1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

تفاوت شب امتحان دخترها و پسرها

شروع موضوع توسط number1 در ‏19 آگوست 2012 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. number1

    number1 Masoud برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    675
    تشکر شده:
    934
    جنسیت:
    مرد
    شب – خوابگاه پسران
    (در اتاقی دو پسر به نام های «مهدی» و «آرمان» دراز کشیده اند. مهدی در حال نصب برنامه روی لپ تاپ و آرمان مشغول نوشتن مطالبی روی چند برگه است. در همین حال، واحدی شان، «میثاق» در حالی که به موبایلش ور می رود وارد اتاق می شود)
    میثاق: مهدی… شایعه شده فردا صبح امتحان داریم
    .
    مهدی: نه! راسته. امتحان پایان ترمه.
    میثاق: اوخ اوخ! من اصلاً خبر نداشتم. چقدر زود امتحانا شروع شد.

    مهدی: آره… منم یه چند دقیقه پیش فهمیدم. حالا چیه مگه؟! نگرانی؟ مگه تو کلاستون دختر ندارید؟!
    میثاق: من و نگرانی؟ عمراً!! (به آرمان اشاره می کند) وای وای نیگاش کن! چه خرخونیه این آقا آرمان! ببین از روی جزوه های زیر قابلمه چه نُتی بر می داره!!

    آرمان: تو هم یه چیزی میگیا! این برگه های تقلبه که ۱۰ دقیقه ی پیش شروع به نوشتنش کردم. دخترای کلاس ما که مثل دخترای شما پایه نیستن. اگه کسی بهت نرسوند، باید یه قوت قلب داشته باشی یا نه؟ کار از محکم کاری…
    مهدی: (همچنان که در لپ تاپش سیر می کند) آرمان جون… اگه واست زحمتی نیست چند تا برگه واسه منم بنویس. دستت درست!
    (در همین حال، صدای فریاد و هیاهویی از واحد مجاور بلند می شود. پسری به نام «رضا» با خوشحالی وسط اتاق می پرد)
    میثاق: چت شده؟ رو زمین بند نیستی!
    رضا: استقلال همین الان دومیشم خورد!!!
    مهدی: اصلا حواسم نبود.توپ تانک فشفشه استقلالی آبکشه!!!
    و تمام ساکنین آن واحد، برای دیدن ادامه ی مسابقه به اتاق مجاور می شتابند. چراغ ها روشن می مانند.

    شب – خوابگاه دختران

    (دختر «شبنم» نامی با چند کتاب در دستش وارد واحد دوستش «لاله» می شود و او را در حال گریه می بیند.)
    شبنم: ِ وا!… خاک برسرم! چرا داری مثل ابر بهار گریه می کنی؟!

    لاله: خدا منو می کشت این روزو نمی دیدم. (همچنان به گریه ی خود ادامه می دهد.)
    شبنم: بگو ببینم چی شده؟

    لاله: چی می خواستی بشه؟ امروز نتیجه ی امتحان <آناتومی!!!> رو زدن تو بُرد. منی که از ۶ ماه قبلش کتابامو خورده بودم، منی که به امید ۲۰ سر جلسه ی امتحان نشسته بودم، دیدم نمره ام شده ۱۹!!!!!! ( بر شدت گریه افزوده می شود)
    شبنم: (او را در آغوش می کشد) عزیزم… گریه نکن. می فهممت. درد بزرگیه! (بغض شبنم نیز می ترکد) بهتره دیگه غصه نخوری و خودتو برای امتحان فردا آماده کنی. درس سخت و حجیمیه. می دونی که؟
    لاله: (اشک هایش را آرام آرام پاک می کند) آره. می دونم! اما من اونقدر سر ماجرای امروز دلم خون بود و فقط تونستم ۸ دور بخونم! می فهمی شبنم؟ فقط ۸ دور… (دوباره صدای گریه اش بلند می شود) حالا چه جوری سرمو جلوی نازی و دوستاش بلند کنم؟!!
    شبنم: عزیزم… دیگه گریه نکن. من و شهره هم فقط ۷ – ۸ دور تونستیم بخونیم! ببین! از بس گریه کردی ریمل چشمای قشنگ پاک شد! گریه نکن دیگه. فکر کردن به این مسائل که می دونم سخته، فایده ای نداره و مشکلی رو حل نمی کنه.

    لاله: نمی دونم. چرا چند روزیه که مثل قدیم دلم به درس نمیره. مثلاً امروز صبح، ساعت ۵/۷ بیدار شدم. باورت میشه؟!

    (در همین حال، صدای جیغ و شیون از واحد مجاور به گوش می رسد. استرس عظیمی وجودِ شبنم و لاله را در بر می گیرد!دختری به نام «فرشته» با اضطراب وارد اتاق می شود.)
    شبنم: چی شده فرشته؟!

    فرشته: (با دلهره) کمک کنید… نازی داشت واسه بیستمین بار کتابشو می خوند که یه دفعه از حال رفت!

    شبنم: لابد به خودش خیلی سخت گرفته.

    فرشته: خب، منم ۱۹ بار خوندم. این طوری نشدم! زود باشید، ببریمش دکتر.
    (و تمام ساکنین آن واحد، سراسیمه برای یاری «نازی» از اتاق خارج می شوند. چراغ ها خاموش می شود.)

     

    موضوعات مشابه

    mohammad_bk و ღღfatemehღღ از این پست تشکر کرده اند.
  2. mohammad_bk

    mohammad_bk کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    914
    تشکر شده:
    103
    جنسیت:
    مرد
    خیلی با حال بود khandidan
     
  3. 3vil

    3vil کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏15 آگوست 2012
    ارسال ها:
    16
    تشکر شده:
    4
    جنسیت:
    زن
    jaleb bud!!!!!!!!!!!!!
     
  4. anita

    anita کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2012
    ارسال ها:
    12
    تشکر شده:
    5
    جنسیت:
    زن
    چی بگم ما که 3 یا 4 دور بیشتر نمیخوندیم
     
  5. mohammad_bk

    mohammad_bk کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    914
    تشکر شده:
    103
    جنسیت:
    مرد
    به خدا ما یه دور به زور میخونیمnishkhand .. تازه با کلی استثناkhandidan ... 3و4 دور میخوندین واقعا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ taajobtaajobtaajob
     
  6. anita

    anita کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2012
    ارسال ها:
    12
    تشکر شده:
    5
    جنسیت:
    زن
    شما همه جوره تقلب میکنین دیگه
     
  7. mohammad_bk

    mohammad_bk کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    914
    تشکر شده:
    103
    جنسیت:
    مرد
    راهه حل هایه مارو هم که دیدی khandidan.... ولی خدایش ... هر سوالی میاد الا اون چیزی که خوندیم یا براش تقلب داریم ... شما ها هم دلتون برامون نمیسوزه یه چیزایی بهمون برسونین narahat
     
  8. anita

    anita کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2012
    ارسال ها:
    12
    تشکر شده:
    5
    جنسیت:
    زن
    شما رفتی فوتبال دیدن وعشق وحال ..ما خون دل خوردن بیمارستان رفتن .انصافه تبادل اطلاعات هم بکنیم
     
  9. mohammad_bk

    mohammad_bk کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    914
    تشکر شده:
    103
    جنسیت:
    مرد
    یه کمکیه در راه خدا و در راه علم .... مگه چی میشه یه ذره برگه پاسخ نامه رو جابجا کنین یکی هم ببینه یه خیری برسونین ؟؟؟narahat
     
  10. anita

    anita کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2012
    ارسال ها:
    12
    تشکر شده:
    5
    جنسیت:
    زن
    احتمالا هنوز دانشجویی که اینقدر نگرانی!!!!!!!!!1
     
  11. mohammad_bk

    mohammad_bk کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    914
    تشکر شده:
    103
    جنسیت:
    مرد
    اره ... به خدا دهنمون کف کرد انقدر پاچه خواری و منت کشی استاد رو کردیم ... یکی دو نمره که به جایی بر نمیخوره ؟؟؟؟؟؟؟narahat
     
  12. anita

    anita کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏9 آگوست 2012
    ارسال ها:
    12
    تشکر شده:
    5
    جنسیت:
    زن
    خوب درس بخون که مجبور نشی پاچه خواری کنی
     
  13. mohammad_bk

    mohammad_bk کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    914
    تشکر شده:
    103
    جنسیت:
    مرد
    ما درس میخونیم ولی تو این مخ فرو نمیره .. حواسمون به مورچه که داره از رو قالی رد میشه هست ولی به کتاب دستمون نیسnarahat
     
  14. atefeh_n

    atefeh_n کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    111
    تشکر شده:
    245
    جنسیت:
    زن
    بی بخیال بابا .
    من کلا 1 دور می خونم همیشه هم 17 به بالا میشم .
     
  15. atefeh_n

    atefeh_n کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    111
    تشکر شده:
    245
    جنسیت:
    زن
    خداییش درس خوندن سخته ، اگه آسون بود همه دکتر و مهندس میشدن .
     
  16. mohammad_bk

    mohammad_bk کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    914
    تشکر شده:
    103
    جنسیت:
    مرد
    تایید
     
  17. aphrodit

    aphrodit کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    1,676
    تشکر شده:
    662
    والا ما که با یه دورم پاس کردیم:d
     
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.