1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

داستان عاشقانه‌ی یک شعر (حتمابخوانیدو...)

شروع موضوع توسط JIJILI در ‏18 آگوست 2012 در انجمن عشق و عاشقي

  1. JIJILI

    JIJILI کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2012
    ارسال ها:
    220
    تشکر شده:
    384
    جنسیت:
    زن
    این شعر و تصنیف زیبای اون رو همه ی ما حداقل یک بار خوندیم و شنیدیم
    شعری زیبا از مهرداد اوستا :
    وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
    شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم
    اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
    کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم​
    کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
    ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم​
    مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
    چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم​
    چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
    چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم​
    بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
    ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم​
    نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
    ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم​
    جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
    چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم​
    به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
    گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم​
    وفا نکردی و کردم، بسر نبردی و بردم
    ثبات عهد مرا دیدی ای فروغ امیدم؟
    ولی داستان عشق و خیانتی که باعث سروده شدن این شعر شد به گوش کمتر کسی رسیده.

    مهرداد اوستا در جوانی عاشق دختری شده و قرار ازدواج می‌گذارند. دختر جوان به دلیل رفت و آمد هایی که به دربار شاه داشته ، پس از مدتی مورد توجه شاه قرار گرفته و شاه به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد.
    دوستان نزدیک اوستا که از این جریان باخبر می‌شوند، به هر نحوی که اوستا متوجه خیانت نامزدش نشود سعی می‌کنند عقیده ی او را در ادامه ی ارتباط با نامزدش تغییر دهند. ولی اوستا به هیچ وجه حاضر به بر هم زدن نامزدی و قول خود نمی شود . تا اینکه یک روز مهرداد اوستا به همراه دوستانش ، نامزد خود را در لباسی که هدیه ای از اوستا بوده ، در حال سوار شدن بر خودروی مخصوص دربار می‌بیند…

    مهرداد اوستا ماه ها دچار افسردگی شده و تبدیل به انسانی ساکت و کم حرف می‌شود.
    بله نامزد اوستا فرح دیبا بود ..
    در همان روزها ، نامزد اوستا به یاد عشق دیرین خود افتاده و دچار عذاب وجدان می‌شود. و در نامه ای از مهرداد اوستا می‌خواهد که او را ببخشد. اوستا نیز در پاسخ نامه ی او تنها این شعر را می‌سراید..
    حالا یک بار دیگه شعر رو بخونید ….
     

    موضوعات مشابه

  2. aphrodit

    aphrodit کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    1,676
    تشکر شده:
    662
    از شعر تو کنکور واسه قرابت زیاد استفاده میشه:d
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.