1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

اس ام اس غمگین و دل شکسته ۹۱

شروع موضوع توسط ღღfatemehღღ در ‏22 آگوست 2012 در انجمن اس ام اس و جوک

  1. ღღfatemehღღ

    ღღfatemehღღ ♥♀ҒдТЄщЭЧ♀♥ برترین کاربر انجمن کاربر پر تلاش ( طلایی) کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,355
    تشکر شده:
    3,575
    جنسیت:
    زن
    خسته ام از لبخند اجباری / خسته از حرف های تکراری
    خسته ام از آدم های تکراری / خسته از محبت های خالی
    .
    .
    .
    همانند پلی بودم برای عبورت
    به فکر تخریب من نباش
    رسیدی دست تکان بده
    من خود فرو میریزم …
    .
    .
    .
    کلاغ جان …قصه من به سر رسید …سوار شو …تو را هم تا خانه‌ات می رسانم
    .
    .
    .
    هر سحر آفتاب من بودی
    همه شب ها شهاب من بودی
    ور شکستم بدون چشمانت
    تو تمام حساب من بودی . . .
    .


    .
    .

    رد پای زرد پاییز / باز میون لحظه هامه
    قطره های سرد بارون / دوباره رو گونه هامه
    ابرای سیاه غصه / آسمونمو پوشونده
    دیگه خورشیدی ندارم / داغ تو اونم سوزونده
    .
    .
    .
    من ماندم و حلقه طنابی در مشت / با رفتن تو به زندگی کردم پشت
    بگذار فردا برسد می شنوی / دیروز غروب ، عاشقی خود را کشت
    .
    .
    .
    اولین خنده ز بی دردی بود
    آخرین گریه ز بی درمانی
    .
    .
    .
    خاطرات آدم مثل یه تیغ کند میمونه که رو رگت میکشی!
    نمیبره اما تا میتونه زخمیت میکنه
    .
    .
    .

    گهگاهی سفری کن به حوالی دلت
    شاید از جانب ما خاطره ای منتظر لمس نگاهت باشد
    .
    .
    .
    خــوب ِ مــن ،
    همین جا درون شعرهایم بمان
    تا وسوسه یِ دوستت دارم هایِ دروغینِ آدمها مرا با خود نبرد
    به سرزمین هایِ دورِ احساس ؛
    من اینجا هر روز با تـو عاشقی می کنم بی انتها
    شعرِ من بهانه ایست برای مـا شدن دستهایمان
    تا تکرارِ غریبانه یِ جدایی را شکست دهیم
    .
    .
    .
    بهار من مرا بگذار و بگذر / رهایم کن برو دلدار و بگذر
    من عادت می کنم اینجا به غمها / مرا پر کن از این اجبار و بگذر
    .

    اس ام اس عاشقانه خرداد ۹۱، اس ام اس غمگین، تنهایی، جمله های غمگین


    .
    .
    توی دنیایی که قلبا هر کدوم یه جا اسیرن
    کاش به فکر اونا باشیم ، که از این زمونه سیرن
    .
    .
    .
    من مرده ام … به نسیم خاطره ای ، گاهی تکانی می خورم … همین
    .
    .
    .
    غــم که نوشتن ندارد نفوذ می کند در استخوان هایت…
    جاسوس می شود در قــلبتـــ
    آرام آرام از چشم هایت میریزد بیرون…
    .
    .
    .
    گــریان شده دلـــــم….
    همچـــون دختـــرکـــی لجبـاز…
    پا به زمین می کـــوبد…
    تــــو را میـــخواهد….
    فقط “تــــــــــــــــــو” را…
    .
    .
    .
    هربار که کودکانه دست کسی را می گرفتم ، گم میشدم
    حالا آنقدر که در من هراس گرفتن دستی است ، اضطراب گم شدن نیست !
    .
    .
    .
    جان غمگین ، تن سوزان ، دل شیدا دارم / آنچه شایسته عشق است ، مهیا دارم
    سوز دل ، خون جگر ، آتش غم ، درد فراق / چه بلاها که ز عشقت من تنها دارم
    .
    .
    .
    خاطرات مثل یه تیغ کند می مونه…که رو رگت میکشی…
    نمیبره ، اما تا می تونه زخم میکنه…
    .
    .
    .
    دنیا اونقد کوچیکه که آدمایی رو که ازشون متنفری هر روز میبینی
    ولی اونقدر بزرگه که اونی که دلت می خواد رو هیچوقت نمیبینی …
    .
    .
    .
    به من گفت برو گورِت رو گم کن …
    و حالا هر روز با گریه به دنبال قبر من می گردد !!!
    کاش آرام پیش خودت و زیر زبانی می گفتی :
    “زبانم لال !”
    .
    .
    .
    دردم این است که باید پس از این قسمت ها
    سال ها منتظر قسمت آخر باشم
    .
    .
    .
    سکوت و خلوت بغض شبانه / چه دلگیر است بی تو حجم خانه
    تو رفتی و دلی دارم که هر دم / برای گریه می گیرد بهانه
    .
    .
    .
    دوست دارم یک شبه ، هفتاد سال پیر شوم
    در کنار خیابانی بایستم…
    تو مرا بی آنکه بشناسی ، از ازدحام تلخ خیابان عبور دهی…
    هفتاد سال پیر شدن یک شبه
    به حس گرمی دست های تو
    هنگامی که مرا عبور میدهی بی آنکه بشناسی،
    می ارزد..!
    .
    .
    .
    لعنت به همه قانون های دنیا که در آن شکستنِ دل پیگرد قانونی ندارد !
    .
    .
    .

    دلم غمگین غمگین است
    در این کومه
    در این زندان
    در این غوغای خاموشی
    در این جشن فراموشی
    در این دنیای بی مهر و کم آغوشی
    دلم ترسیده و تنگ است
    دلم ترسیده از آه پر از درد پدرهامان
    و از چشم پر از اشک تمام مادر ها
    دلم آشوب آشوب است
    دلم سرد و تنم بی روح بی روح است
    نمی خواهم، نمی خواهم دگر
    این زندگانی را و دل را
    نگاهم خیره بر بالا
    به دنبال نگاهی ساده می گردد
    و می بینم، و می بینم هوای گریه دارد آسمان هم پای چشمانم
    می روم آرام
    گونه ام خیس است
    آسمان می بارد امشب بر من و بر گریه هایم سخت…
    .
    .
    .
    دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش
    .
    .
    .
    چند تکه از تو
    پریشان افتاد
    ته فنجانی که فالم را می گرفت…
    می گفت آرام نیستی
    و فردا هیچ نامه ای نخواهد آمد…
    .
    .
    .
    شد کوچه به کوچه جستجو عاشق او
    شد با شب و گریه رو به رو عاشق او
    پایان حکایتم شنیدن دارد
    من عاشق او بودم و او عاشق او…
    .
    .
    .
    عاشقی با قلب من بیگانه شد
    خنده از لب رفت و یک افسانه شد
    حس و حالی بعد عشق آمد پدید
    بعد آن شب زندگی غمخانه شد
    .
    .
    .
    سوژه بدین گریه کنم
    اشکمو زودی ول کنم
    با سختی غصه و غم
    یکمی درد و دل کنم
    .
    .
    .
    ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم
    تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم . . .
    .
    .
    .
    چه حرف بی ربطیست که مرد گریه نمی کند
    گاهی آنقدر بغض داری که فقط باید مرد باشی تا بتوانی گریه کنی…
    .
    .
    .
    شاید چشم های ما نیاز داشته باشند که گاهی با اشک های مان شسته شوند
    تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم…
    .
    .
    .
    میروی و من فقط نگاهت میکنم
    تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم بی تو
    یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو
    همین یک لحظه باقی است
    و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم
    .
    .
    .
    از دیگران بریدم تا مهربان بمانی
    نامهربان تو رفتی با دیگران بمانی؟
    .
    .
    .
    عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
    امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
    و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
    و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست ..
    و غمــت سـهم ِ مــن!
    .
    .
    .
    درد اگر * شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو !
    استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !
    .
    .
    .
    شبانه هایم برای تو
    عشق هم …
    خاطره ی مُرده ای باشد
    برای وقت های کسالت
    .
    .
    .
    من که به هیچ دردی نمیخورم …
    این دردها هستند که چپ و راست به من میخورند …
    .
    .
    .
    دیار عاشقی هم شهر هرت داره !!!
    خیلی راحت دل می دزدن ، دل می برن ، دل می شکنن …
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.