1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

حکایت ثروتمند و فقیر......

شروع موضوع توسط kamikazi در ‏3 سپتامبر 2012 در انجمن نثر-داستان-حکایت

  1. kamikazi

    kamikazi کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏25 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    348
    تشکر شده:
    107
    جنسیت:
    زن
    روزی یک مرد ثرتمند پسر بچه کوچکش را به یک روستا برد تا به او انجا نشان دهد مردمی که در انجا زندگی می کنند چه قدر فقیر هستند. آن دو یک شبانه روز در خانه محقر یک روستایی مهمان بودند.

    در راه بازگشت و در پایان سفر مرد از پسرش پرسید:نظرت در مورد مسافرتمان چه بود؟

    پسر پاسخ داد: عالی بود پدر!

    پدر پرسید: آیا به زندگی آنها توجه کردی؟

    پسر پاسخ داد: بله پدر!

    و پدر پاسخ داد: چه چیز یادگرفتی از این سفر؟

    پسر پسر کمی اندیشد و بعد به آرامی گفت: فهمیدم که ما در خانه یک سگ داریم و انها چهارتا. ما در حیاطمان یک فواره داریم و انها رودخانه ای دارند که نهایت ندارد. ما در حیاطمان فانوسهای تزیینی داریم و انها ستارگان را دارند. حیاط ما به دیوارهایش محدود می شود اما باغ انها بی انتهاست.

    با شنیدن حرفهای پسر زبان مرد بند امده بود. پسر اضافه کرد: متشکرم پدر تو به من نشان دادیکه چقدر ما فقیر هستیم!
     

    موضوعات مشابه

    bahar66 از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.