1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

آشنایی با جشن تكلیف ؟ (قسمت اول)

شروع موضوع توسط farhad_4x در ‏7 آگوست 2012 در انجمن مقالات مذهبی

  1. farhad_4x

    farhad_4x کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    1,005
    تشکر شده:
    211
    جنسیت:
    مرد


    جشن تکلیف چیست؟(قسمت اول)

    آنچه مى خوانید، مجموعه اى از نكات و یادآوریها و دانستنیهایى است كه شما در آستانه تكلیف خوب است بدانید و به آنها توجه كنید.


    «تكلیف» چیست؟
    وقتى پسر یا دختر به سنّ معیّنى رسیدند و بالغ شدند، به آنان «مكلّف» گفته مى شود. كسى كه به سنّ تكلیف مى رسد، باید دستورهاى دینى را انجام دهد و به واجبات عمل كند و از آنچه خداوند ممنوع ساخته (یعنى محرّمات) پرهیز كند.

    خداوند، براى آنكه ما به سعادت برسیم و راه صحیح زندگى را بشناسیم، هم در وجود ما «عقل» قرار داده است و هم توسّط پیامبران «دین» فرستاده است تا با عمل به راهنماییهاى عقل و دین، انسانهایى كامل و سعادتمند شویم. این را هم باید بدانیم كه آنچه را خداوند بر ما «واجب» ساخته و از ما خواسته است كه عمل كنیم، كارهاى نیك و سودمند و مفید براى ما وجامعه است و آنچه را كه «حرام» دانسته و از آن نهى فرموده است، كارهاى ناشایست و زیان آور است كه براى جسم و روح ما ضرر دارد.

    از این جهت، كسى به سعادت مى رسد كه در اجراى فرمان خدا كوشا باشد و دقیقاً دستورهاى دینى را كه دستور خداوند است، انجام دهد.


    جشن تكلیف براى چیست؟
    ما براى هر عید یا هر مناسبت خوب كه از طرف پروردگار، نعمتى به ما رسیده باشد، جشن مى گیریم تا بدین وسیله سپاسگزارى و شكر و شادى خودمان را نشان دهیم.

    به تكلیف رسیدن، یك عید به حساب مى آید، چون از نظر عقلى و جسمى به حدّى رسیده ایم كه خداوند به ما دستور مى دهد و ما خوشحالیم كه خواسته ها و دستورهاى او را اطاعت كنیم و بنده شایسته او به حساب آییم و چه افتخارى از این بالاتر؟ ما با «جشن تكلیف»، نعمتهاى خدا را گرامى مى داریم و این روز بزرگ را كه در آن به سنّ تكلیف رسیده ایم، بعنوان یك روز پرشكوه و خاطره اى به یادماندنى به یاد مى سپاریم.

    بعضى از دانشمندان بزرگ اسلامى هم در گذشته، روز تكلیف خود را با مراسمى كه برگزار مى كردند، جشن مى گرفتند، مثل «سید بن طاووس» و به فرزندانِ خود سفارش مى كردند كه این روز بزرگ را جشن بگیرند.

    خاطره جشن تكلیف، یك خاطره شیرین تربیتى و معنوى است. مناسب است كه نوجوانان عزیز، تاریخ دقیق تولّد خود را بدانند، تا بتوانند روز مكلّف شدن خود را طىّ مراسمى جشن بگیرند و شادى كنند.


    شكرانه تكلیف
    غیر از آنچه در مراسم «جشن تكلیف» اجرا مى شود، خوب است خود دختر یا پسرى كه به سنّ تكلیف مى رسد، به شكرانه و سپاس این نعمت، چند كار انجام دهد:

    1 ـ سجده شكر براى سلامتى و نعمت تكلیف.
    2 ـ كمك به نیازمندان و دادنِ صدقه.
    3 ـ سلام دادن به فرشتگانى كه همراه انسانند و كارهاى خوب و بد را مى نویسند.
    4 ـ پناه بردن به خدا از شرّ شیطان.
    5 ـ كمك خواهى از خدا و دعا براى موفقیت در انجام وظیفه.

    در «مراسم عمومى» جشن تكلیف هم باید برنامه هایى اجرا شود كه حاضران را به نعمت الهى و به اهمیّت انجام وظیفه توجّه دهد و سازنده باشد.

    در این مورد، پدران و مادران و اولیا و مربّیان بیشترین سهم و وظیفه را دارند تا این خاطره تربیتى و دینى را هر چه با شكوهتر و به یاد ماندنى تر قرار دهند و به خود تازه مكلّفین هدایایى به تناسب سنّ آنان بدهند، بخصوص آنچه به انجام تكالیف دینى و بالا بردن معلومات مذهبى و فرهنگى آنان كمك كند، براى هدیه بهتر و مناسبتر است.


    شرایط تكلیف
    در دین اسلام، در صورتى انسان موظّف است دستورهاى دینى و واجبات را انجام دهد و حرامها را ترك كند كه شرایط زیر را داشته باشد. به اینها «شرایط تكلیف» مى گویند:

    اوّل : بلوغ
    دوّم : عقل
    سوّم : علم
    چهارم : قدرت


    امّا توضیح مختصر درباره اینها:
    «بلوغ» یعنى رسیدن به حدّى از شرایط جسمى كه بتواند تكلیفهاى الهى را انجام دهد. و این نشانه هایى دارد، از جمله تمام شدن 9 سال و وارد شدن به دهسالگى كه شرط سنّى در دختران است. دختران از نظر سنّ زودتر از پسران به تكلیف مى رسند و این نوعى امتیاز براى آنان و نشان آمادگى بیشترشان است.

    «عقل» یعنى نیروى شناخت خوب و بد كه در انسان است. كسى كه دیوانه و سفیه باشد، تكلیف هم ندارد. عقل، پایه همه تكلیفهاى دینى است.

    «علم» یعنى دانستن احكام خدا. كسى كه حكم خدا را نداند، تكلیفى هم ندارد. البتّه انسان وظیفه دارد كه احكام را یاد بگیرد و به بهانه ندانستن، نمى تواند از انجام وظایف دینى كوتاهى كند.

    «قدرت» یعنى توانایى براى انجام تكلیف; چه توانایى جسمى باشد یا مالى یا فكرى. تكلیف هر كس هم به اندازه قدرت اوست و اگر انجام وظیفه اى براى كسى ممكن نباشد، براى او واجب نیست. مثلا كسى كه نتواند روزه بگیرد یا قدرت جنگیدن نداشته باشد، روزه و جهاد از عهده او برداشته مى شود. خداوند از هیچكس بیش از توانایى او تكلیفى نخواسته است.

    دین اسلام، دینى آسان و مطابق با عقل و منطق و فطرتِ انسان است و نباید با سختگیریهاى بیش از حدّ، مردم را از دین بیزار كرد.


    خداوند هم در مقابل انجام تكالیف و ترك حرامها
    به انسان پاداش مى دهد، پاداشى بیشتر از عمل انسان، و این از لطف و مهربانى خداوند نسبت به بندگان است.

    ناگفته نماند كه همه دستورالعملهاى دینى چه واجبات، چه حرامها و چه آنچه مستحبّ یا مكروه است، حكمت و دلیلى دارد و هیچ یك از آنها بى جهت و بى علّت نیست. خواه فلسفه و علّت آنها را بدانیم یا ندانیم. البته دانشمندان به كمك علم، راز برخى از احكام الهى را كشف كرده اند، ولى بسیارى از احكام است كه چون فرمان خداوندِ حكیم و داناست، به آنها عمل مى كنیم و آنها را قبول مى كنیم، هر چند علّت آن را هنوز ندانسته باشیم.

    این را هم بدانیم كه سود و زیانِ واجبات و محرّمات، تنها مربوط به جسم ما نیست، بلكه برخى از آثار تكلیفها به فكر و روان و اخلاق ما مربوط مى شود، چون انسان تركیبى از جسم و جان است، نیازهاى او هم بعضى جسمى و بعضى روحى است. قوانین اسلام هم به هر دو جنبه جسم و روح توجّه دارد.

    نتیجه نهایى انجام تكالیف دینى و پرهیز از آنچه ممنوع و حرام است، به كمالِ انسان مربوط مى شود. یعنى مسلمانى كه به همه وظایف خود عمل كند و بنده خالص و مطیع پروردگار باشد، «انسان كامل» مى شود، انسانى كه مقامش از فرشتگان هم بالاتر است.


    دانستنیهاى تكلیف
    یك مسلمان مكلّف، از دین خود آگاهیهاى بسیارى باید داشته باشد. معلومات مذهبى را از راه مطالعه كتب دینى یا شركت در كلاسها و جلسات مذهبى مى توان یاد گرفت. این دانستنیها بعضى اعتقادى است، بعضى اخلاقى و بعضى عملى و رفتارى.

    در اینجا فشرده برخى از این دانستنیها براى شما بیان مى شود.


    1 ـ دانستنیهاى اعتقادى
    مسائل اعتقادى را هر كس باید با دلیل بداند و بتواند ثابت كند. دین شناسى پایه اساسى زندگى درست و خداپسندانه است. معلومات دینى، بطور عمده درباره خدا، پیامبر اسلام، پیامبران، معاد، عدل، امامت، قرآن و وحى است.

    جهان، آفریده خداوند است. خداوند، داراى علم، قدرت و حكمت است و همه موجودات را طبق نظم و برنامه و هدفى آفریده است. جهان به خودى خود و تصادفى پدید نیامده است. خلقت انسان هم روى هدف و برنامه است.

    خداوند، یكتاست. شریك و مثل و مانند ندارد. جسم نیست و به چشم نمى آید. همه چیز را مى داند و هر كارى بخواهد انجام مى دهد. قدرتش بى پایان است. خداوند عادل است، به كسى ظلم نمى كند و پاداش هر كس را چه در دنیا چه در آخرت مى دهد.

    خداوند، براى شناساندن راه سعادت و رستگارى به انسانها پیامبران را فرستاده است. فرستادن پیامبران را «بعثت» گویند. پیامبران الهى، دستور از خدا مى گرفتند و دین آسمانى را به مردم مى رساندند.

    پیامبران را صد و بیست و چهار هزار نفر گفته اند كه آخرین آنها پیامبر اسلام حضرت محمد «ص» است. عقیده به پیامبران را «نبوّت» گویند.

    پیامبر «معصوم»اند، یعنى از هر گناه و خطا و اشتباهى دورند. اطاعت آنان واجب است. نام تعدادى از پیامبران در قرآن آمده است.

    قرآن كتاب آسمانى مسلمانان است كه از سوى خدا بر پیامبر ما نازل شده و دست نخورده باقى مانده و به دست ما رسیده است. پیامبران اولوالعزم كه صاحب كتاب بودند، عبارتند از حضرت نوح، حضرت ابراهیم، حضرت موسى، حضرت عیسى و حضرت محمد (علیهم السلام).

    پس از درگذشت پیامبر اسلام «ص»، وظیفه ادامه راه او و بیان اسلام و هدایت مردم بر عهده امامان است. امامان ما معصوم اند و اطاعتشان واجب است.

    عقیده به ادامه راه نبوّت توسّط امامان را «امامت» گویند. انتخاب امام نیز، مثل برگزیدن پیامبر، از سوى خداست. پیامبر اسلام، به فرمان خدا جانشین خود را در روز «غدیرِخُم» به مسلمانان معرّفى كرد. امامان همه از دودمان پاك پیامبرند و ما پیروان اهل بیت «ع» به آنان عقیده داریم. نامهاى مقدس آنان عبارت است از:

    اول ـ حضرت على «ع»
    دوم ـ امام حسن مجتبى «ع»
    سوم ـ امام حسین «ع»
    چهارم ـ امام سجّاد، على بن الحسین «ع»
    پنجم ـ امام محمد باقر «ع»
    ششم ـ امام جعفر صادق «ع»
    هفتم ـ امام موسى كاظم «ع»
    هشتم ـ امام رضا «ع»
    نهم ـ امام محمد تقى (جواد) «ع»
    دهم ـ امام على النقى (هادى) «ع»
    یازدهم ـ امام حسن عسكرى «ع»
    دوازدهم ـ امام مهدى «ع»

    امام دوازدهم، حضرت صاحب الزمان «ع» زنده است. او در سال 260 هجرى به دنیا آمد. پس از رحلت پدرش، از نظرها پنهان بود. مدّت 69 سال توسّط چهار نماینده مخصوص با مردم ارتباط داشت كه به آنان «نُوّاب اربعه» گویند. این مدّت به نام «غیبت صغرى» معروف است.

    از سال 329 هجرى امام زمان «ع» بطور كلّى از چشمها غایب شد و نماینده خاصّى نداشت. در این دوران، علماى دینى و فقهاى داراى شرایط، نایب آن حضرت اند. این دوران را كه تا كنون ادامه یافته و تا زمان ظهور امام عصر «ع» ادامه خواهد داشت، «غیبت كبرى» گویند.

    وقتى آن حضرت ظهور كند، دنیا را پر از عدل و داد خواهد كرد. در عصر غیبت امام زمان، مردم باید از فقها پیروى كنند و با اصلاح خود و جامعه و تشكیل حكومتِ شایسته و اسلامى، زمینه آمدن آن حضرت را فراهم كنند.

    «معاد»، یكى دیگر از مسائل اعتقادى است، یعنى اینكه ما پس از مردن، دوباره زنده خواهیم شد تا به كارهاى خوب و بد ما رسیدگى شود. آن روز حسابرسى را «قیامت» یا «رستاخیز» گویند.

    چنین روزى حتمى است. هم وعده خداست و هم گفته پیامبران و رسول خدا. آیات فراوانى در قرآن است كه جزئیات روز قیامت را بیان مى كند. عقل ما هم همین را مى فهمد.

    اگر بنا باشد كه خوبان و بدان یكسان باشند و هیچ فرقى میان بندگانِ خوب و یكتاپرست، با انسانهاى مشرك و ظالم و گناهكار نباشد، این خلاف عدالتِ خداوند است.

    در قیامت، افراد خوب به «بهشت» مى روند و افراد بد به «جهنّم». در بهشت، همه نوع نعمتها و لذّتها و هر چه دل انسان بخواهد فراهم است و پاداش خداوند به نیكوكاران است. در جهنّم هم افراد به كیفر گناهان خود مى رسند و عذاب الهى آنان را فرامى گیرد و در شعله هاى آتش مى سوزند.

    برپایى قیامت، آخرِ این جهان است و پس از برپایى قیامت، ابدیّت و همیشگى است. نیكان همیشه در بهشتند و ستمكاران و مجرمان همیشه در عذاب دوزخ خواهند بود.


    2 ـ دانستنیهاى اخلاقى
    صفات اخلاقى خوب را «فضایل اخلاقى» گویند و به صفات ناپسند، «رذایل اخلاقى» گویند. پیامبر اسلام «ص» برانگیخته شده است تا مردم را از نظر اخلاق، تربیت كند و به كمال برساند. كسى كه «خودساخته» نباشد و صفات و اخلاق بد را از خود ریشه كن نكرده باشد، همیشه طعمه شیطان است و به گناهان مختلف كشیده مى شود.

    گاهى جوانان به «چشم چرانى» و نگاه به نامحرم مى پردازند. گاهى هم دختران، حجاب را رعایت نمى كنند، هم خود مرتكب گناه مى شوند، هم جوانان را به گناه مى كشند. عفاف و پاكدامنى براى یك مسلمان از بزرگترین ارزشها به حساب مى آید. هر دختر باید بكوشد تا عفیف و پاك و خداترس باشد و به كمك ایمان به خدا و ترس از قیامت، از گناهان و رذایل اخلاقى بپرهیزد.

    «حیا» یكى دیگر از ارزشهاى اخلاقى است كه یك نوجوان را از آلوده شدن به گناه و رابطه هاى حرام، نگاه مى دارد. كسى كه از خدا شرم نكند، ممكن است به هر آلودگى اخلاقى گرفتار شود.

    خوب است با مطالعه زندگى بزرگان و انسانهاى وارسته، فضیلتهاى اخلاقى را در خودمان ایجاد كنیم و زشتیها را از دل و از رفتار خویش، دور سازیم.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.