1. بالاخره صندلی داغ برای کاربران ، این ماه برگذار شد!
    صندلی داغ آبان ماه ۹۵ رو هلیا با نام کاربری ( haleya ) مهمان این برنامس!
    برای اطلاعات بیشتر حتما به صندلی داغ در موضوعات آزاد سر بزنید.
    رد اعلامیه

خاطرات خنده دار

شروع موضوع توسط NaNaziii در ‏13 سپتامبر 2012 در انجمن مطالب طنز آمیز

  1. NaNaziii

    NaNaziii کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏23 ژوئیه 2012
    ارسال ها:
    261
    تشکر شده:
    406
    جنسیت:
    زن
    ما یه رفیق داریم اسمش مهرداد فکر کنم اسم خدای سوتی یونان باستانم مهرداد باشه از بس این بشر سوتی میده.
    پدر بزرگش مرده بود داشتیم باهاش همدردی میکردیم می خواست بگه: مرگ حقه ،
    گفت: حقش بود
    من :(
    رونالدو بعد از حرکت معروفش (پیکه) :) )))))

    فرستنده : C.Ronaldo
    .
    .
    .
    .
    رفته بودیم روستای فامیلمون واسه عید ببینیمشون . با پسرشون رفتم سر زمینشون یه چوپانه داشت میومد. سلام احوال پرسی کرد با فامیلمون. من رو که اومد معرفی کنه چوپانه گفت : چقدر قیافه ت اشناست کجا دیدمت!... اها یادم اومد تو فیس بوک !!
    من :-o
    مالک فیس بوک :-o
    گوسفندا در حال چریدن :-o
    سگ گله :-o
    فرستنده : MR.X
    .
    .
    .
    .
    تابستون سال قبل ، آخر شب بود که خسته کوفته و خواب الود رفتم بخوابم، قبل خواب یه اس به دوستم دادم گفتم: شبت بخیر عزیزم،خوابای نیلوفری ببینی، بووووووووووووس
    جواب اومد: به به شب تو هم بخیر عشقم، بابا جان کاشکی همیشه ما رو با دوستت اشتباه بگیری !!!
    بعدش صدای خنده پدر مادرم خونرو برداشت
    منx-(
    فرستنده : محمدکیان - مشـــــــــهد
    .
    .
    .
    .
    بچه دبستانی که بودم فکر کنم دوم
    مامانم خسته بود منم حوصلم سر رفته بود ..
    هر کاری کردم باهام بازی کنه نشد رفت گرفت خوابید منم رفتم برچسب که تازه خریده بودم اوردم برچسبام شکلک بود مثله یاهو مسنجر..
    بعد من اینارو می چسبوندن روی صورته مامانم بعد می کندم یه شکلک دیگه می زدم
    بعد کم کم خسته شودم خوابم رفت
    مامانم که بیدار شده بود منو صدا نکرده و رفته خرید که چیزی بخره
    بعد میره تو مغازه ......
    (اگه نفهمیدید : برچسبا رو صورش بوده متوجه نشده)
    مامانم که نمی دونست :)
    مغازه دار _o.0_
    مامانم بعد که مغازه داره بهش گفته :(((
    مغازه دار :)))))))))))))
    من که.... :0
    فرستنده : zeez
    .
    .
    .
    .
    دو سه روز پیش به یکی شماره دادم شب بهم اس داد یکی دو ساعت باهاش اس ام اس بازی کردم از اولش من گفتم اسمم شهریاره هر چی گفتم اسمت چیه نمیگفت. خلاصه اخرش موقع شب بخیر بش گقتم نگفتی اسمت چیه ها؟ بنده خدا اومد کلاس بزاره گفت : من همونیم که شبا تو آسمونه! منم گقتم :بیشتر توضیح بده متوجه نشدم:دی گفت مگه شب چند تا چیز تو آسمون داریم ؟ منم گفتم :خفاش هست جغد هست کودومشون ؟ بی جنبه گوشیشو خاموش کرد :دی
    ملت اعصاب ندارن :)
    فرستنده : hotboy797
    .
    .
    .
    .
    یه پسر خاله دارم 3 سالشه
    یه روز براش یه بسته پفک بزرگ خریدم
    بعد بهم هی می گفت :بخل (بخور). بخل بخل دیگه
    من 1 دونه برداشتم خوردم بعد اومدم بعدی رو بردارم گفت : خیلی می خولی ها شام نمی خولی ها
    بزال(بزار) بدنم بخول هول نزن
    من :ا
    پسر خالم :q
    فامیلا :0
    یونیسف :0
    خالم :)))
    روفتگر خیابون :)))
    فرستنده : zeez
    .
    .
    .
    .
    دوستم پفک بهم تعارف کرد دوتا برداشتم گفت خب دیگه بسته .برگشت دستش خورد به درخت نصفش ریخت تو جوب!( کلید اسرار ) ... :)))

    فرستنده : hotboy797
    .
    .
    .
    .
    بچه بودم مامانم روز اول منو برد مهد کودک؛مربیا جلو اونا بازی گرگم و گله میبرم رو اجرا کردن ؛من شدم سردسته گله؛مربی هم شد گرگ؛
    مربی:گرگم و گله می برم...
    من با صدای بلند و رسا:تو غلط میکنی گله منو ببری :@
    مربی :/
    مامان :0

    فرستنده : jigar tala
    .
    .
    .
    .
    با داداشم رفته بودیم نمایشگاه کتاب بعد وایساده بود جلوی یه قرفه داشت به یه کتاب نگاه میکرد منم به کتاب برداشتم نگاه کردم تو این فاصله متوجه نشدم که اون رفته اون ور تر یه دختره اومده جاش گفتم خوب داداش بریم جواب نداد منم دستشو گرفتم که بکشم دیدم دستش چه نرم شده نگاه کردم دیدیم دختره حالا ما میخوایم دس دختره رو ول کنیم اون ول نمیکنه!!!داداشم اومده میگه بی جنبه اینجا جای این کارا نیست.....

    فرستنده : آق رسول
    .
    .
    .
    .
    دوستم یه پراید داره شیشش دودیه،بعد این یارو واسمون آش نذری آورده بود . این زنگ زد گفت بیا دم در آش بگیر،منم رفتم گرفتم ازش،یه انگشت خوردم بعد گفتم این چیه دیگه برو اینا رو بده به مادرت (به شوخی)بعد یهو مادرش شیشه ماشینو کشید پایین گفت سلام!!!!

    فرستنده : reza joon
    .
    .
    .
    .
    چن وقتی هست میرم بدنسازی
    یه شونه تخم مرظ خریده
    بودم ک بخورم
    از باشگاه برگشتم دیدم اثری ازش نیست
    بهم گفتن صامی(داداش 5 سالم)
    شکوندتشون
    با حالت عصبانیت بهش نگاه کردم
    گفت هاااااااااا چیه
    دو روز رفتی بدنسازی گردن کلفت شدی جوجه؟
    من=-0
    گنده لات محل=-0
    دمبل های باشگاه=-0
    رونی کلمن=0-
    آرنولد شوتی=-0

    فرستنده : yahya az pa dena
    .
    .
    .
    .
    به داداش 5 سالم میگم
    بیا چن تا شنا برو
    تا قوی بشی
    میگه آخه چطوری اینجا شنا برم
    حداقل یه تشت آب بذار تو حیاط تا توش شنا برم
    من :-|

    فرستنده : yahya az pa dena
    .
    .
    .
    .
    مامانم بهم گفت مارو ببر تو شهر
    میخایم لباس بخریم
    داداش پنج سالم
    با دادو فریاد اومد گفت که منم
    میخام بیام
    گفتم تو چی میخای؟
    گفت هم لباس میخام هم شلوار
    منو میگی
    پکیدم از خنده: )

    فرستنده : yahya az pa dena
    .
    .
    .
    .
    رفتم مغازه " خدمات کامپیوتری" ، به یارو میگم : میخواستم یه برام یه چارت تو ورد طراحی کنید....
    میگه: چارت؟؟؟؟ چارت چیه؟؟!!!!
    میگم: همون جدول دیگه...
    میگه: عَـــــــــــــــــــــــــــه... مگه تو ورد هم میشه جدول درست کرد؟؟؟؟
    من:| خسته نباشید، خیلی ممنون...
    داشتم از مغازه میومدم بیرون، صدا کرده میگه: آقا ببخشید اگه شما بلدید، میشه به منم یاد بدید؟؟؟؟
    من :| :| :|
    سوالی که پیش میاد اینه که کسی چاقو گذاشته بوده بیخ گلوی این بابا که مغازه " خدمات کامپیوتری" باز کنه؟؟؟؟؟ یعنی اگه بقالی میزد، روح استیو جابز میرفت رو ویبره؟؟؟؟

    فرستنده : آقاجون
     

    موضوعات مشابه

    taigerelektra و JIJILI از این پست تشکر کرده اند.
  2. JIJILI

    JIJILI کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2012
    ارسال ها:
    220
    تشکر شده:
    384
    جنسیت:
    زن
    tashvighkhandidan
     
    NaNaziii از این پست تشکر کرده است.
  3. amir-2

    amir-2 کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏3 آگوست 2012
    ارسال ها:
    133
    تشکر شده:
    82
    جنسیت:
    مرد
    mamnun aaliietashvigh
     
    NaNaziii از این پست تشکر کرده است.
  4. aphrodit

    aphrodit کاربر تایید شده

    تاریخ عضویت:
    ‏18 آگوست 2012
    ارسال ها:
    1,676
    تشکر شده:
    662
    khandidankhandidan
     
    NaNaziii از این پست تشکر کرده است.
XenForo Add-ons by Brivium ™ © 2012-2013 Brivium LLC.