1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

مباهله

شروع موضوع توسط farhad_4x در ‏6 آگوست 2012 در انجمن مقالات مذهبی

  1. farhad_4x

    farhad_4x کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,005
    تشکر شده:
    211
    جنسیت:
    مرد
    داستان مباهله و ذکر منابع تاریخی آن در کتب روائی و تفسیری اهل سنّت

    آیه مباهله

    إِنَّ مَثَلَ عِیسَى عِندَ اللّهِ كَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِن تُرَابٍ ثِمَّ قَالَ لَهُ كُن فَیَكُونُ*الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَلاَ تَكُن مِّن الْمُمْتَرِینَ*فَمَنْ حَآجَّكَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِینَ 1
    «همانا مثل عیسی در نزد خدا، همچون مثل آدم است که او را از خاک آفرید و سپس به او فرمود: «موجود باش!» او هم فوراً موجود شد. این ها حقیقتی است از جانب پروردگار تو، بنابراین از تردیدکنندگان مباش. هرگاه بعد از علم و دانشی که (درباره عیسی مسیح) به تو رسیده، باز کسانی با تو به محاجه و ستیز برخیزند، به آن ها بگو: بیایید ما فرزندان خود را دعوت کنیم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خویش را دعوت نماییم، شما هم زنان خود را؛ ما نفوس خود را دعوت کنیم، شما هم نفوس خود را؛ آن‌گاه مباهله کنیم و لعنت خداوند را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.
    داستان مباهله
    پیامبراسلام(صلی الله علیه و آله) در سال های اول رسالت خود، با سران كشورهای جهان مكاتبه كرد و بدین وسیله آن ها را به دین مبین اسلام دعوت نمود. در این بین نامه ای نیز به اسقف نجران نوشت و طی آن مسیحیان نجران را به آئین اسلام دعوت نمود.
    نمایندگان پیامبراكرم، نامه ایشان را به اسقف مسیحیان نجران رساندند. وی پس از خواندن نامه، شورایی تشكیل داد كه وارد مدینه شوند و از نزدیك با پیامبر (صلی الله علیه و آله) دیدار كنند و دلایل نبوت ایشان را مورد بررسی قرار دهند.
    نمایندگان نجران پس از دیدار با پیامبر با ایشان به مباحثه و تبادل نظرات و افكار پرداختند و در نهایت به پیامبر(صلی الله علیه و آله) گفتند: گفتگوهای شما ما را قانع نمی كند. در این هنگام حضرت جبرئیل نازل گردید، و آیه مباهله را آورد و پیامبر را مأمور كرد تا با كسانی كه با او مجادله می كنند و حق را نمی پذیرند به مباهله برخیزد.
    نمایندگان نجران از پیامبر وقت خواستند و قرار شد فردای آن روز به مباهله بروند.
    وقت مباهله فرا رسید. پیامبر و نمایندگان نجران، توافق كرده بودند كه مراسم مباهله در نقطه ای خارج از شهر مدینه و در دامنه صحرا انجام بگیرد.
    پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله) به همراه حضرت علی، امام حسن و امام حسین و حضرت فاطمه علیهم السلام به سمت صحرا رفت.
    اسقف مسیحی به نمایندگان نجران گفته بود در مراسم مباهله نگاه كنید، اگر محمد با فرزندان و خانواده اش برای مباهله آمد، از مباهله با او بترسید و اگر با یارانش آمد با او مباهله كنید، زیرا چیزی در بساط ندارد.

    از آن سو نمایندگان نجران در حالی كه اسقف آنها پیشاپیش حركت می كرد به محل رسیدند. وقتی پیامبر را دید، از همراهان ایشان پرسید، كه به او گفتند: این پسرعمو و داماد او و محبوبترین خلق خدا نزد او است و این دو پسر، فرزندان دختر او از علی (علیه السلام) هستند و آن بانوی جوان، دخترش فاطمه (علیها السلام) است كه عزیزترین مردم نزد او، و نزدیك ترین افراد به قلب او است. به اسقف گفته شد كه برای مباهله قدم پیش گذار.
    اسقف گفت: نه، من مردی را می بینم كه نسبت به مباهله با كمال جرأت اقدام می كند و می ترسم راستگو باشد من چهره هایی را می بینم كه هرگاه دست به دعا بلند كنند و از درگاه الهی بخواهند كه بزرگترین كوه ها را از جای بركند، فوراً این طور خواهد شد. بنابراین، هرگز صحیح نیست ما با این افراد مباهله نماییم. زیرا بعید نیست كه همه ما نابود شویم.2

    نمایندگان نجران وقتی كه دیدند پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله) نزدیكان و عزیزان خود را برای مباهله به همراه آورده است، دریافتند كه رسول الله(صلی الله علیه وآله) به دعوت و دعای خود اعتقاد راسخ دارد، والا یك فرد مردد، عزیزان خود را در معرض بلای آسمانی و عذاب الهی قرار نمی دهد.
    انصراف از مباهله
    هیات نمایندگی نجران با دیدن وضع یاد شده، تصمیم گرفتند كه هرگز وارد مباهله نشوند، آنان حاضر شدند كه هر سال مبلغی به عنوان مالیات سالانه بپردازند و در برابر آن، حكومت اسلامی از جان و مال آنان دفاع كند. پیامبراكرم(صلی الله علیه وآله) نیز رضایت خود را اعلام نمود و قضیه مباهله به اتمام رسید.
    معنای مباهله
    «مباهله» واژه‌ای عربی است و معنای آن رها کردن و قید و بندی را از چیزی برداشتن است.3 هم چنین این کلمه به معنای لعنت کردن نیز آمده است.4 امّا این واژه در اصطلاح به معنای نفرین کردن دو نفر یا دو گروه به یکدیگر است.
    منابع داستان مباهله در کتب اهل سنت
    1. «قال جابر: و فیهم نزلت «ندع ابنائنا و ابنائکم و نسائنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم» قال جابر: «انفسنا و انفسکم» رسول الله(ص) و علی‌بن‌ابی‌طالب و «ابنائنا» الحسن و الحسین و «نسائنا» فاطمة5 جابر می‌گوید: این آیه مباهله درباره آن ها (اهل بیت) نازل شده است… منظور از «خودمان» رسول خدا و علی‌بن‌ابی‌طالب است، منظور از «پسران ما» حسن و حسین و منظور از «زنان ما» فاطمه است.»
    2. «عن زیدبن‌علی فی قوله:«تعالوا ندع ابنائنا و ابنائکم...» الآیة، قال: کان النبی(صلی الله علیه وآله) و علی و فاطمة و الحسن و الحسین؛6 از زید‌بن‌علی نقل شده است که درباره آیه مباهله گفت: آنان پیامبر(صلی الله علیه وآله)، علی، فاطمه، حسن و حسین بودند.»
    3. «عن السدی «فمن حاجک فیه من بعد ماجائک من العلم...الایة» فأخذ یعنی النبی(صلی الله علیه وآله) بید الحسن و الحسین و فاطمة و قال لعلی اتبعنا، فخرج معهم. فلم‌یخرج یومئذ النصاری و قالوا: انا نخاف ان یکون هذا النبی(صلی الله علیه وآله) و لیس دعوة النبی کغیرها، فتخلفوا عنه یومئذ. فقال النبی(صلی الله علیه وآله): لوخرجوا لاحترقوا فصالحوه علی صلح...؛7 سدی نقل می‌کند: هنگامی که آیه مباهله نازل شد، پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) دست حسن و حسین و فاطمه را گرفت و به علی فرمود که به دنبال آن ها بیاید و بدین وسیله جهت مباهله آماده شدند، ولی مسیحیان حاضر به مباهله نشدند و گفتند: ما می‌ترسیم که این همان پیامبر خدا باشد و دعای پیامبر مانند دعای دیگران نیست. بدین جهت در آن روز از مباهله امتناع ورزیدند. پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) فرمود: اگر آن ها مباهله می‌کردند، می‌سوختند. بنابراین پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) با آنها مصالحه نمود... .»
    4. عامربن‌سعدبن‌ابی‌وقاص از پدرش نقل می‌کند که روزی معاویة‌بن‌ابی‌سفیان به وی گفت: چرا ابوتراب(علی‌بن‌ابی‌طالب) را سبّ می‌کنی؟ سعدبن‌ابی‌وقاص گفت: به خاطر سه خصلتی که پیامبر خدا درباره وی فرموده است... (و یکی از آنها چنین است):
    «و لما نزلت هذه الآیة «فقل ندع ابنائنا و ابنائکم» دعا رسول الله(صلی الله علیه وآله) علیا و فاطمه و حسنا و حسینا، فقال: اللهم هؤلاء اهلی؛8 هنگامی که آیه مباهله نازل شد، پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله)، علی، فاطمه، حسن و حسین را فراخواند و سپس گفت: خداوندا! اینان اهل من هستند.»
    حاکم نیشابوری(متوفای 405ق) پس از نقل این روایت چنین می‌نویسد: «هذا حدیث صحیح علی شرط الشیخین و لم یخرجاه؛9این حدیث بر اساس شرط(صحت و پذیرش حدیث) بخاری و مسلم، صحیح است، ولی آن دو این روایت را نقل نکرده‌اند.»

    5. جابربن‌عبدالله نقل می‌کند که هیأتی از اهل نجران پیش پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) آمدند و با آن حضرت(صلی الله علیه وآله) به گفت‌وگو پرداختند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) آنها را به مباهله(ملاعنه) دعوت نمود و قرار گذاشتند که فردای آن روز مباهله کنند. فردای آن روز، پیامبر خدا(ص) دست علی، فاطمه، حسن و حسین را گرفت و آنها را به مباهله فراخواند، ولی آنها از انجام مباهله امتناع ورزیدند و به پرداخت جزیه رضایت دادند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) پس از آن فرمود: «قسم به خدایی که مرا به حق مبعوث نمود، اگر آن ها مباهله می‌کردند، بر روی آنها یک وادی آتش می‌بارید.»10
    6. «قال الشعبی: «ابنائنا» الحسن و الحسین «و نسائنا» فاطمة، «و انفسنا» علی‌بن‌ابی‌طالب؛11 شعبی می‌گوید: منظور از «پسران ما» حسن و حسین و منظور از «زنان ما» فاطمه و منظور از «خودمان» علی‌بن‌ابی‌طالب است.»
    آیة مباهله از دیدگاه مفسران اهل سنت
    1. محمدبن‌جریر طبری(متوفای 310ق) در تفسر معروف خود ضمن بیان شأن نزول آیه مباهله می‌نویسد: «پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) جهت مباهله با مسیحیان نجران، همراه علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) آمد و آماده مباهله شد، ولی آنها با پیامبر مصالحه نمودند و راضی به پرداخت جزیه شدند.»12
    2. نصربن‌محمد سمرقندی(متوفای 375ق) در تفسیر خود می‌نویسد: «پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) آنها ]مسیحیان نجران[ را به مباهله دعوت نمود و جهت مباهله همراه علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) آمد، ولی آنها از انجام مباهله سرباز زدند. در این هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله) به آن ها فرمود: یا اسلام بیاورید و یا جزیه بدهید. آن ها به پرداخت جزیه رضایت دادند و برگشتند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: اگر آنها مباهله می‌کردند، همگی هلاک می‌شدند، حتی گنجشک های نشسته بر دیوارهایشان.»13
    3. فخر رازی(544ـ604ق) در تفسیر خود پس از بیان توضیحات لازم می‌نویسد: «پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) ـ پس از اصرار مسیحیان نجران بر جهل خود ـ آنها را به مباهله فراخواند و برای مباهله همراه علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) آمد و به آن ها فرمود: هرگاه من دعا کردم، شما آمین بگویید. اسقف نجران گفت: ای مسیحیان! من صورت هایی را می‌بینم که اگر خداوند را برای کندن کوه از جای خود بخواهند، از جای خود کنده می‌شوند. با آن ها مباهله نکنید؛ زیرا هلاک می‌شوید و در روی زمین تا روز قیامت هیچ نصرانی باقی نمی‌ماند. آن ها سپس به پرداخت جزیه راضی شدند و پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: اگر آن ها مباهله می‌کردند، تبدیل به میمون و خوک می‌شدند... و خداوند نجران و اهل آن را ـ حتی پرندگان نشسته بر شاخه‌های درختانشان را ـ هلاک می‌نمود.»
    فخر رازی در ادامه می‌افزاید: «و روی انه علیه السلام لما خرج فی المرط الاسود فجاء الحسن(علیه السلام) فأدخله ثم جاء الحسین(علیه السلام) فادخله، ثم فاطمه، ثم علی(علیه السلام)، ثم قال: انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً. روایت شده است که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) با یک عبای پشمی سیاه رنگ از منزل خارج شد، حسن(علیه السلام) آمد و آن را داخل عبای خود نمود و سپس حسین(علیه السلام) آمد، او را نیز در زیر عبای خود قرار داد، سپس علی و فاطمه(علیها السلام) آمدند و سپس آن حضرت(صلی الله علیه وآله) فرمود:«خدا فقط می‌خواهد پلیدی را از شما اهل بیت دور کند و شما را کاملاً پاک سازد.»
    فخر رازی پس از نقل این روایت چنین می‌نویسد: «واعلم ان هذه الروایة کالمتفق علی صحتها بین اهل التفسیر و الحدیث؛14«بدان که در مورد صحت این روایت بین مفسران و محدثان اتفاق نظر وجود دارد.»

    4. ابوالفدا اسماعیل‌بن‌کثیر دمشقی(متوفای 774ق) در تفسیر خود می‌نویسد: عده‌ای از مسیحیان نجران حضور پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) آمدند و با آن حضرت(صلی الله علیه وآله) درباره عیسی(علی نبیّناوآله السلام) احتجاج کردند...هنگامی که پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) آنها را به مباهله فراخواند، همراه علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) آمد، ولی آنها از مباهله امتناع ورزیدند و به پرداخت جزیه رضایت دادند.»15
    5. عبدالله‌بن‌عمر بیضاوی(متوفای 791ق) نیز در تفسیر خود ذیل آیه مباهله چنین می‌نویسد: «پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) برای مباهله با مسیحیان نجران، علی، فاطمه، حسن و حسین(علیهم السلام) را همراه خود آورد و به آن ها فرمود: هنگامی که من دعا کردم، شما آمین بگویید. اسقف آن ها گفت: ای مسیحیان، من صورتهایی را می‌بینم که اگر خداوند را برای کندن کوه از جای خود بخواهند،]کوهها [ از جای خود کنده می‌شوند. با آنها مباهله نکنید که هلاک می‌شوید. سپس آنان به پرداخت جزیه راضی شدند. پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: قسم به خدایی که جانم در دست اوست، اگر مباهله می‌کردند، تبدیل به میمون و خوک می‌شدند... نجران و اهل آن ـ حتی پرندگان نشسته بر شاخه‌های درختانشان نیز ـ از بین می‌رفتند.»
    بیضاوی در ادامه چنین می‌گوید: «و هو دلیل علی نبوته و فضل من أتی بهم من اهل بیته؛16 این حادثه و روایت دلیلی بر نبوت (پیامبر اسلام) و دلیلی بر برتری و فضیلت اهل بیت آن حضرت است که همراه او (به مباهله) آمده بودند.»
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.