنّاسِ، (إتَّقُوالله حَقَّ تُقاتِهِ وَلاتَموتُنَّ إِلاّ وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ).

    و سوگند به خدا كه سوره ی والعصر درباره ی اوست: «به نام خداوند همه مهر مهر ورز. قسم به زمان كه انسان در زیان است.» مگر علی كه ایمان آورده و به درستی و شكیبایی آراسته است.
    هان مردمان! خدا را گواه گرفتم و پیام او را به شما رسانیدم. و بر فرستاده وظیفه ی جز بیان و ابلاغ روشن نباشد!
    هان مردمان! تقوا پیشه كنید همان گونه كه بایسته است. و نمیرید جز با شرفِ اسلام.

    اشاره به كارشكنی های منافقین
    مَعاشِرَالنّاسِ، (آمِنُوا بِالله وَ رَسُولِهِ وَالنَّورِ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَطْمِسَ وُجُوهاً فَنَرُدَّها عَلی أَدْبارِها أَوْ نَلْعَنَهُمْ كَما لَعَنَّا أَصْحابَ السَّبْتِ). (بالله ما عَنی بِهذِهِ الْآیَةِ إِلاَّ قَوْماً مِنْ أَصْحابی أَعْرِفُهُمْ بِأَسْمائِهِمْ وَأَنْسابِهِمْ، وَقَدْ أُمِرْتُ بِالصَّفْحِ عَنْهُمْ فَلْیَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ عَلی مایَجِدُ لِعَلِی فی قَلْبِهِ مِنَ الْحُبِّ وَالْبُغْضِ).
    مَعاشِرَالنّاسِ، النُّورُ مِنَ الله عَزَّوَجَلَّ مَسْلوكٌ فِی ثُمَّ فی عَلِی بْنِ أَبی طالِبٍ، ثُمَّ فِی النَّسْلِ مِنْهُ إِلَی الْقائِمِ الْمَهْدِی الَّذی یَأْخُذُ بِحَقِّ الله وَ بِكُلِّ حَقّ هُوَ لَنا، لاَِنَّ الله عَزَّوَجَلَّ قَدْ جَعَلَنا حُجَّةً عَلَی الْمُقَصِّرینَ وَالْمعُانِدینَ وَالُْمخالِفینَ وَالْخائِنینَ وَالْآثِمینَ وَالّظَالِمینَ وَالْغاصِبینَ مِنْ جَمیعِ الْعالَمینَ.

    هان مردمان! «به خدا و رسول و نور همراهش ایمان آورید پیش از آن كه چهره ها را تباه و باژگونه كنیم یا چونان اصحاب روز شنبه [یهودیانی كه بر خدا نیرنگ آوردند] رانده شوید.«به خدا سوگند كه مقصود خداوند از این آیه گروهی از صحابه اند كه آنان را با نام و نَسَب می شناسم لیكن به پرده پوشی كارشان مأمورم. آنك هر كس پایه كار خویش را مهر و یا خشم علی در دل قرار دهد [و بداند كه ارزش عمل او وابسته به آن است.] .
    مردمان! نور از سوی خداوند عزّوجل در جان من، سپس در جان علی بن ابی طالب، آن گاه در نسل او تا قائم مهدی - كه حق خدا و ما را می ستاند - جی گرفته. چرا كه خداوند عزّوجل ما را بر كوتاهی كنندگان، ستیزه گران، ناسازگاران، خائنان و گنهكاران و ستمكاران و غاصبان از تمامی جهانیان دلیل و راهنما و حجت آورده است.

    مَعاشِرَالنّاسِ، أُنْذِرُكُمْ أَنّی رَسُولُ الله قَدْخَلَتْ مِنْ قَبْلِی الرُّسُلُ، أَفَإِنْ مِتُّ أَوْقُتِلْتُ انْقَلَبْتُمْ عَلی أَعْقابِكُمْ؟ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلی عَقِبَیْهِ فَلَنْهان یَضُرَّالله شَیْئاً وَسَیَجْزِی الله الشّاكِرینَ (الصّابِرینَ). أَلاوَإِنَّ عَلِیّاً هُوَالْمَوْصُوفُ بِالصَّبْرِ وَالشُّكْرِ، ثُمَّ مِنْ بَعْدِهِ وُلْدی مِنْ صُلْبِهِ.
    مَعاشِرَالنّاسِ، لاتَمُنُّوا عَلَی بِإِسْلامِكُمْ، ب
     
    yasi75 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.