1. فارس پاتوق پیشنهاد می کند موضوع زیر را دنبال کنید

    پیش بینی بازی فینال جام جهانی ۲۰۱۸
    رد اعلامیه

داستان سیما و پدر معتادش

شروع موضوع توسط alexi در ‏19 آوریل 2018 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. alexi

    alexi کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 دسامبر 2016
    ارسال ها:
    33
    تشکر شده:
    22
    جنسیت:
    زن
    داستان سیما با دوس پسر دوستم
    داستان سیما و رابطه با دوستش
    داستان خاله سیما
    سلام به دوستای گلم،‌ خیلی دلم تنگ شده بود که بیام براتون داستان بنویسم ولی خوب چن بار که اومدم نتونستم وارد سایت بشم نمیدونم چرا، ولی الان خیلی خوشحالم که میخوام براتون بنویسم و ایشالا که از این داستانم خوشتون بیاد.
    بریم سراغ داستان امروزمون که قصه زندگی یکی از دوستای دبیرستان منو نسیمه. اون زمان که منو نسیم کل وقتمون به شیطونی می گذشت و همش از مدرسه جیم بودیم البته اون هم به اصرار نسیم چون ماشالا قربونش برم همیشه یکی دو دوس پسرو داشت و منم با خودش میبرد سر قرار سیما هم اون موقع خیلی پایه بود و به شدت لوند و بقول خودمون داف مدرسه، خیلی هم دوس داشتنی و به شدت دختر خوش هیکلی بود و اندام خوش فرمی داشت در حدی که من گاهی بهش حسودیم میشد.
    سیما خیلی دختر ساده ای بوده از لحاظ ظاهری ولی خیلی خوشگل و بود به قول خودمون هلو بود در حدی که یه بار که دوس پسر نسیم تو مسیر اومد جلو راهمون و نسیم از دیدنش ذوق مرگ شده بود پسره محو سیما شده بود و من یه لحظه گفتم الانه که بپره و سیما رو بخوره، هلو بپر تو گلو خخخ
    حالا بماند که نسیم پسره رو بعد این حرکش ترکوند که تو به دوستم چشم داری و تو فلانی و تو چی هسی و اینا و بعد اون جریان نسیم یکمی هم حسودیش میشد که سیما رو با خودمون این ور و اون ور ببریم.
    سیما چن با دیگه با چن تا از دوستامون رفته بود بیرون مخ دوس پسرای اونا رو زده بود،‌ یعنی انگار این دختر مهره مار داشت، یه بار که مخ دوس پسر یکی از دخترا کلاس بالاتر از خودمونو زده بود و ظاهرا باهاش رابطه هم داشته، آنچنان دعوایی تو مدرسه و بزن بزنی راه افتاد که هیچوقت یادم نمیره.
    خودش که عین خیالشم نبود میگفت تقصیر اون پسراس، همه پسرا رو میشه روشون کار کرد خخخ
    اما بعد از این جریانات چون من با نسیم خیلی اوکی بودم و همش مث کنه (اصطلاح عشقولانه رو خخخ) بهم وصل بودیم (آخه نسیمو اینقد دوس دارم دلم میخواد فوشش بدم، عشقمه) بخاطر همینا شد که منم کمتر سیما رو دیدم و کمتر و کمتر شد تا اینکه بعد دبیرستان ندیدیمش.
    تا اینکه چن وقت پیش با نسیم که مشغول دور دور طرف میدون کاج بودیم یه پسر افتاد دنبالمون منم هی به نسیم گفتم باز جریان سازی نکنی ها و بخوای با آرش باز به دعوا راه بندازی اعصاب ندارما.
    نسیمم که ماشالا از این گوش میشنوه از اون گوش میده بیرون گف باشه، بچه پرو یکم خودش چراغ سبزو به پسره نشون داد اونم پا داد اومد جلو وااااای دیدیدم که همون دوس پسر قدیم نسیم که مات سیما شده بود، پسره هم ما رو شناخت و خلاصه باز یه کلی نسیم فوش باره پسره کرد و پسره هم یه چن تا لیچار بار نسیم خانم کرد و رفت.
    بعد که رفته بود نسیم گفت کاش حالا میرفتیم یه کافه باهاش، بهش گفتم خفه شو لطفا...
    آخه این بشر اصلا انگار مور مور میشه پسر میبینه.
    بهش میگم مگه نگفتم پا نده چرا یه کاری کردی بیاد جلو، میگه من چه میدونستم کیه؟
    گفتم حالا هر کی گفتم نکن، باز کار خودتو باید بکنی؟
    خلاصه ما هم یکم باهم دعوامون شد یه دو دقیه هم با هم قهر بودیم خخخ
    بیشتر دو دقیقه خودمون خندمون میگیره خخخ
    خلاصه دوباره رفتیم تو فکر اون خاطره و کلی خندیدم و یهو یاد سیما افتادیم، به نسیم گفتم بیا به سیما زنگ بزنیم ببینم کجاس و چیکار میکنه، و زنگ زدم به شماره ای که ازش داشتم دیدم خاموشه و خلاصه زنگ زدیم به یکی دوتا از دوستامون و تونستیم شماره سیما رو گیر بیاریم، زنگ زدیم بهش یهو یکی ورداشت خیلی مودبانه و کمی خسته صحبت میکرد، ازش پرسیدم سیما خودتی گفت آره شما...
    وااای چقد صداش تغییر کرده بود و جا افتاده شده بود، گفتم دیونه منو نمیشناسی گفت نه نسیمم از اون ور داد میزد بده من ببین منو نمیشناسه، خلاصه خودمونو معرفی کردیم،‌ یهو زد زیر گریه...
    چقدر ناراحت شدم هر چی بهش میگفتم سیما چی شده گفت ببخشید من بعدا تماس میگیرم.
    فردای اون روز تماس گرفت و کلی باهم خندیدم و یاد خاطرات و شیطنت های سر کلاس و مدرسه و پسر بازی های نسیم تو مسیر و ای بابا، گیج بازی هامون ...
    و این شد که با هم قرار گذاشتیم که همدیگه رو ببینیم،‌هر چقد اصرار کرد هفته دیگه الان وضعیتم درست نیست و اینا گفتم الا و بلا همین امروز.
    یه کافه قرار گذاشتیم و منو نسیم کلی زودتر تیپ زدیمو رفتیم منتظر سیما موندیم...
    ما تو چرت و پرتای خودمون غرق بودیم که یهو یه خانم اومد بالا سرمون نگاش کردیم نشناختیم، واااای سیما بود باورم نمیشد.
    خیلی بزرگ شده بود اصلا قبافش اونی نبود که تو خاطرم بود...
    بعد از رو بوسی و این حرفا دیدم عینکشو از رو چشماش ور نمیداره، گفتم چرا گفت چشمامو عمل کردم دکتر گفته نور شدید ضرر داره.
    کمی سرشو انداخت پایین، دقت که کردم دیدم پای چشماش کبود شده.
    عینکشو یهو از چشاش ورداشتم نههههه سیمای خوشگل ما پای چشمش کبود شده بود.
    سیما بعد چن ثانیه که هممون سکوت کردیم گریش گرفت.
    بعد از اینکه آرومش کردیم داستان رو برا ما تعریف کرد:
    از اینکه بعد از دبیرستان باباش ورشکست شده بود و باباش دچار اعتیاد شده و بود زندگیشون رو کامل از دست داده بودن.
    و بعد از اینکه باباش معتاد میشه و تمامی مال و اموالشون رو هم از دست میدن تازه رفتارش بابا خانوادش هم بد میشه و مامانش دق میکنه از این قضیه.
    واقعا هم دق کردن داره از اون همه زندگی خوب و عالی یهو برسی به هیچ واقعا بده، از عشق برسی به کتک واقعا مزخرفه...
    خلاصه بعد از فوت مادرش، باباش رفتارش که خوب نمیشه هیچ، خونشون میشه پاتوق هزار تا معتاد و دله و آدمای عوضی تر از باباش...
    این قسمت ماجرا رو که تعریف کرد واقعا سوختم از تو نمیتونستم جلو خودمو بگیرم اینقدر که گریه کردم،‌ آخه گفت بابام بعد یه مدتی که نتونست پول مواد و کوفت و زهر ماری که مصرف میکرد رو در بیاره شبا منو و خواهرمو میداد به دوستاش و ما مجبور بودیم با یه مشت آدم آشغال باشیم تا صبح...
    حتی یه بار بهم همکاری دسته جمعی کردن طلبکاری عوضی و قمار بازهای نجس...
    واااااااای نههههههه
    دوس ندارم حتی بهش فک کنم، برام باور کردنش سخت بود.
    تعریف کرد الانم این کبودی پای چشمم بخاطر اینه که میخواد منو به زور شوهر بده به یکی از دوستاش.
    منو نسیم گفتیم غلط کرده مگه میتونه به زور اینکارو کنه، اما خودش یه لبخند تلخ زد و گفت البته آدم بدی نیست بهم قول داده که ترک میکنه،‌ خیلی وقته که دیگه مواد مصرف نمیکنه، چن باری هم کمکم کرده که بابام کتکم نزنه.
    این یک سال نذاشته بابام منو به * دیگه ای بده و فقط با خودش بودم.
    آدم بدی نیس، دعا کنین بتونم از دست بابام خلاص شم.
    میدونم اینا رو بخاطر این میگفت که ما رو آروم کنه و خودشم میدونه زندگی خاص و بهتری در انتظارش نیس.
    واقعا دلگیر کنندس واقعا...
    باهم خدافظی کردیم الان چن باری باز سراغشو گرفتم، ولی واقعا دلم برای اون دختر زیبا و پر شور تنگ شده واقعا، به این فک میکردم که همه و حتی خودم به سیما حسودیمون میشد ولی الان...

    داستان مهشید منشی دکتر رو میتونید در پست بعد بخونید.
     

    موضوعات مشابه

    ily از این پست تشکر کرده است.
  2. ily

    ily فارس پاتوقی برنزی

    تاریخ عضویت:
    ‏12 دسامبر 2017
    ارسال ها:
    454
    تشکر شده:
    420
    جنسیت:
    زن
    مث همیشه عالی
     
  1. کانال تلگرام

    اطلاعیه ها و اخبارهای فارس پاتوق ، مسابقات و جوایز
  2. گروه تلگرام

    کتاب مذهبی ، کتاب های درسی ، کتاب های علمی ، کتاب رمان
  3. برنامه تلگرام

    اپراتور ، نرم افزار های ارتباطی
  4. سرگرمی و تفریح تلگرام

    دانستنیهای جالب ، مرکز تخصصی ترول ، انواع فال ها و طالع بینی ها ، مطالب طنز آمیز ، اس ام اس و جوک
  5. آموزش تلگرام

    اخبار فارس پاتوق ، انتقادات و طرح های جدید فارس پاتوق ، نظر سنجی ، آموزش های لازم فارس پاتوق ، اطلاعیه های فارس پاتوق
  6. کانال موزیک تلگرام

    مداحی ایام فاطمیه ، مداحی ماه محرم ، موزیک های ایرانی ، موزیک های شاد ، آهنگ های خارجی ، آهنگ های پیشواز ایرانسل ، آهنگ های پیشواز همراه اول ، آهنگ های رومانتیک ، مداحی ، آهنگ های سنتی
  7. اخبار تلگرام

    اخبار حوادث ، اخبار جهان ، اخبار ورزشی ، اخبار پزشکی ، اخبار سیاسی - اقتصادی ، اخبار فرهنگی - هنری ، اخبار علمی
  8. مد و زیبایی تلگرام

    مدل لباس دخترانه ، مدل لباس زنانه ، مدل لباس پسرانه ، مدل لباس مردانه ، مدل لباس ، مدل لباس جدید ، مدل عینک ، مدل مو ، مدل ناخن ، عکس مدل
  9. کانال عکس تلگرام

    عکس های خنده دار ، عکس های بازیکنان ، عکس های ترسناک ، عکس های طبیعت ، عکس های حیوانات ، عکس های حوادث ، تصاویر عاشقانه ، تصاویر کارتونی ، عکس های اتومبیل ، تصاویر هنرمندان ، تصاویر کودکان ، عکس های متفرقه
  10. کانال فیلم تلگرام

    اپراتور همراه اول ، اپراتور ایرانسل ، اپراتور رایتل
  11. تبلیغات تلگرام و اینستاگرام

    آگهی های استخدام دولتی ، آگهی های استخدام غیر دولتی ، سوالات و پاسخ های آزمون های استخدامی
  12. کانالهای ادبی تلگرام

    تاریخ ، شعر و ادبیات ، نامه نگاری و انواع نامه ها
  13. گروه چت تلگرام

    ابزار های وبلاگ ، سئو و بهینه سازی وب سایت ، سیستم های مدیریت محتوا ، قالب های وبلاگ ، ابزار های وب سایت ، قالب های وب سایت ، معرفی وبلاگ و وب سایت های مفید ، کسب و کار در اینترنت ، کسب درآمد بدون اینترنت
  14. بهترین کانال های تلگرام

    هوا و فضا ، دانش و فن آوری در پزشکی ، دانش و فناوری در کامپیوتر ، دانش و فناوری در موبایل ، دانش و فناوری در وب سایت ها ، جنگ افزار ، تکنولوژی های روز
  15. نرم افزار اینستاگرام

    سیستم عامل ها ، لپ تاپ و تبلت ، نرم افزار ها ، سخت افزار ها ، بازی های کامپیوتری
  16. کانال پزشکی و سلامت تلگرام

    روانشناسی ، تغذیه ، بهداشت ، بیماری ها و روش درمان
  17. بهترین پیج اینستاگرام

    اخبار ورزشی ، معرفی ورزش ها و تیم ها ، شخصیت های ورزشی
  18. عکس اینستاگرام

    برنامه ریزی درسی ، مقطع آموزش ابتدایی ، مقطع آموزش راهنمایی ، مقطع آموزش متوسطه ، مقطع پیش دانشگاهی ، مقطع آموزش فنی حرفه ای ، مقطع آموزش کاردانش
  19. فیلم اینستاگرام

    مقالات کار آفرینی و طرح کسب و کار ، مقالات عمومی ، درخواست مقالات ، مقالات علمی
  20. آموزش اینستاگرام

    رشته های فنی و مهندسی ، رشته های علوم تجربی ، رشته های علوم پایه و انسانی ، رشته های هنر ، معرفی رشته های دانشگاهی ، معرفی دانشگاه های ایران ، رشته های پزشکی ، رشته های زبان انگلیسی
  21. کانال مذهبی تلگرام

    اهل بیت و علما ، احکام ، مولتی مدیای مذهبی
  22. کانال خانواده تلگرام

    خانواده ، هنر در خانه
  23. کانال آشپزی تلگرام

    انواع شیرینی ، انواع دسر ، انواع غذا ها و طرز تهیه آن ها ، خورش ها ، سوپ و سالاد ، ساندویچ و پیتزا ، سس و ترشی
  24. کانال گردش و گردشگری تلگرام

    معرفی مکان های زیارتی ، معرفی مکان های تفریحی ، معرفی مکان های شگفت انگیز ، معرفی شهرها و کشورها
  25. سایر موضوعات تلگرام

    اخبار و مطالب گوناگون خبری ، معما ها و چیستان ها ، اخبار گوناگون اینترنتی ، صندلی داغ ، گفتگو با کاربران ، بازارچه خرید و فروش ، زباله دان
  26. کانال تست روانشناسی تلگرام

    تست هوش
  27. کانال روانشناسی ازدواج تلگرام

    نکات قبل از ازدواج ، نکات بعد از ازدواج
  28. کانال مشاوره جنسی تلگرام

    راهنمایی علمی جنسی
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.