1. بالاخره مسابقه کاربر برتر با جوایز ارزشمند برای فعالترین کاربران!
    هر ماه ربع سکه بهار آزادی و چندین فلش مموری به کاربران برتر به انتخاب شما!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به انجمن مسابقات و جوایز سر بزنید.
    رد اعلامیه

فیلمنامه اخراجیهای 3 (طنز)

شروع موضوع توسط ღღfatemehღღ در ‏8 سپتامبر 2012 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. ღღfatemehღღ

    ღღfatemehღღ ♥♀ҒдТЄщЭЧ♀♥ برترین کاربر انجمن کاربر تایید شده کاربر پر تلاش ( طلایی)

    تاریخ عضویت:
    ‏14 آگوست 2012
    ارسال ها:
    3,355
    تشکر شده:
    3,575
    جنسیت:
    زن
    عوامل پیشنهادی:

    کارگردان:
    کار گروهی، به اضافه بداهه‌پردازی اضافه
    مدیر فیلمبرداری: استاد نورچشمیان با تشکر از همکاری صمیمانه کوجی زادوری
    تهیه‌کننده: برادر کیسه‌ساز
    موزیک: سرجیو شب‌خیز
    بازیگران: همه قبلی‌ها به اضافه محمدرضا گلزار، نادیا دلدار، حسین پرستار و... مهناز افشار

    طرح داستان:
    اراذل محل که در قسمت قبل در چنگال دشمن سابقاً بعثی خونخوار گرفتار شده بودند، اینک آزاد شده و به دامن مام میهن بازگشته‌اند.
    اراذل تصمیم می‌گیرند جمیعاً و به همراه خانواده‌های مربوطه به جهت یک سفر تفریحی ـ زیارتی ـ سیاحتی ـ تجارتی ـ سینمایی راهی عتبات عالیات در کشور عراق شوند.
    به همین جهت بایرام لودر از طرف همه اراذل به حاجی گرینوف که پس از بازنشستگی به کار کاروان‌داری مشغول شده، مراجعه می‌کند. حاجی گرینوف به بایرام خندیده و به او می‌گوید: شما قبلاً دوبار جاهای مختلف را به گند کشیدید و دوباره نباید این‌کار را بکنید. بایرام با لهجه شیرین آذری به او توضیح می‌دهد که به تعداد آدم‌ها برای رسیدن به خدا راه هست و هرکس بگوید نیست غلط کرده و پخ یئیپ.
    در همین لحظه حاج‌آقا صدیق شریف وارد می‌شود و به حاجی گرینوف می‌گوید: اینها هنوز بنده خدا هستند و اگر تا امروز آدم نشده‌اند برای این است که اخراجی‌های چهار و پنج در راه است و تازه اول عشق می‌باشد و تازه اول دشت می‌باشد و نمی‌شود سرچراغی دکان را تعطیل کرد. در نتیجه حاجی به تعداد لازم به آنها بلیط و ویزا می‌فروشد.
    چند روز بعد همه اراذل به همراه خانواده در محل قرار جمع می‌شوند. اراذل محل شامل بایرام و کریم بیژن مرتضوی و امیر دودو و جواد رضویان و خانواده‌های مربوطه در کنار حاجی گرینوف و منزل و حاج‌آقا صدیق‌شریف به همراه حاج فرمانده و جواد همیشه‌هاشمی سوار اتوبوس ولووِ حاج رسول می‌شوند و با یادکردی از مجید سوزوکی، به طرف عراق حرکت می‌کنند.
    بایرام قبل از شروع حرکت یک جوک بی‌تربیتی تعریف می‌کند که ما الان نمی‌توانیم بگوییم، ولی در فیلم خواهید دید. حاج رسول نیز یک فیلم هندی با شرکت آمیتاب باچان و دوستان در داخل دستگاه گذاشته و اراذل به نوبت حرکات موزون آذری و بندری و بریک‌دانس انجام می‌دهند و روح خود و تماشاگران را جلای خاص می‌بخشند.
    جمع اراذل، در راه ناگهان با یک محمدرضا گلزار روبرو می‌شود که تریپ مبتذل غربی زده و کنار جاده ایستاده و از وجناتش پیداست که نیاز به هدایت دارد. در نتیجه به اشاره کارگردان، برای اخراجی‌های بعدی او را سوار اتوبوس کرده، به راه خود ادامه می‌دهند.
    در یکی از شهرهای مرزی امیر دودو برای خرید مواد از اتوبوس پیاده و بلافاصله توسط نیروهای خدوم انتظامی دستگیر می‌شود. در اینجا شخص کارگردان به همراه حاج فخرالدین صدیق‌شریف، به‌ناچار از اتوبوس پیاده شده و به مسئولان نیروی انتظامی توضیح می‌دهد که خودی هستند و هماهنگ شده و چون در راستای موارد مربوطه است، ایرادی ندارد و برادران خدوم نیز دودو را آزاد کرده و اراذل به راه خود ادامه می‌دهند.
    در همین حین دکی جون که از کاروان جا مانده بود به کاروان می‌رسد و در اولین خبر، پرتاب ماهواره امید و دیگر پیشرفت‌های علمی اخیر را به تمامی اراذل تبریک می‌گوید. اراذل نیز به پاس این پیشرفت علمی با خواندن ترانه «دوباره می‌سازمت وطن» علاوه بر تقدیر و تشکر از سعه صدر مسئولان ممیزی ارشاد، ابراز عشق به آب و خاک خود را به شدت به نمایش می‌گذارند.
    پس از ورود اتوبوس به عراق، گشت نیروهای آمریکایی جلوی اتوبوس را می‌گیرد و اظهار می‌دارند باید همه افراد را بگردند تا اجازه عبور بدهند. بایرام لودر و آقاجون عارف‌نشان از ماشین پیاده شده و اظهار می‌دارند این‌کار غیرناموسی است و محال است بگذارند نیروهای نامحرم آمریکایی، خواهر و مادر اراذل را بگردند. آمریکایی‌های بی‌ناموس حرف آنها را قبول نمی‌کنند و در نتیجه بایرام سر آنها را با شیرین‌کاری و لهجه آذری گرم می‌کند و اتوبوس یواشکی و بدون آنکه نیروهای آمریکایی متوجه شوند فرار می‌کند. بایرام نیز پس از دقایقی خود را به اتوبوس می‌رساند.
    اتوبوس اراذل در ادامه به یکی از شهرهای عراق می‌رسند. بیژن قالپاق از اتوبوس پیاده و وارد شهر می‌شود و می‌بیند که آنجا حلبچه است و مردم همگی بازماندگان جنایات ددمنشانه صدام هستند. در نتیجه مقداری آب معدنی و بیسکویت بلند می‌کند و به اتوبوس برمی‌گردد.
    اراذل در ادامه راه به یک منطقه مشکوک می‌رسند. پس از ورود به آن منطقه متوجه می‌شوند، آنجا یک منطقه بعثی‌نشین است و در آنجا مسئولان سابق اردوگاه اسرا، از جمله غول برره و بیوک میرزایی بر اثر جنایات‌شان زندگی فلاکت‌باری را می‌گذرانند. در این لحظه آقاجون عارف‌نشان دوتارش را از داخل جورابش درمی‌آورد و با اجرای نغمه‌ای معنوی، شعری را در باب عاقبت خوب‌ها و بدها اجرا می‌کند و پس از آن نیز تک‌تک اراذل با ارائه جوک‌های ک‌دار، فضایی سراسر خنده و معنویت را رقم می‌زنند. پس از آن بایرام نیز با خواندن شعر «دیوونه شو دیوونه» زودگذر بودن حیات دنیوی را به همگان یادآور می‌شود.
    در این لحظه پنج نفر از اراذل از جمله بایرام و بیژن مرتضوی و حاج رسول و جواد رضویان به همراه محمدرضا گلزار که کمال همنشین در او اثر کرده و از تیپ سوسول غربی به تیپ جاهل مشدی متحول شده، از پنج نفر از خواهران حاضر در صحنه خواستگاری می‌کنند و پس از دریافت جواب بعله، فی‌المجلس و عندالمطالبه، مجلس بعله‌برون و عقدکنون را انجام داده، به هم محرم می‌گردند و باقی قضایا.
    در پایان و پس از نود دقیقه شادی و خنده و معنویت، اتوبوس به یکی از شهرهای زیارتی می‌رسد و از آنجا که با هرچیز بشود شوخی کرد، با مقدسات نمی‌شود شوخی کرد، کارگردان و بقیه عوامل حاضر در صحنه، فیلم را در همین‌جا به پایان می‌رسانند و همه شما بار دیگر به خداوند بزرگ سپرده می‌شوید.
     

    موضوعات مشابه

XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.