1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

حضرت زهرا (سلام الله علیها)، علّت خلقت

شروع موضوع توسط farhad_4x در ‏6 آگوست 2012 در انجمن مقالات مذهبی

  1. farhad_4x

    farhad_4x کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,005
    تشکر شده:
    211
    جنسیت:
    مرد
    حضرت بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از بندگان بزرگ الهی است. همه مخلوقات الهی و از جمله بندگان خداوند که برخوردار از مرگ و زندگی اند به فرموده کلام الله مجید باید در امتحانات الهی شرکت کنند تا روشن شود که هر کسی کیست و کجا است.

    حضرت فاطمه (سلام الله علیها) و امتحان الهی
    حضرت بی بی فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از بندگان بزرگ الهی است. همه مخلوقات الهی و از جمله بندگان خداوند که برخوردار از مرگ و زندگی اند به فرموده کلام الله مجید باید در امتحانات الهی شرکت کنند تا روشن شود که هر کسی کیست و کجا است. «اَلَذِی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیَاهَ لِیَبلُوَکُم اَیُکُم اَحسَنَ عَمَلا1 او کسی است که مرگ و زندگی را خلق کرد تا که شما را امتحان کند که چه * از شما عملش بهتر است.» بی شک، انسان هرچه مقرّب تر به درگاه خداوند متعال باشد از او سخت تر امتحان گرفته خواهد شد. و هر چه پایین تر باشد امتحانی سهل و آسان تر خواهد داشت. قرآن به این واقعیت اشاره ای بلیغ دارد. حضرت ابراهیم خلیل (ع) را به عنوان نمونه می توان یاد کرد که درباره اش آمده: «وَ إِذْ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ،2 حضرت ابراهیم (ع) چون امتحانات سختی را پست سر گذاشت و از عهده اش برآمد. پس از آن به او خطاب شد که ما شما را امام قرار دادیم.» پس از گذران امتحان هایی سخت شخص شایستگی نیل به مقام امامت یافته است. روشن است که دریافت مقام و مرتبه ای والا نزد خداوند متعال، گُتره و بی حساب نیست. از این جهت در زیارت مقدسه ای که برای حضرت صدیقه اطهر (سلام الله علیها) از صادق آل محمد (علیه السلام) به ما رسیده این گونه آمده که «اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا مُمتَحَنَهُ امتَحَنَکِ اللهُ قَبلَ اَن یَخلُقَکِ، وَ وَجَدَکِ لِمَا امتَحَنَکِ صَابِرَه،»3 بر شما ای بانویی که خداوند شما را پیش از خلقتتان امتحان فرمود و شما از عهده آن امتحانات بر آمدید سلام عرض می کنم.
    نکات ارزش مندی از همین نکته کوتاه می توان اصطیاد کرد که همه درخور دقت و تدبر است:
    1. عالمی قبل از خلقت ما وجود دارد.
    2. انسان در آن عالم چون این دنیا امتحان می شود.
    3. در آن عالم نیز انسان دارای حق انتخاب و اختیار است.
    4. قبولی و ردّ در آن عالم نیز مطرح است.
    5. پذیرش و عدم آن در آن عالم به دقت، تأثیر در ردّ و قبولی انسان در این عالم دارد.
    تا آن جا که می دانیم و آن گونه که در جای خود ثابت شده آن عالم رقیقه ای از این حقیقت است. گوییا برای تشبیه معقول به محسوس می توان گفت چون یک سی دی که مجموعه 110 سخن رانی که گاه عمر علمی استادی و یا دانشگاه و حوزه علمیه ای در آن فشرده شده و یا فراز و قدری از عمر شهیدی در آن نهاده شده است، که باز شده آن و اصل آن، در این عالم و در بستر زمان و مکان حادث می گردد.
    «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِنْ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنْ الأَمْوالِ وَ الأَنفُسِِ وَ الثَّمَرَاتِ وَ بَشِّرْ الصَّابِرِینَ».4 و البته همه شما را به اموری ترس آور و گرسنگی و کم بودهای مالی و از جان گذشتگی و گذشت از فرزند امتحان می کنیم، و بشارت باد شکیبایان را.
    «اَلسَّلامُ عَلَیکِ یَا مُمتَحَنَهُ امتَحَنَکِ اللهُ قَبلَ اَن یَخلُقَکِ، وَ وَجَدَکِ لِمَا امتَحَنَکِ صَابِرَه،»5 بر شما ای بانویی که خداوند شما را پیش از خلقتتان امتحان فرمود و شما از عهده آن امتحانات بر آمدید سلام عرض می کنم. به دنباله این زیارت نامه محدث قمی (ره) این گونه آورده است: «وَزَعَمْنَا أَنَّا لَكِ أَوْلِیَاءُ»6 و ما گمان داریم که شما بر ما ولایت داشته و ما تحت سرپرستی خاص شما قرار داریم. نکته این جا است که واژه «زعم» به گمان غلط گفته می شود. بعید نیست گفته شود که اگر به واقع تحت ولایت او می بودیم نباید این چنین باشیم. «وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ أَتَى [أَتَانَا] بِهِ وَصِیُّهُ»7 و ما بر این گمانیم که تصدیق کننده و شکیبائیم بر هر چه که بر ما پدرتان آورده و جانشینش بر ما نیز آورده است. «فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلا أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِیقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلایَتِكِ.»8 پس ما شما را می خوانیم که اگر ما شما را تصدیق کرده ایم پس ما را به این تصدیق به آن دو بزرگوار ملحق ساز! تا بشارتی بر جان ما باشد به این که به ولایت شما پاک شده ایم. این بخش از زیارت با این آیه که پس از امتحان از شکیبائی سخن گفته سخت تطبیق دارد که فرمود: «الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ».9 کسانی که وقتی بر آن ها مصیبتی وارد شود می گویند: ما از آن خداییم و به سوی او بازگشت خواهیم داشت. در نتیجه «أُوْلَئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُوْلَئِكَ هُمْ الْمُهْتَدُونَ».10 بر آن ها درود و سلام از جانب پروردگار است و رحمت و البته آن ها هدایت شده اند.
    علت غائی عالم خلقت:
    فاطمه (سلام الله علیها) علت نهائی خلقت عالم است. اثبات این نکته را به بیانی از رسول گرامی اسلام (صلوات الله علیها) خواهیم داشت. «فی کتاب کشف اللئالی لصالح بن عبدالوهاب بن العرندس، انه روی عن الشیخ ابراهیم بن الحسن الذراق، عن الشیخ علی بن هلال الجزائری، عن الشیخ أحمد بن فهد الحلی، عن الشیخ زید الدین علی بن الحسن الخازن الحائری، عن الشیخ أبی عبدالله محمد بن مکّی الشهید، بطرقه المتصله الی أبی جعفر محمد بن علی بن موسی بن بابویه القمی، بطریقه الی جابر بن یزید الجعفی، عن جابر بن عبدالله الأنصاری، عن رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، عن الله تبارک و تعالی، إنَّهُ قَالَ: یَا أحمَدَ، لَولاکَ لَمَا خَلَقتُ الأَفلاکَ، وَ لَو لا عَلِیٌّ لَمَا خَلَقتُکَ، وَ لَو لا فَاطِمَهُ لَمَا خَلَقتُکُمَا. ثُمَّ قَالَ جَابِرٌ: هَذَا مِن الأَسرَارِ الَّتِی أَمَرَنَا رَسوُلُ اللهِ (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بِکِتِمَانِهِ إلا عَن أهلِهِ.»11 به سندی متصل از جناب جابر بن عبدالله انصاری از رسول خدا (صلی‌الله‌علیه‌وآله) روایت شده که فرمود: خدای تبارک و تعالی فرمود: ای احمد، اگر تو نبودی افلاک را نمی‌آفریدم! و اگر علی نبود تو را نمی‌آفریدم! و اگر فاطمه نبود هیچ‌یک از شما را نمی‌آفریدم! پس جابر گوید: این روایت از اسراری است که رسول الله (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، ما را امر کرده که آن را از نا اهلان مخفی و پوشیده داریم.
    دو نکته قابل توجه در باره این روایت وجود دارد که به آن اشاره ای گذرا خواهیم داشت.
    نخست سند روایت باید بررسی شود که سلسله راویان این حدیث همه عدل امامی و از بزرگان به شمار می‌روند. بنابر این، سند حدیث در نهایت إتقان است. و نیز جابر بن عبد الله انصاری از صحابی بزرگوار پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله) است. او حضرت فاطمه، امام علی، امام مجتبی، امام حسین، امام سجاد و امام باقر العلوم (علیهم السلام) را درک کرده بود، و نیز به جابر جعفی که از یاران باصلابت و باکفایت حضرت امام باقر (علیه السلام)بود، پیوندی معنوی و ناگسستنی داشت که اینک روایت از جابر انصاری به ایشان انتقال داده شده است. جابر جعفی (ره) نیز از اصحاب امام باقر (علیه السلام) و صاحب سرّ ایشان است. در کمالات معنوی و عرفان او آمده که مردی برازنده و سخت مورد مهر اهل معنی است.
    اما دیگر این که دلالت روایت قابل تأمل و اندیشه است. تو خود بنگر! این که علّت خلقت عالم، حضرت فاطمه (علیها سلام) دانسته شده، و این به چه معناست؟
    پس از ذکر یک مقدمه، بهتر این بحث را می توان دریافت و آن این که جالب توجه است که اگر بر نعمتی، خداوند متعال سپاس و شکر شود ولی واسطه‌های میانی و پایینی مورد عنایت قرار نگیرند بنده به وظیفه الهی دینی خود عمل نکرده است. گر چه بسیارند کسانی که شکر خداوند را به آسانی به جای می‌آورند ولی نسبت به شکر و سپاس‌ از بندگان او به دلایل مختلف دریغ دارند. عاقبت این گونه کج‌ اندیش‌ها را در روایتی یافته‌ایم که از پیامبر گرامی اسلام (صلوات الله علیه و آله) نقل شده است که فرموده‌اند: «یُوْتی بِعَبْدٍ یَوْمَ الْقیامَةِ فَیُوقَفُ بَیْنَ یَدَی اللهِ عَزَّوَجل فَیَأْمُرُ بِهِ اِلَی النّارِ. فَیَقُولُ اَیْ ربِّ! اَمَرْتَ بِی اِلَی النّارِ وَ قَدْ قَرَأتُ الْقُرآنَ. فَیَقُولُ اللهُ: اَیْ عَبْدی! اِنّی اَنْعَمْتُ عَلَیْکَ، وَ لَمْ تَشْکُرْ نِعْمَتی. فَیَقُولُ اَیْ رَبِّ! اَنْعَمْتَ عَلَیَّ بِکَذا، شَکَرْتُکَ بِکَذا، وَ اَنْعَمْتَ عَلَیَّ بِکَذا، فَشَکَرْتُکَ بِکَذا. فَلا یَزالُ یُحْصِی النِّعَمَ، وَ یُعَدِّدُ الشُّکْرَ. فَیَقُولُ اللهُ تَعالی: صَدَقْتَ عَبْدی، اِلّا اَنْتَ لَمْ تَشْکُرْ مَنْ اَجْرَیْتُ عَلَیْکَ نِعْمَتی عَلی یَدَیْهِ، وَ اِنّی قَدْ آلَیْتُ عَلی نَفْسی اَنْ لا اَقْبَلَ شُکْرَ عَبْدٍ بِنِعْمَةٍ اَنْعَمْتُها عَلَیْهِ حَتّی یَشْکُرَ مَنْ ساقَها مِنْ خَلْقی اِلَیْهِ»؛‌12بنده‌ای را در قیامت به پیشگاه الهی می‌آورند که خداوند متعال درباره او فرمان عذاب می‌دهد. عرض می‌کند، خداوندا! درباره‌ من امر به دوزخ فرمودی، با آن که من در دنیا مسلمان و قاری قرآن بوده ام. خداوند می‌فرماید: بنده من! نعمت‌هایی را به تو دادم، تو شکر آن‌ها را به جای نیاورده‌ای. عرض می‌کند: ‌بارالها! فلان نعمت را به من دادی و من تو را آن‌گونه شکر کرده‌ام، دیگر نعمت را دادی و من تو را شکر نمودم. پس از آن او یک به یک نعمت‌ها را بر می‌شمرد و از شکرهای به جای آورده یاد می‌کند. خداوند می‌فرماید: بنده من! تو راست می‌گویی، جز آن که کسی را که من به دست او نعمت خود را به تو رساندم شکر نکردی، در حالی که من با خود عهد نموده‌ام شکر نعمت‌هایی را که به بنده‌ای داده‌ام نپذیرم تا شکر کند کسی را که نعمت من توسط او به مخلوقاتم رسیده است.
    در نتیجه، باید در مقام شکر نه تنها خداوند متعال را فراموش نکرد، که وسائط را باید از خاطر دور نداشته و نسبت به آن‌ها نیز پاسخگو بود. آن وقت با توجه به این که وقتی همه عالم به طفیل وجود فاطمه اطهر (سلام الله علیه) است و بنابر آموخته ما از این روایت ارزش مند از وسائط میانی و حتی نزدیک باید تشکر کرد؛ تو خود بگو آیا نباید بر همه نعمت ها، دریافت ها، لذت ها، خوشی ها و دارائی های خود از فاطمه (سلام الله علیها) تشکر کنیم؟
    این یادکردن از این ولیّه الهی (علیهاسلام) خود ذکری است که خداوند متعال فرمود «فاذکرونی اذکرکم، و اشکروا لی و لاتکفرونی»13 یادم کنید یادتان می کنم، و سپاس گذاری کرده و ناسپاسی نکنید! و او که مظهر صفات الهی است این گونه است که هر چه یادش کنی یادت کند. اگر این حالت یادآوری بر هر نعمت و رغبت در انسان ملکه شد، وقتی که انسان به ایمان، مذهب، نظام اسلامی، مقام ولایت فقیه، پدر و مادر، همسر، اولاد و فرزند، چشمه، کوه و دشت و دمن، و هر چه موجب لذت و رغبت چشم، گوش و دل باشد چون سلامتی، امنیت و ... نظر انداخت بی تردید، فاطمه (سلام الله علیها) که در طول منعمین است مورد مهر و علاقه انسان قرار می گیرد.
     

    موضوعات مشابه

    yasi75 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.